سلام دوست خوبم منم مساله من هم یه جورایی شبیه شماست همسر من هم رفتاراش بعد از سیزده سال برام به عنوان یه مرد عادی نشده.....ایشون توقعشون از من اطاعت کامله...
بعد از مساله ای که بوجود اومد ....من نشستم یه لیست از تمام ویژگی هاش رو نوشتم مثبت و منفی
دیدم مسائل مثبتش پایه های اصلی زندگی رو تشکیل میده مثل باخداست(یعنی از خدای خودش میترسه یه جورایی یعنی تقوا البته نه به معنای کامل کلمه ی) پرتلاشه--مرد چشم چران هرزه نیست اصلا تلوزیون نگاه نمیکنه چه برسه به فیلم....ویه سری خصوصیات دیگه حالا منفی هاش مغروره...دمدمی مزاجه....یهچیزای دیگه
سبک سنگین کردم دیدم خب خودم هم مطلق نیستم میتونم با کسب یه سری مهارتها جریان زندگی ام رو بدست بگیرم.....ما نیومدیم زندگی کنیم همینجوری زندگی وازدواج باید مارو تو مسیر تکامل هدایت کنه هر روز برای من شروع درسی جدیده
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم.....ببین این به این معنی نیست که تو زندگی من همه چس اکی هست نه....اما من باید از خودم راضی باشم....وبقیه اش رو بسپارم به خدا....البته من هم تازه ابتدای راه هستم وقطعا به تذکر رو راهنمایی نیاز دارم
حالا بشین یه لیست از خودت وهمسرت تهیه کن....مشاور هم یادت نره....شاد باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)