به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 شهریور 95 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1394-2-16
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    2,724
    سطح
    31
    Points: 2,724, Level: 31
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 138 در 51 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام دوستان.ممنون از نظراتتون توی این یک هفته که ارتباطی باهم نداشتیم خبلی خیلی خیلی فکر کردم.احساسم رو کاملا گذاشتم کنار و با سنجیدن همه ی جوانب به این نتیجه رسیدم که جدایی اونقدرهام بد نیست.
    میدونم تلخه سخته و خیلی عذاب اور.تمام جوانب و حاشیه های بعدش رو هم در نظر گرفتم.حتی اینکه همسر من یه فرد مشهوره و ممکنه چقد برام عواقب داشته باشه.
    اما واقعا مثل فنری ک هی فشارش بدن و در بره من دیگه توانم تحلیل رفته.
    واقعا عزت نفسم لگد مال شده که هربار برای حفظ زندگیم به دست و پاش افتادم اما حالا میگه تو به بخشیدن های من عادت کردی.
    یا مدام سرکوفت اینکه من از اول میگفتم بهم بزنیم تو اصرار کردی.
    من هیچی از شخصیتم تواین دوسال نمونده.من 20 سالم بود که معلم شد رتبه ی تک رقمی کنکور بودم.نه که افتخار باشه یعنی خیلی تلاشگر بودم و موفق.
    بعد ازدواج مدرسه رو نرفتم.ارشد سال اول نراشت برم.
    انتخاب لبلسم و رنگ و همه چی باایشون بود.
    از لحاظ مالی واقعا کوتاه اومدم.
    سر مهر 14 تا جلوی پدرم ایستادم.
    و خیلی چیرای دیگه.به امیدی که همسرپ بفهمه چقدر دوستش دارم.
    اما متاسفانه موفق نشدم.
    حتی جشن تولدی که براش گرفتم گفت برای خودخواهی خودت گرفتی.
    هرکارم به بدترین شکل تعبیر شد.
    هیچ نکته ی پثبتم دیده نشد.
    و واقعا له شدم.
    ایشون چون فرد مشهوریه انگار ناخواسته همه رو از بالا میبینه.
    و بخاطر این اونقدر که باید برای من احترام و ارزش قایل نبود.
    خوب بودن هامونم همش مقطعی بود درمواقعی که هنه چیز مطابق خواست ایشون بود.
    جمله به جمله و مو به مو رفتارهای منو خانوادم حرف میشد.
    نمونش همه بودیم.قرار بود بریم عید دیدنی خاله ام.
    برادرم پرسید رها اینا هم میان.ناراحت شد که چرا باید بپرسه.
    وای خدا.برای هرچیز کوچیک چقدر مجبور بودم عذرخواهی کنم گریه کنم تا بیخیال بشه.
    یکی از اخرین دعواهامون سرشیر حموم بود.
    که میگفت تو اومدی بیرون شیرو ندادی پایین.
    حتی دست گزاشتم رو قران بازم باور نکرد.
    برای هرچیز کوچیک ساعت ها تنش.
    واقعا تواین یک هفته که باخودم خلوت کردم نمیتومم دلیل محکمی برای این همه تحمل خودم پیدا کنم.
    کم کم دارم تصمیم رو برای جدایی قطعی میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید raha_ashegh تشکرکرده است .

    tavalode arezoo (دوشنبه 31 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  2. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  3. پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: جمعه 22 فروردین 93, 19:19
  4. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.