یکی از بدبختی های مهریه های سنگین همین مساله ای هست که الان برای شما پیش اومده . یعنی اصل زندگی به دلیل یک دعوای مالی ، به حاشیه رفته و اول باید این مساله منحوس تعیین تکلیف بشه
عملا میشه عروس تون رو مجبور به گذشتن از مهریه کنید ولی اینکه چه موقع ، مهر حلال جون آزاد بشه ، بستگی به عقل و شعور خانوادگی اونها داره . من مورد دیدم تا 15 سال مساله کش پیدا کرد و بعدش با گذشتن از مهریه ، طلاق انجام شد . مورد هم هست یک فرد عاقل از اول دادخواست طلاق توافقی میده و عاقبت اندیشی میکنه و عمر خودش رو حرام نمیکنه و درگیر یک دعوای مالی زشت و بی ربط نمیشه
از اون طرف ماجرا هم غافل نشیم . اگر عروس شما بتونه مهریه رو نقد کنه ممکنه بازی عوض بشه و برادر شما دیگه راهی بجز طلاق نداشته باشه . نگهداشتن عروسی که مهریه رو نقد کرده ، چه خاصیتی برای برادر شما دراه ؟ به همین دلیل برخی موارد هم پیش میاد که هم مهریه وصول میشه و هم طلاق انجام میشه . توصیه میکنم هیچ چیزی حتی یک خودرو ساده ، به نام برادر شما نباشه وگرنه بازی پر پیچ و خم میشه . . .
متاسفم که این توصیه ها رو میکنم و متاسفم که فرهنگ غنی ایرانی ، به اینجا رسیده که دعاوی مالی زشت به داخل نهاد مقدس خانواده وارد شده و منشاء بدبختی و حماقت شده .
چقدر خوبه که یک بزرگتری بیاد وسط و مساله رو به روش منصفانه و عاقلانه حل کنه . معمولا دیگه توی این دوره زمونه اون بزرگتر ها هم وجود ندارن یا اگر وجود دارن ، دیگه حرف شون حرمت نداره و کوچکترها با خیره سری راه های بد خودشون رو میرن
یکی از دوستان قدیمی رو بعد از 10 سال دیدم و گفت که جدا شدم . از جزئیات پرسید و گفت که بعد از فوت پدرم حدود یک میلیارد به من ارث رسید و با همسرم هم اختلاف شدید داشتیم . همسرم مهریه اش به سال تولد میلادی (1900 به بالا) بود . بعد از اینکه یک میلیارد ارثیه رو با مهریه سند زد ، برای الباقی حساب ، دوست ما زندانی میشه و مجبور به طلاق . . .
جالبه که 2 تا بچه هم داشتن که همسر دوستمون ، ضمن گرفتن طلاق و مهریه ، حضانت بچه ها رو هم گرفت چون رفیق ما دیگه توانایی مالی نداشت که بتونه یک زندگی رو اداره کنه . به دوستم گفتم چرا طلاق دادی که راحت فرار کنه ، گفت دیگه حالم از همه چیز به هم میخورد و فقط خواستم تمام بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)