نارجیس
خیلی ممنونازشما دوست عزیز
ما در دوران خاستگاری راجب حجاب صحبت کردیم مشکلی ام باهم نداشتیم نمیدونم چرا هرباری که احساس میکنه بیرون کسی منو نگاه میکنه عصبی میشه و به من گیر میده!!!
میدونم با پوششم مشکلی نداشت و وقتی کسی نگاهم میکنه اونقدر عصبی میشه که هیچی جلودارش نیست!یکبار بامن دعوا کرد که چرا فلانی تو مهمونی بهت ذل زده بود سرت رو پایین ننداختی!میگفتم باور کن من متوجه نشدم کسی نگام میکنه چطوری باید میفهمیدمو سرم و مینداختم پایین
واقعا این رفتارش ازارم میده...اونروز هرچی گفت گوش کردم فقط یه جمله گفتم چقدر امروز گیرمیدی اونم باخنده ها که انقدر فحاشی کرد...
درسته تو دعوای قبل اینکاره بدو کردم اما فکر نمیکنم چون قبلا هم تو مثالی که بالا زدم عصبی شده بود
نه من اصلا زنگ نمیزنم حتی اگه تا اخر عمرم زنگ نزده شد سه روز که خبری ازش نیست
اگر بیاد جدی صحبت میکنم ولی نمیدونم چی بگم...
اینایی که شما گفتی واسه وقتیه که قبلا راجب حجاب حرف نزده باشیم اما حرف زدیم و میدونم اینا بهونست
من نمیتونم چشمای همه مردهارو کور کنم که...
hassankhazraee
سلام خیلی ممنون از نظرتون
من به خانواده ام چیزی نگفتم هیچکدوم این عادت رو نداریم مطمنم اون هم چیزی نمیگه و اینکه مطمنن می خوام درستش کنم
ولی نه به قیمت خورد کردن عزت نفسم
اگر اشتباه از من بود حاضر بودم هرکاری کنم تا از دلش دربیاد
اما الان فقط دوست دارم ببینم که پشیمونه همین برام کافیه توقع عذرخواهی ندارم دوستم ندارم مدام عذرخواهی کنه فقط می خوام متاسف باشه
همین








علاقه مندی ها (Bookmarks)