دوست عزیز با وجود تمام مشکلاتی که داشتی باز هم خوبه تونستی تحصیلاتت رو ادامه بده!
زیاد خودت رو سرزنش مکنو دنبال مقصر هم در رفتار دوران کودکی و نوجوانی از بقیه نگرد...
شما مجبور بودی با توجه به اون شرایط سریعا ازخانه و اون محله جدا بشی و بری حوزه!
متاسفانه خانوادت هم آگاهی پایینی داشتن و با تنبیه شدید فیزیکی باعث بوجود امدن مشکلات زیادی شدن...به خیال خودشان دارن بچه رو خوب تربیت میکنند نمیدونستن دارن با هر تنبیه روح و روان شمارو داغون میکنند.
به هرحال گذشته...به آن اتفاقا فکر نکن و بگذار به حساب سادگی و نادانی شان!
بهتره هرچه زودتر با یک مشاور خوب و با تجربه وقت بگیری و ازش کمک بخوای
به نظر بنده شما علاقه ای به حوزه و ...نداری و یا حداقل میشه گفت خیلی کمه و شاید نتونی بعنوان یک فرد موفق در این زمینه مشغول به کار بشی.
شما الان در سنی هستید که عاقل و بالغی و میتونی شخصا بسیاری از تصمیم ها رو با کمک مشاوره بگیری احتیاجی نداری هنوز با مادرت که بنده خدا اطالاعات پایینی داره مشورت کنی که مورد سرزنش ایشون واقع بشی.
اگر قصد تغییر رشته و زمینه کاری داری خووووب فکر کن تصمیم بگیر و عملی کن...براش شبانه روز تلاش کن...مطمئن باش موفق میشی..
هنوز خییلیی جووونی و از یک دهم ظرفیت مغزت هم استفاده نکردی
انسان ها توانایی فوق العاده ای دارند به شرطی که خودشون بخوان و براش واقعا تلاش کنند!!
در ضمن یه مدت کمتر به خانوده ت سر بزن تا خودت و راهت رو پیدا کنی و مستقل باشی...وقتی تو مسیری که خودت دوست داری افتادی و برای هدفت تلاش و کوشش شروع کردی مطمئن باش حس خوبت به خانودت تقویت میشه و راحت تر میبخشی شون
بهترین کار اینه مستقل باشی اکه خوابگاهی که هیچ واگرنه یه خونه خیلی کوچک اجاره کن و چند تا وسیله در حد رفع نیاز بخر و زندگیت رو شروع کن..حتی اکه پول کافی نداری میتونی یه مدت دو شیفت کارهای ساده ای که از دستت برمیاد میتونی انجام بدی تا درامد داشته باشی مثل ترجمه، تایپ و ...
به خدا توکل کن ...روی پاهات بایست و فعلا چشم از هرگونه کمک خانوده بردار تا از شر ناآگاهانه شان در امان باشی!
خدا یارت








علاقه مندی ها (Bookmarks)