سلام
خوش اومدید به تالار همدردی
شما در اولویت اول باید خودتون رو بشناسید شخصیت خودتون، اخلاقتون، روحیاتتون، خط قرمزهاتون و.....
اینکه شناخت کافی از مناسبات روحی خودتون ندارید باعث میشه در موضوعات مختلف تصمیماتی بگیرید یا رفتاری داشته باشید که متحمل فشارهایی بشید
در واقع شخصیت شما این نوع زندگی را نمی پسندد اما همه ما درجه ای از سازگاری داریم و می توانیم تا زمانی با این سازگاری با موضوعی خلاف روحیه خود کنار بیایم اما از آنجا که همچنان با شخصیت ما در تضاد هست به مرور خزانه این سازگاری یا به تعبیر شما همان صبر به ته رسیده و حتی در بعضی با حرکت های تندی همراه هست.
بهتر است از ابتدا مطابق با روحیه خود، مناسبات برخورد با دیگران را تنظیم کنیم و دامنه آن به گونه ای باشد که متحمل فشار در حال یا آینده نباشد
مثلا اگر تا روزی یک ساعت در خدمت پدرومادر همسر بودن، شما را آزار نمیدهد ولی بیش از آن این اثر را دارد پس در همین دامنه بمانید
دیگران نیز باید به مرور شخصیت شما را بشناسند و همانگونه شما را بپذیرند نه اینکه خود را به خاطر خواست و رضای دیگران تغییر دهید یا نقش بازی کنید که بار روانی آن شما را ازپا درآورد.شما اگر قرار باشد به رضایت تمام اطرافیان و آشنایان فکر کنید و رفتار خود را بر این اساس تنظیم کنید از خودتان چه میماند؟ اساسا می شود باب میل همه با تضادهایی که هست رفتار کرد آنگاه آسیب ندید؟
بر اساس همین شناخت از خود باید خط قرمزهایی را برای زندگی خود تنظیم کنید کاری که باید از اول می کردید و به دیگران فرصت می دادید تا با خط قرمز های شما کنار بیان و حریم شمارو محترم بدانند و هیچوقت خودتون هم این خط قرمزهارو زیرپا نگذارید خصوصا بخاطر دیگران
دومین نکته احساس ارزشمندی و دوست داشتن خودتان است.تا وقتی که این حس را نداشته باشید همیشه دیگران را مهم تر از خود میدانید و برایتان سخت است به اصول خود پایبند باشید آن هم به قیمت ناراحت کردن دیگران یا حرف دیگران که این موقع طبیعی است که دیگران هم اصول شما را به رسمیت نشناسند
شما حاضرید دیگران ناراحت نشوند اما خودتان ناراحت و خسته و رنجور شوید این یعنی عدم حس ارزشمندی.
تغییر در یک روش غلط سخت و زمان بر و با مقاومت دیگران همراه است اما حاصل آن آرامش است









علاقه مندی ها (Bookmarks)