بادرود.
من کاملا شمارا درک میکنم .
مشکل شما بیشتر با کنارآمدن ، مراعات کردن و به عبارتی بیخیالی ! تا حد زیادی حل شدنی است
مادرتان ، نسبت به مادرش احساس مسئولیت دارند ، و شما هم برای احترام به دل مادرتان بهتراست که از یک دید دیگر به مشکل توجه کنید.
بیماری های مغزواعصاب ، جزو بدترین بیماری ها بشمار میرود ،پارکینسون مادربزرگ شما ،بهمراه افسردگی ، اگر با دمانس که بتدریج در افرادی با این بیماری بوجود میاد همراه باشد ، بسیار بقول شما برای اطرافیان اعصاب خورد کن خواهد بود.بی ارادگی ادرار هم جزو عوارض این بیماری میباشد. افرادی که به این بیماری مبتلا میشوند، ممکن است بی اختیار حرفهایی بزنند که ناشایست است. این وظیفه اطرافیان است که درک کنند . اما بخاطر اینکه درک انسانهای سالم، از بیمار بسیار اندک است ، این برای شما سخت است .
مسلما هیچکسی نمیخواهد بیمار باشد.مادربزرگ شما هم روزی سالم بوده .
بنظرم شما باید خود را سرگرم کارهای دیگر بکنید، وقتی به خانه شما میایند، به حرفهایشان گوش ندهید و سعی کنید به چشم یک انسانی که بیماری مغزش را ازو گرفته نگاه کنید.
ممکن است مادرتان هم روزی به این نتیجه برسد که برایش پرستار بگیرد ، شما اگر خودتان را باافکار مثبت آرام کنید،سعی کنید درکشان کنید، در نزد مادرتان هم محبوبیتتان افزایش پیدامیکند
شما هرچقدر بخودتان تلقین کنید که افسرده اید، افسردگیتان بیشتر میشود. به تفاوت میان همسالانتان باخود فکر نکنید. مسلما شما چیزهایی دارید که آنها آرزویش را دارند. سعی کنید از منابع مدیایی که باعث اندوه میشود خودداری کنید بعنوان مثال ،از آهنگهای غمگین، فیلم و سریال های گریه دار اجتناب کنید
ورزش هم باعث ازبین رفتن خشمتان میشود
آیا با فردی در رابطه هستید که کمکتان کند به آرامشتان؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)