بازم سلام
دیروز نامزدم بدترین کار دنیارو با من کرد بخدا قلبم یه جورایی شکست
نزدیک ظهر بود پیام داد چی برات بگیرم واسه افطار منم گفتم هیچی ممنون بعدش گفت الان در خونتونم منم گفتم خوبه در بازه بیا تو و اولش باور کردم رفتم دم در دیدم هیچکس نیس دروغ گفته بود منم پیام دادم لازم نکرده بیای چرا الکی دروغ میگی تا کی میخای اینجوری ادامه بدی بعدش دیدم پیام داده حالا میگی که لازم نکرده من دور فلکه نزدیک خونتونم باشه بر میگردم در ضمن الان نزدیک 2ماه بیشتره از هم دوریم و من یه چند مدته مریض شدم و کسالت دارم بعد از اون پیام من خواب افتادم یه نیم ساعت بعد بیدار شدم دیدم تلفن خونه زنگ میخوره پاشدم رفتم دیدم یه اقاییه از اژانس میگه لطفا یه لحظه بیاین دم در رفتم دیدم یه گل چند تا چیز دیگه داد و فورا اژانس رفت اصلا نذاشت که حرفی بزنم که اقا اینارو کی داده و ... بعد اومدم خونه موبایلمو ورداشتم دیدم پیام اومده باشه نمیام ولی کادو برات فرستادم برو بگیر بعد منم زنگ زدم جواب نداد بعدش دیدم دایم زنگ میزنه میگه چرای علی میخاسته بیاید گفتی نیا منم گفتم من فک کردم داره شوخی میکنه چون همیشه از این حرفا میزنه میخاد بیاد درست بیاد این ادا بازیا چیه بعدش دیدم میگه میخای تا کی ادامه بدی و با این کارات اون سردتر میشه منم گفتم اون منو سرد کرده من کاری نکردم بعدشم خداحافظی بعدش دوباره به خودش زنگ زدم گفتم چرا این ادا بازیارو در میاری میخای بیا خوب بیا با ازاین کارات چیه هیچی نگفت بهش گفتم چرا به دایی گفتی معلوم نیست چی گفتی ابروی منو اینور اونور نبر مث خاله زنکا بدمو نگو اگه بدی دارم به خودم بگو گفت مشاور من دایی .بعدش بابام اومد گفت کو علی قضیرو تعریف کردم و بعدش گفت به من زنگ زده گفته که من گفتم اگه بیای خونمون بیرونت میکنم بخدا من اصلا اینطور حرفی نزدم باز بابام بهش زنگ زد که کجایی گفت دارم میام .اومدنشم که فقط اومد خونه فقط سلام و رفت نشست یه گوشه سم بکم نه حرفی نه سخنی هیچی منم حالم زیاد خوب نبود بعد افطار فشارم خیلی پایین بود که با بابام رفتم دکتر اونم اومد اندازه یه نیم ساعت تو سالن تنها بودیم اما اصلا هیچ حرفی نزد هیچی نمیدونم خجالت میکشه از غرورشه دوس واره من حرف بزنم نمیدونم چی میخاد بعدشم شب اومدیم تو اتاق جدا خوابیدیم الانم که رفت شما بگید من چیکا کنم مریضیم یه طرف قلب پر دردم یه طرف تیکه و تعنهای دیگرانم یه طرف بخدا خسته شدم حرفم که میزنی یه جوری جواب میده در حد نه و اره بعضی وقتها تو این که زبون داره شک میکنم اما وقتی میبینم با دوستاش و عموهاش چطوره هیچی دیگه میمونم چیکا کم مشاوره رفتنشم که از ته دروغه نمیگم داییم ادم بدیه ولی در حد مشاوره نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)