به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array

    دومین سالگرد عقدمون




    سلام
    هر چقدر این بخش سوت و کور باشه، بخش مشکلات خانواده زیاد تر میشه، پس لطفاً این قسمت از زندگی رو اکتیو کنید.

    چند روز پیش (جمعه) دومین سالگرد عقد منو خانومی بود، با توجه به اینکه افتاده بود توی ماه رمضون و من هم ماه پیش همه بعد از ظهر ها رو سر کار بودم جمعه رو تصمیم داشتم خانومی رو ببرم بیرون، از صبح برنامه رو طوری چیدم که بعداز ظهر حتماً بریم بیرون، اول رفتیم باراجین (به قول خانومم شمال، همشهری های ماست از نظر سر سبزی) بعدش امدیم یه دور توی شهر زدیم و رفتیم یه پارک جدید که تازه افتتاح اش کردن، مادرم اینا قبلاً رفته بودن اونجا ، گفتن هنوز درختاش خیلی بزرگ نشدن ولی شما حتماً برید دقیقاً باب میل شماست، رفتیم دیدیم خوب جایی امدیم، کوچه باغ داره، از این بناهای تاریخی توش درست کردن) اونجا هم کلی گشتیم و خوش گذشت، دیگه داشت اذان نزدیک می شد که همسری هی جوش میزد زودتر بریم که افطار باید درست کنیم، از یه طرف هم که روزه اذیتش کرده بود دیگه خیلی بی حال به نظر میومد، گفتم باشه، (چون برنامه واسه افطار داشتم همش می گفتم نترس دیر نمیشه، میرسیم) تا اینکه بهش گفتم ولش کن ، افطارو بیرون یه چیز می خوریم، رفتیم یه رستوران، که همه میزاشو افطار چیده بود، یه میز دونفره با افطار تپل، همین که نشستیم، هدیه ای که چند روز پیش واسه خانومی خریده بودم رو بهش دادم، (سلیقم زیاد خوب نیست اما سعی می کنم از لا به لای حرفاش بفهمم چی بخرم خوبه، یه انگشتر پروانه ای داشت منم یه گوشواره پروانه ای خریدم که ست بشه) بچه گی که تا قبل اون از گشنگی داشت از حال میرفت الان دیگه چشاش باز شده بود،

    می گفت چون امسال سالگردمون ماه رمضون بود، فکر نمی کردم برنامه داشته باشی. خلاصه سالگرد امسال ما هم به نوبه خودش خاص بود، چون به جای کیک و ...، میز افطار جلومون بود.
    دل آرام گیرد به یاد خدا

  2. 9 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (دوشنبه 31 خرداد 95), miss seven (پنجشنبه 10 تیر 95), mohamad.reza164 (چهارشنبه 26 خرداد 95), rahaie (چهارشنبه 26 خرداد 95), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 10 تیر 95), کلانتر جو (پنجشنبه 26 بهمن 96), نیکیا (چهارشنبه 26 خرداد 95), سمیراه (پنجشنبه 27 خرداد 95), شمیم الزهرا (پنجشنبه 10 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.