ببینید شما یک مقدار زیادی منفعل عمل کردید.معنی نمیدهد که ایشان جلوی راه شما بایستند و تا متوجه نشدند گل را از کجا آوردید ول نکنند.اصلا به ایشان چه ربطی دارد؟در قدم اول خیلی خشک و جدی برخورد کنید و کاملا به ایشان بفهمانید حق هیچ دخالتی در امور شما را ندارند و توجهاتشان خوشایندتان نیست.اگر قضیه حل نشد دانشگاه حراست دارد از ایشان به حراست شکایت کنید.پدرتان را هم حتما در جریان بگذارید.به ایشان هم حتما اخطار بدهید که اگر این رفتار ادامه پیدا کند شما از ایشان به حراست دانشگاه به خاطر مزاحمت شکایت میکنید.شما با جواب دادن به این آقا در مورد شهری که برای کنکور انتخاب میکنید به نوعی به تصور آن آقا چراغ سبز داده اید باید جواب میدادید به شما ارتباطی ندارد.یا اصلا جوابشان را نمیدادید.گاها وقتی دختری دور از دسترس به نظر برسد برخی افراد بیمار ممکن است سعی کنند این دختر را به خودشان علاقه مند کنند تا از این طریق غرور خود را ارضا کنند.وقتی هم دختر علاقه مند و وابسته شد معمولا او را رها میکنند.مثل برخورد این آقا با دوست دختر فعلی.مواظب باشید چون توصیفات شما رفتاری است که معمولا پسرها در راستای جلب توجه و علاقه دخترها از خود نشان میدهند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)