ممنونم واقعا از hamed_kr عزیز که به سوالم توجه کرد ماه رمضان بر شما هم مبارک باشه واقعا حرف های شما حس خوبی بمن داد و حرفتون رو کاملا قبول دارم که خدا خیلی هوامو داشته در حقیقت اگه کمک خود خدا نبود من هنوز همون سارای قدیم بودم پارسال در شب های قدر بود که من داشتم با یکی از همون پسرها چت میکردم وقتی یکم فکر کردم که امشب شب قدره و من دارم توی همچین شبی کار به این کثیفی میکنم از خودم خجالت کشیدم اون شب کلی گریه کردم و به خدا امام علی و حضرت ابوالفضل که واقعا عاشقشونم التماس کردم که خودشون منو نجات بدن و پاک کنن بعد ماه رمضان من با یه پسری دوس شدم که وقتی میخواستم باهاش تموم کنم انقدر منو با تهدید و اینجور چیزا اذیت کرد که به خدا قول دادم و قسم به جون مامانم خوردم که اگه اون ادم منو ول کنه دیگه دنبال این چیزا نرم و بعد از چند روز اون پسر بیخیال من شد و بعدش من تا یه مدتی به معنای واقعی کلمه از جنس مذکر متنفر شدم(البته بلانسبت دوستان این سایت)و الان بی تفاوت همراه با یه مقدار ترس من میدونم که اون پسر رو خدا واسه من فرستاد تا اینجوری منو نجات بده و متوجه اشتباهم بکنه من الان اصلا با دوستای اون زمانم ارتباط ندارم و واقعا دوستان خوبی دارم اما خب اصلا جرات نمیکنم درباره این موضوعات باهاشون حرف بزنم و میترسم از اینکه نظرشون نسبت به من عوض بشه!
از بقیه دوستان هم عاجزانه خواهش میکنم هر نظری دارن در مورد هر دو موضوع ینی خانوادم و حس عذاب وجدانم بدن من واقعا دارم اذیت میشم ممنون از همه








علاقه مندی ها (Bookmarks)