به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 94
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    اینکه همسرت با مادرت تعامل داره ولی با شما حتی حرف هم نمیزنه نشون میده یه بخشی از مشکل هم از سمت شماست
    امشب اون مهمونی رو همراه خانواده برید و به هیچ وجه نشون نده که با همسرت مشکل داری
    مشکل شما اون طور که از ظواهر امر پیداست قابل حله فقط نیاز به زمان و صحبت داره
    پس الکی بحران رو بیشتر نکن .امشب برو و سعی کن خیلی خوب ظاهر شی . طوری هم رفتار نکن که بقیه بفهمن مشکلی بین شماست .هر مشکلی هست فقط مربوط به حوزه ی دو نفرتونه و نباید بذاری کسی بفهمه
    امیدوارم مهمونی امشب باعث خیلی اتفاقای مثبت بشه براتون

  2. 4 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (دوشنبه 31 خرداد 95), آی تک (دوشنبه 31 خرداد 95), ستاره زیبا (سه شنبه 01 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 31 خرداد 95)

  3. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    سلام عزیزم
    با اینکه عهد کرده بودم به خاطر یه سری مسائل دیگه اینجا چیزی ننویسم ، اما وقتی بعد از چند ماه اینجا اومدم و مشکلت رو خوندم نتونستم بی تفاوت بمونم.
    ببین عزیزم داری اشتباه می کنی و با اینکه دوستان این همه توضیح دادن داری به اشتباهت ادامه میدی
    نرفتن تو به این مهمونی برابر با تموم شدن همه چیز هست. شوهرت نمیخواد اختلافات شما علنی بشه بین همه و این یعنی هنوز امیدواره که این رابطه درست بشه . اما شما با نرفتن و با علنی کردن این موضوع قبح قضیه رو براش می ریزی و به قول خودت ممکنه نرفتن شما برابر با طلاق باشه.
    به نظر من نباید به هیچ عنوان احساسی برخورد کنی . الان زندگی شما لبه تیغ قرار داره و یه اشتباه باعث میشه کلا این زندگی که اتفاقا قابلیت اصلاح و بهتر شدن رو داره از بین بره .

    الان وقتشه که تمام هوش و ذکاوتت رو بکار بگیری. که بعدها به پشیمونی نرسی.

    ببن من برداشتی که داشتم اینه که شما تو دعواها هردوتون مغرور هستید.

    من نمی دونم شما چه رفتارهایی داشتید که این برداشت شده که شما افسرده هستید و ساکت هستید و ....
    ببین هر مردی نیاز به یه همسر شاد و تا حدی شوخ و با اعتماد به نفس بالا داره . چیزی که من در شما نمی بینم. اون شما رو انتخاب کرده . به هر علتی که باشه ، مطمئن باش اگه جذبش نکرده بودی هرگز باهات ازدواج نمی کرد. وگرنه تا دلت بخواد دختر پاک و مورد اعتماد . ولی اون شما رو انتخاب کرده. به نظر من خیلی کم کاری داشتی .

    چرا کاری کردی که اون ها فکر کنن افسرده ای ؟ چرا نتونستی با همسرت گرم بگیری ؟ چرا سرد باهاش برخورد کردی ؟ چرا فکر می کنی داره تو رو با افراد دیگه ای مقایسه می کنه ؟ براش همدم باش. نه خونه تمیز کن و آشپز!!!!! بیشتر از هرچیزی باید باهاش خوش باشی. باید با هم گرم باشید. لطفاااا لطفاااا در بیا از خودت. این چه بهونه ایه که پیدا کردی که خیانت کرده و منم باهاش سردم. بدهکار دلت نباش . اگه دوسش داری تلاشت رو بکن. مگه تو چه چیزی از اون دختر کمتر داری که اون می تونه تو رو که همسر عقدی این مرد هستی ازش جدا کنه . تو نمی تونی اون رو که یه دختر به قول همسرت بی بند و بار و .... هست رو بنشونی سر جاش ؟
    انقدر منفعل نباش. زندگیت رو بگیر دستت خواهشاااااا
    با همسرت خوش باش . اون تو رو انتخاب کرده. انقدر نگوووووووووو دوستم نداره. تو همسرشی . باید ایجاد کنی این دوس داشتن رو که از قبل بوده و الان زیر غرور شما دو نفر داره دفن میشه .
    خواه می کنم به خودت بیا . نذار زندگیت و عشقت ساده از دستت بره . دست از این غرور بردار . بهش زنگ بزن و مهمونی رو هم شرکت کن. به موقع گلایه ها و خواسته هات رو با زبون خوش بگو. فقط با حرف زدن منطقی هست که همه چی حل میشه گلم.

    این مهمونی رو حتما حتما شرکت کن. چون نرفتنت مساوی تموم شدنه.

    وقت برای تموم شدن همیشه هست. فعلا سعی کن به ساختن ادامه بدی. تمام تلاشت رو کن.

    - - - Updated - - -

    به خودت تلقین نکن که سردم

  4. 6 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), Shadi2 (دوشنبه 31 خرداد 95), yalda.n (چهارشنبه 02 تیر 95), آی تک (دوشنبه 31 خرداد 95), ستاره زیبا (سه شنبه 01 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 31 خرداد 95)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام
    با حرفای ویس عزیز کاملا موافقم.

    یادمه یه جایی خوندم که از تعدادی آقا پرسیده بودن بین دو گزینه کدوم رو انتخاب میکنید:


    1-همسر شاد و بگو بخند ولی با مهارت معمولی در امور آشپزی و خونه داری
    2-همسر سرد و جدی با مهارت خارق العاده در امور آشپزی و خونه داری
    که درصد زیادی از آقایون گزینه یک رو انتخاب کرده بودن.به نظر من در مورد گزینه یک زن با قیافه معمولی ولی شاد و بگو و بخند و گزینه یک زن زیبا ولی سرد و جدی بازم اینجا گزینه اول، انتخاب اکثر آقایون خواهد بود.

    درسته که همسرت گفته اون دختر هیکلی هستش ولی شما لاغری و این هم میتونه یه دلیل سردی همسرت باشه که کاملا با یه رژیم قابل رفعه ولی بیشترین علتی که اون دختر تونسته مخ شوهرتو بزنه همون لوندی و محبت و ظرافت زنانه اش هستش.

    من خودم که دخترم خیلی از خانمهای جدی و اخمو خوشم نمیاد حالا چه برسه به آفایون.به جای اینکه انواع دسر و آشپزی و خونه داری رو در حد اعلا واسه همسرت انجام بدی، این امور رو در حد معمولی انجام بده ولی از اون ور شوخ باش.یه سری تکیه کلامهای بامزه مخصوص خودت داشته باش که تو خلوت دو نفره تون با همسرت بهش بگی.گاهی با الفاظ عشقولانه صداش کن گاهی با الفاط با نمک مثل مهندس جونم(البته این برای خانمهایی که همسرشون مهندسه کاربرد داره)،آقامون،سرورم و...کلی کارهای بامزه میتونی انجام بدی تا تبدیل بشی به یه خانم لوند و شاد.یکم خودت خلاقیت نشو بده یکم هم از تجربیات خانمهای متاهل تو این سایت استفاده کن.


    موفق باشی

  6. 5 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), tavalode arezoo (دوشنبه 31 خرداد 95), سمیراه (یکشنبه 06 تیر 95), ستاره زیبا (سه شنبه 01 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 31 خرداد 95)

  7. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام دوست عزیز
    بعد مدتی که تو سایت اومدم تاپیکتون توجهم را جلب کرد.راستش من خیلی جست و گریخته بعضی پستها را خوندم و پستهای صفحه آخر به نظرم خیلی خوب بود. البته من واقعا نمی دونم راجع به شبهه ای که در مورد خیانتشون دارین چه نظری درست هست.و در این مورد هیچ نظری نمی دم.

    اما مطلبی که من از پستهای شما برداشت کردم و راستش با توجه به مطالب روانشناسی که جدیدا گوش دادم اینه که شما و همسرتون تیپ شخصیتتون متفاوت هست. البته این لزوما بد نیست و حتی می تونه خوب هم باشه. ولی به شرطی که راجع بهش آگاهی و شناخت وجود داشته باشه.و این یعنی شما باید مطالعه کنید.(خیلی از زوجین همین طور هستند و بعد از مدتی به اصطلاح رگ خواب همسرشون دستشون میاد و تازه می فهمن مثلا همسرشون این مدلیه)
    من این دو تا کانال را بهتون معرفی می کنم و لطفا حتما در مورد تیپی شخصیتی و ایده های خلاقانه ایده بگیرین:بیت علوی و فاطمی که از اساتید برجسته فایل های خوبی داره:masie1364@ و masieeeee136482@
    در مورد مشکلتون برای اینکه سرچ هدفمندی داشته باشید به طور مختصر بگم که ببنید مردان را از یک جهت به سه تیپ شخصیتی تقسیم می کنند (که البته منظور پررنگ بودن یکی از این تیپ ها نسبت به بقیه هست نه عدم وجود بقیه عناصر) شهوتی،شخصیتی و شکمی
    الان همسر شما به نظر من شخصیتی هستند. شما توی کانال بیت علوی این را سرچ کنید.خانم اعلم.
    ایشون شکمی نیستند که مثلا براشون اون قدر مهم باشه که همسرش در حد کدبانو غذای فلان بپزه.
    حتی به نظرم شهوتی هم نیستند.چون توقعاتی که از شما دارند این طور نشون می ده که روی قسمتهای شخصیتی و عاطفی زناشویی فوکوس کردند. و خب اگر این طوری نباشن کارتون راحت میشه.و اون قدرا هم نمی خواد روی مسائل ج به نحوی که تو تصور ما هست تمرکز کنی.حتی ناز و عشوه های خاص که بعضی ها تصور کردند و بهتون پیشنهاد دادند لازم نیست.در حد معقول و منطقی البته لازمه.
    مردهای شخصیتی نیازمند عواطف و احترام هستند و کسی که بهشون احترام می ذاره و مهربونه و تحویلشون می گیره خیلی جذبشون می کنه.
    این مردها را باید مثل یک مهمان تحویل بگیری... و به احساساتت راجع بهشون بها و جو بدی! مثلا یه کم سرماخورده! اصلا سر سری نگیر... خیلی خودت را نگران نشون بده!انگار مثلا چه بیماری بدی مبتلا شده. زود برو براش آش بپز و... یه ذره تب کرده به یه استامنافن اکتفا نکن! یه تشت آب بیار پاشویه اش کن! اینا یعنی تو چقدر برام مهمی! تحمل این قدر دردت را هم ندارم.(اینا را باید حتما بیان هم بکنی)
    سر یه تایم مشخص بهش شب به خیر بگو... صبح حتما با یه پیامی بدرقه اش کن... اومد، استقبالش برو...
    قربون صدقه رفتن و اینا...براش نت عاشقانه سرچ کن بنویس! کلا نکته اش جو سازیه. حتما مناسبتهای مختلف سورپرایزهای مختلفی باید براش داشته باشی(تاپیک طرز تهیه منوی عاشقانه را در همین سایت سرچ کن و تو همون تاپیک کتابش را معرفی کرده اونو تهیه کن)

    مورد دیگر برون گرایی و درونگراییه
    بعضی اوقات آدمای درونگرا نمی تونن آدمای برون گرا را درک کنند. آدمای برونگرا اول احساسشون را بروز می دن و بعد می رن سر اصل مطلب. وگرنه نمی تونن اصل مطلب را هم بیان کنند! یعنی اول احساس می کنند و حجم احساسشون هم باید بروز بدن بعد فکرشون درگیر میشه. احتمالا شما همسرتون برونگرا هم هست! شما موقعی که می خواد از مطلبی صحبت کنه اول احساسش را درک کن(حتما و حتما) یک راست نرو سر اصل قضیه که جواب نمی گیری و مثلا اگر ناراحت باشه ناراحت تر هم میشه! یعنی توی ذوقش می خوره اصلا!حتی اگر خودش متوجه نباشه چرا.
    توی این مورد خانم زهرا عباسی یه فایل داشت اونو پیدا کن و خوب گوش کن.یه نکات خیلی خیلی آسون داره که آگاهی به اونا حتی تو روابط و گفتگو با سایر آدما کمکت می کنه.
    برای افزایش محبت قلبی همسر هم روایت هست که سه بار سوره مزمل بر شربت بخونید و هم شما و هم همسرتان بنوشید.غذا خوردن دو نفره خیلی تو افزایش محبتتون کمک می کنه.

    سخنرانی های دکتر حبشی را راجع به کلید مرد و همین طور مدیریت روابط گوش کن.تا بدونی با همسرت چه طوری صحبت کنی.
    موفق باشی
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  8. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), ستاره زیبا (چهارشنبه 02 تیر 95)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام و ممنون به خاطر وقتى كه برام گذاشتين و راهنماييم كردين. من به همسرم زنگ نزدم ولى مهمونى رو رفتم همراه خانواده ام، مهمان هم خيلى زياد داشتن، زودتر رفتيم تا جلوتر از همه مهمونا اونجا باشيم. اونجا من و همسرم فقط بهم سلام داديم و همسرم اومد باهام دست داد ولى من كاملاً اخم كرده بودم و حتى به صورتش هم نگاه نكردم، خودم رو مشغول كار كردم و اصلا نه با همسرم صحبت كردم و نه بهش نگاه كردم، حتى نيم نگاه هم نميكردم. فقط حواسم به مهمونا بود، كار استقبال و بدرقه مهمونا رو انجام دادم و همراه خانواده ام برگشتم، موقع خداحافظى مادرشوهرم داشت اصرار ميكرد كه نرم و بمونم پيش همسرم(چون همسرم تنها زندگى ميكنه) ولى من تشكر كردم و گفتم يك فرصت ديگه ميام. همسرم وقتى ديد مادرش بهم ميگه نرو و شب رو بمون، عصبانى شد و سر مادرش داد زد. ما هم سريع خداحافظى كرديم و اومديم.
    من تا شب مهمونى خيلى منتظر تماس همسرم بودم ولى اون زنگ نزد و مامانم بهش گفته بود كه اگه حنا رو مستقيم خودت دعوت نكنى اون نخواهد اومد و ما هم نميايم و خودش ميدونست كه نرفتن ما مساوى بود با جدايى، و اينكه من برم يا نرم براش فرقى نكرد، حتى خانواده اش هم سراغى از من نگرفتن. من نميدونم اين رفتارهاى همسرم نشونه ى چيه؟؟؟ اينكه بهم زنگ نزد و اينكه رفتن و نرفتن من براش اهميتى نداشت، تو مهمونى باهام حرف نزد، و اينكه وقتى مامانش گفت من بمونم چرا عصبانى شد؟

  10. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 مرداد 99 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-7-18
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    9,079
    سطح
    64
    Points: 9,079, Level: 64
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    130

    تشکرشده 285 در 148 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام
    حالا که رفتین ، و البته کار درستی هم کردین ، دیگه اخم واسه چی بود ؟ وقتی شوهرتون اومد و با شما دست داد بجای لبخند براش اخم کردی و نگاهم نکردی بهش !! باید این فرصت رو به هردوتاییتون میدادی تا توی همین موقعیت خوب آشتی کنین و بعد هم هردو نفرتون اشتباهاتتون و جبران کنید ! اما شما این فرصت و از بین بردی ! درواقع هردو دارید لجبازی میکنید و بیشتر و بیشتر فاصله میگیرید ! شما خودتون دارید به شوهرتون فضای ارتباط با یه خانم دیگه رو میدی ! هرچند شوهر شما هم تا حدودی داره کوتاهی میکنه ! اما حداقل شما باید شب مهمونی تلاشت و میکردی و شانست و امتحان میکردی !

  11. کاربر روبرو از پست مفید نجمه چ تشکرکرده است .

    fahimeh.a (پنجشنبه 31 تیر 95)

  12. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نجمه چ نمایش پست ها
    سلام
    حالا که رفتین ، و البته کار درستی هم کردین ، دیگه اخم واسه چی بود ؟ وقتی شوهرتون اومد و با شما دست داد بجای لبخند براش اخم کردی و نگاهم نکردی بهش !! باید این فرصت رو به هردوتاییتون میدادی تا توی همین موقعیت خوب آشتی کنین و بعد هم هردو نفرتون اشتباهاتتون و جبران کنید ! اما شما این فرصت و از بین بردی ! درواقع هردو دارید لجبازی میکنید و بیشتر و بیشتر فاصله میگیرید ! شما خودتون دارید به شوهرتون فضای ارتباط با یه خانم دیگه رو میدی ! هرچند شوهر شما هم تا حدودی داره کوتاهی میکنه ! اما حداقل شما باید شب مهمونی تلاشت و میکردی و شانست و امتحان میکردی !
    راستش اگه الان برم باهاش حرف بزنم و پيشقدم بشم و زنگ بزنم محاله كه آشتى نكنه، صددرصد مطمئنم كه باهام حرف ميزنه ولى مسأله اينه كه اگه من برم و پيشقدم بشم من زبونم كوتاهتر ميشه و همسرم منو محكوم ميكنه من ميخوام همسرم متوجه اشتباهش بشه و ميخوام بدونه كارش خيلى زشت بوده تا تكرارش نكنه ولى متاسفانه اون نمياد با من آشتى كنه و همه اش دست پيش ميگيره و اين خيلى منو آزار ميده كه با آدم خودخواه از خودراضى طرفم كه متوجه اشتباهاتش نيست. اينكه همسرم نمياد با من آشتى كنه و عذرخواهى نميكنه سه تا دليل ميتونه داشته باشه:
    ١) دوستم نداره و براش مهم نيستم.
    ٢)از اينكه من عذرخواهيشو قبول نكنم و باهاش آشتى نكنم ميترسه كه غرورش بشكنه.
    ٣)نميخواد زنش پررو بشه و ازش سوء استفاده بكنه(اين حرف خودشه كه ميگه زن رو نبايد خيلى رو داد)
    الان ديگه واقعا موندم كه چيكار بايد بكنم، كمكم كنين لطفاً

  13. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آذر 96 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    3,315
    سطح
    35
    Points: 3,315, Level: 35
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 225 در 72 پست

    Rep Power
    35
    Array
    عزیزم نذار برزگ بشه یه مسیله

    به خاطر غرورت زندگیت رو ننداز توی اختلاف
    حلا پیش قدم بشو بعدش دیگه بحث گذشته رو نکن
    سعی کن غرور مردونه شوهرت حفظ بشه
    میدونم درکت میکنم خیلی سخته
    اما تو باید بچسبی به زندگیت تو زنش هستی

    نذار اون دختره جلودار میدون باشه
    فکرهاتو بکن و بکش طرف خودت با پنبه سر بر
    عزیزم کم خشک و اخمو باهاش برخورد کن تو الان فکر میکنی با این کم محلی و فلان شوهرت میلد نازتو میخره نه گلم اینطوری ها نیست
    کار کن هر مسوشکلی پیش اومد روت حساب باز کنع بگه زن من خوبه زن من

    پیش خودش خیالش رلحت باشه زنش پشتش ولیستاده
    عزیزم یکی ازدواج میکنه شوهرش خودشو واسش هلاک میکنه بغد نازشو میخره
    اما خب ازدواج ما اینطور نبوده و نشد که شوهرمون خوشو واسمون هلاک کنع اینم از شانس ما ذیگه خودمپن باید حواسمون باشه
    تو نمیخوای طلاق بگیری اما میخپای شوهرت کشته مردت باشه
    که این رفتاری که تو پیش گرفتی راهش نیست یه خرده مردم دار باش نذار شوهرت توی ذهنش تو رو با کسی دیگه مقایسه کنع مه ایطوری هی به اوت طرف امتیاز بده
    زندگی مثل بازی شطرنجه اگه زندگیتو توی مشتت نگیره یه وقتی به خودت میای میبینی اون کسی که لواز نظرت عددی نبود شده شاه و تو کیش و ماد شدی
    خشک نمون یه لبخند قربون صدقه ای چیزی از قدیم گفتن زبان ادمیزاد یه زره گوشتع که هر جور بچرخونی میجرخه
    نمیگم خودتو کوچیک کن کل منظورم اینه یع ذره سیاست به کار ببر


    بعدها نشتی کلاه هتو قاضی کردی هی نگی کاشکی این کارو کرده بودم کاشکل فلان کاشکی بهمان

    ببخشید رک و خودمونی حرف زدم دیدم داری طولش میده خواستم لب مطلبو بگم
    هر کسی مشکلاتی دارع اما یه جور دیگه

    خب بعضی هاهم ندارن و شوعرشون کشته مردشه خب خوشبحالشون خدا واسشون خواسته
    انشالله خدا واسه ماهم بخواد
    عزیزم برو تاپیک منو بخون لبین من چی ها کشیدم اما صبر کردم کوچیک شدم تحقیر شدم
    شوهرم منو نمیخواست اما من راه پس نداشتم باید پیش میرفتم
    شکستم به معنای واقعی
    اما چکار کنم موندم پای زندگیم از خدا خواستم کمکم کنه دلم شکست غرورم شکست اما حتی بهش اخم نکردم
    چون یهترم نمیشد بدترم میشد
    گلم شروع کن خودت بسازیزندگیتو بذار مدیون خودت نشی

  14. کاربر روبرو از پست مفید عروس خوشبخت تشکرکرده است .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95)

  15. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hanli نمایش پست ها
    من به همسرم زنگ نزدم
    همسرم اومد باهام دست داد ولى من كاملاً اخم كرده بودم
    به صورتش هم نگاه نكردم
    خودم رو مشغول كار كردم
    اصلا نه با همسرم صحبت كردم و نه بهش نگاه كردم
    حتى نيم نگاه هم نميكردم.
    موقع خداحافظى مادرشوهرم داشت اصرار ميكرد كه نرم و بمونم پيش همسرم ولى من تشكر كردم و گفتم يك فرصت ديگه ميام.

    اگه همسرت نره دنبال یه زن دیگه و شما رو رها نکنه به نظرم اشتباه کرده
    با زنی مثل شما اصلا نمیشه زندگی کرد
    سرد و خودخواه ....
    همه ویژگی هایی که به همسرت نسبت میدی رو خودت هم داری
    واقعا با این رفتارها انتظار داشتی بهت زنگ هم بزنه ؟
    خودت داری تیشه به ریشه زندگیت می زنی و زمانی می فهمی که خیلی دیر شده ...
    حیف راهنمایی های خوبی که به شما شده ....
    همین.


  16. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    اگه همسرت نره دنبال یه زن دیگه و شما رو رها نکنه به نظرم اشتباه کرده
    با زنی مثل شما اصلا نمیشه زندگی کرد
    سرد و خودخواه ....
    همه ویژگی هایی که به همسرت نسبت میدی رو خودت هم داری
    واقعا با این رفتارها انتظار داشتی بهت زنگ هم بزنه ؟
    خودت داری تیشه به ریشه زندگیت می زنی و زمانی می فهمی که خیلی دیر شده ...
    حیف راهنمایی های خوبی که به شما شده ....
    همین.

    آخه از دستش ناراحت بودم، خوب شما الان هر كارى بگين من بكنم. يه متن اسمس برام بفرستين واسش بفرستم، من نميدونم چطورى پيشقدم بشم و آشتى بكنم. لطفا كمك كنين منتظر جوابتونم


 
صفحه 5 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چی کار کنم که شوهرم دوستم داشته باشه
    توسط نازنین 2 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 خرداد 94, 10:22
  3. شوهر دوستم فوت کرده...خودکشی...چه کمکی میتونم به دوستم بکنم؟
    توسط یک زن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 16:40
  4. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 09:09
  5. چطور از عشقم دل بکنم ؟ (به خاطر دوستم)
    توسط Hamdardi2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.