به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array
    سلام
    خوش اومدید به تالار همدردی

    شما در اولویت اول باید خودتون رو بشناسید شخصیت خودتون، اخلاقتون، روحیاتتون، خط قرمزهاتون و.....

    اینکه شناخت کافی از مناسبات روحی خودتون ندارید باعث میشه در موضوعات مختلف تصمیماتی بگیرید یا رفتاری داشته باشید که متحمل فشارهایی بشید

    در واقع شخصیت شما این نوع زندگی را نمی پسندد اما همه ما درجه ای از سازگاری داریم و می توانیم تا زمانی با این سازگاری با موضوعی خلاف روحیه خود کنار بیایم اما از آنجا که همچنان با شخصیت ما در تضاد هست به مرور خزانه این سازگاری یا به تعبیر شما همان صبر به ته رسیده و حتی در بعضی با حرکت های تندی همراه هست.
    بهتر است از ابتدا مطابق با روحیه خود، مناسبات برخورد با دیگران را تنظیم کنیم و دامنه آن به گونه ای باشد که متحمل فشار در حال یا آینده نباشد
    مثلا اگر تا روزی یک ساعت در خدمت پدرومادر همسر بودن، شما را آزار نمیدهد ولی بیش از آن این اثر را دارد پس در همین دامنه بمانید
    دیگران نیز باید به مرور شخصیت شما را بشناسند و همانگونه شما را بپذیرند نه اینکه خود را به خاطر خواست و رضای دیگران تغییر دهید یا نقش بازی کنید که بار روانی آن شما را ازپا درآورد.شما اگر قرار باشد به رضایت تمام اطرافیان و آشنایان فکر کنید و رفتار خود را بر این اساس تنظیم کنید از خودتان چه میماند؟ اساسا می شود باب میل همه با تضادهایی که هست رفتار کرد آنگاه آسیب ندید؟

    بر اساس همین شناخت از خود باید خط قرمزهایی را برای زندگی خود تنظیم کنید کاری که باید از اول می کردید و به دیگران فرصت می دادید تا با خط قرمز های شما کنار بیان و حریم شمارو محترم بدانند و هیچوقت خودتون هم این خط قرمزهارو زیرپا نگذارید خصوصا بخاطر دیگران

    دومین نکته احساس ارزشمندی و دوست داشتن خودتان است.تا وقتی که این حس را نداشته باشید همیشه دیگران را مهم تر از خود میدانید و برایتان سخت است به اصول خود پایبند باشید آن هم به قیمت ناراحت کردن دیگران یا حرف دیگران که این موقع طبیعی است که دیگران هم اصول شما را به رسمیت نشناسند

    شما حاضرید دیگران ناراحت نشوند اما خودتان ناراحت و خسته و رنجور شوید این یعنی عدم حس ارزشمندی.

    تغییر در یک روش غلط سخت و زمان بر و با مقاومت دیگران همراه است اما حاصل آن آرامش است
    ویرایش توسط baran.68 : پنجشنبه 13 خرداد 95 در ساعت 13:10

  2. کاربر روبرو از پست مفید baran.68 تشکرکرده است .

    هلیاجون (پنجشنبه 13 خرداد 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 آذر 97 [ 02:41]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 43 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم باران جون،حرفاتون خیلی قشنگ وتاثیرگذاربود.
    امیدوارم بتونم ازاین به بعد حدومرزهامو رومشخص کنم .البته تاحدودی این کاروکردم مثلا صبح دیرتر رفتم طبقه ی بالاپیششون.چون معمولا اوناسرخیزن وزود بیدارمیشن.بااین کارم سعی کردم رفت وآمدم به خونه ی پدرشوهرم ساعات مشخصی نداشته باشه تامثل محل کار نشه برام واوناعادت نکنن.اما متاسفانه پدرشوهرم نیم ساعت که دیر برم بهم میگه چرا دیر اومدی وازاین حرفا.من هم انقدربهونه آوردم که دیگه خسته شدم.
    چون رابطه ی پدرشوهرم ومادرشوهرم خیلی صمیمی نیست واین صمیمی نبودن بیشتر از جانب مادرشوهرمه واصلا بهش توجهی نمیکنه پدرشوهرم هم همه خواسته هاشوبه من میگه.به مادرشوهرم حتی نمیگه برام یک لیوان آب بیار.وخیلی خیلی مسائل دیگه.حتی یک بارزمستون بهم میگفت بروبالاپشت بوموپاروکن.
    تابستون که میشه یه چندوقتی میرن شهرستان ومن تازه حس میکنم متاهلم.
    میدونم که بیشترش تقصیر خودمه وانقدری که سعی کردم بقیه روراضی نگه دارم واسه خودم ارزش قائل نشدم..
    فقط ازخدامیخوام زودتر ازاین خونه بریم وجداشیم.نمیگم کیلومترها ازشون دور شیم،توشهرخودشون بمونیم حتی توکوچه ی خودشون یه جایی نزدیکشون،اماخونم ازشون جداباشه.بتونیم تندتند بهشون سر بزنیم واحترامات سرجاش باشه امامستقل باشیم.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.