حانم اسما و عشق آفرین عزیز ممنون از راهنماییهاتون. پاسخم را مشترکا برای شما دو عزیز می نویسم.
شاید من منظورم را درست ننوشتم. فکر می کنم حساب بردن دختر از پدر (اقتدار) با خشونت همردیف نیستند و شاید حتی ضد هم باشند وگرنه من هم موافق حفظ اقتدار مرد خونه هستم. مشکل اینجاست که اصلا کاری که فرزندم انجام داده مستحق هیچ خشونت و پرخاشی نیست. مثلا یک نمونه اش اینکه دخترم دارد مشق می نویسد و یک منها را بلد نیست . می اید از ما می پرسد. همسرم وقتی از جای دیگر ناراحت است شروع می کند به توهین ها و توبیخ هایی که رنگ صورت فرزندم عوض می شود بدنش شروع به لرزش می کند و بعد هم گریه های بغض داری که حتی قدرت بیرون آمدن صدا هم از او گرفته میشود(توجه داشته باشید دخترم کلا دختر شادی است و به ندرت حتی گریه یا ناله می کند). شما در این حالت چه میکنید؟ اگر کوچکترین واسطه گری ای بخواهم بکنم حتی با جانبداری از همسرم ، همسرم شروع می کند به من بد و بیراه گفتن که من تربیتم نادرست بوده و اوضاع کلا متشنجتر می شود.
فکور عزیز من هم امیدوارم پاسخ درستی بگیرم. چون من هم دوست ندارم حتی بعد هم برای دلجویی از دخترم پیش اوبروم چون نمی خواهم فرزندم نظرش در مورد پدرش خراب شود. ولی دلم بسیار نا آرام می شود از دیدن این صحنه ها.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ویرایش توسط deljoo_deltang : سه شنبه 15 تیر 95 در ساعت 22:39
علاقه مندی ها (Bookmarks)