به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 116

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 شهریور 96 [ 23:39]
    تاریخ عضویت
    1395-3-02
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    1,545
    سطح
    22
    Points: 1,545, Level: 22
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 29 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه اتفاقا,تا قبل از این مسایل خیلی همدیگه رو می دیدیم,یا اون می اومد یا من.ولی بعد ماجرای بدهکاریهاش دیگه کمتر شد ولی قبلش همه چی عالی بودمن خیلی بیش از حد به همسرم وابسته بودم و دوریش همیشه عذابم می داد.منم اشتباهاتی داشتم که دیر متوجه شدم ولی الان با تمام وجودم دارم سعی می کنم که اصلاحشون کنم.مثلا وقتی بحثمون میشد و همسرم تلفن رو قطع می کرد من بازم بهش زنگ میزدم یعنی انقدر زنگ میزدم که مجبور بشه جواب بده و اونم از این رفتارم ناراحت میشد.یا مثلا گفت بیا بدون جشن ازدواج بریم سرخونه زندگیمون که پول ندارم ولی من چون جشن عقد و نامزدی نداشتم قبول نکردم و دعوامون شد و تو دعوا گفتم با بدهکاریت گند زدی به زندگیمون.خودم قبول دارم اشتباه کردم و ای کاش همون موقع می رفتم سر خونه زندگیم.الان خیلی ناراحتم و واقعا میخوام همه چی درست بشه.یه چیز دیگه که هست من خودم سر عصبانیت اول گفتم بریم طلاق بگیریم.جریان هم این بود که چند ماه بود همسرم رو ندیده بودم و شدیدا دلتنگ بودم.چند بار بهش گفتم کاراتو عقب بنداز و واسم وقت بزار ولی همش می گفت کار دارم یا چند بار خودم گفتم بیام شهرتون که گفت نیا کار دارم و حوصله ندارم.بعد هم با دوستاش قرار گذاشتن چند روز برن ترکیه,منم گفتم میام که گفت می خوام با دوستام برم که بعد انگار دوستش نتونسته بود بره و همسرم تنها رفت ترکیه.منم خیلی ناراحت بودم ازش,ترکیه که بود گفتم به من بی توجهی و میرم طلاق میگیرما که گفت طلاق نمیخوام من.البته من از فشار دوری این حرفو زدم و جدی نگفتم.بعد هم که از ترکیه برگشت هنوز ازش ناراحت بودم که خیلی وقته همو ندیدیم و اون همش درگیره کاره.تا اینکه یه شب با دوستاش رفته بود بیرون منم دلم میخواست اونجا بودم,پیام دادم گفتم طلاقم بده,که دیدم اونم گفت باشه و دیگه کوتاه نیومد.البته بخدا من همش از فشار دوری و دلتنگی اون حرفو زدم ولی همسرم جدی گرفت و دیگه کوتاه نیومد.و الان هم همش عصبانیه.من همسرم و زندگیمو دوست دارم و نمیخوام طلاق بگیرم.میخوام رفتارای اشتباهمو جبران کنم چون منم خودمو مقصر می دونم ولی همسرم فقط میگه طلاق.خدایا به دادم برس.تورو خدا زودتر جوابمو بدین چیکار کنم.همسرم حتی باهام حرف نمیزنه و از هم دوریم و دو شهر مختلف هستیم.من می دونم اشتباهاتمو و میخوام که جبرانش کنم ولی همسرم خیلی مغرور و لجبازه و حاضر به حرف زدن نیست. و میگه دیگه زن و شوهر نیستیم.چیکار کنم کوتاه بیاد؟ .به کمکتون شدیدا احتیاج دارم.میخوام زندگیمو نجات بدم.
    بچه ها مشاور یا کس دیگه رو میشناسید که بتونه با همسرم تلفنی صحبت کنه و راضیش کنه یه فرصت دیگه به زندگیمون بده؟خیلی درموندا ام ,کلافه ام,نمی دونم چیکار کنم که منصرف بشه.دارم دق میکنم از ناراحتی.یعنی هیچ راهی نیست دیگه؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 بهمن 96 [ 03:51]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    2,113
    سطح
    27
    Points: 2,113, Level: 27
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بیتای عزیز
    وقتی پست هاتو میخونم میگم خدایا تاریخ چقدر تکرار میشه، وقتی از رابطه و حرفها و مشکلات مینوسی میگم خدایا چقد شبیه ماه بود این رابطه و مشکلات و حرفا، منم یک هنوز جهیزیم تو اتاقه،کلی آتلیه و آرایشگاه رفته بودم و حتی سفره عقد برای تالار رزرو کرده بودم ولی همه چی خراب شد یکدفعه.
    منم مثل شما شوهرم تا چند هفته و قبل شروع مشکلات تحمل دوریمو نداشت ولی یک دفعه انگار دنباله بهانه میگشت تا بره، ولی من منشا بهانه هاشو تا حدودی حدس زدم که عمده مشکلات بر میگرده به همون مشکل مالی و بیکاری و در رفتن از زیر بار مسولیت یه زندگی.و علاوه بر اون رویای خارج و دخالت های خانواده هم بی ثاثیر نبود و مثل شما یک دفعه اون عشق هفت هشت ساله تبدیل شد به یه سنگ یخ.
    بزارش تو حال و هوای خودش باشه،نه بلاک کن نه تماس بگیر نه قهر کن،عادی باش،آرامش داشته باش، رفتاری نکن که نشون بدی قهری یا آشفته ای یا ناراحتی یا در عذابی یا موضوع رو پذیرفتی،عادی باش و اگه تماسی گرفت یا پیام داد سعی کن بحث نکنی ،چون الان فقط،دنبال بهانه هستش و بهانه دستش نده بزار نگرانی ها یا هر دلیل دیگه ای که داره فروکش کنه، بزار به دور از تو و خانوادت و بحث حسابی فکر کنه،خانوادتم مثل خانواده من برای مشخص شدن تکلیف هر چندوقت یکبار با خودشو خانوادش تماس نگیرن ،اینجور بیشتر فراری میشه
    .بزار هروقت اومد سمتت فقط ببینه تو با یه دید عادی و با یه فکر آروم به مشکلات نگاه میکنی منتظر حرفهای اونی. حتی اگه بازم گفت طلاقو ما باهم تفاهم نداریم بحث نکن بگو اگه به این نتیجه رسیدی منو نمیخوای من حرفی ندارم و بحثی نکن.هرچقدم توجیه کرد بحث نکن. من در شروع مشکلات رفتم پیش یه مشاور دانشگاهی،با صراحت بهم گفت طلاق بگیر گفتم نه نمیتونم و گفت پس منتظر بشین که میان پاشنه خونتونو در میارن تا راضیت کنن به زندگی ولی اینجور نشد چون من افتادم پی تلاش برای بهبود رابطه و برعکس شد.

    خودت تو این مدت با دوستان تالار گفتگو کن و مقاله بخون که واقعا کمک میکنن خیلیییییییی پخته تر شی خیلی دیدت به مشکلت بازتر شه.خیلی عاقلانه تر تصمیم بگیری.

  3. 2 کاربر از پست مفید rooznika تشکرکرده اند .

    ZENDEGIBEHTAR (سه شنبه 11 خرداد 95), ستاره زیبا (جمعه 21 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.