سلام اقا مقداد.
ببخشید اینو میگم ولی شما چندین ماهه خودتونم نمیدونین دنبال چی هستین.توی چندتا تاپیک مختلف اومدین و افراد راهنمایی کردن ولی متاسفانه هنوزم تکلیفتون باخودتون معلوم نیست.
یه روز میگین میخواین طلاق بدین.
یه روز میگین میخوام یه زن دیگه بگیرم.
اخه این که نشد زندگی.
دوحالت داره.
یا شما میخواین ادامه بدین یا میخواین جدابشین.
اگر میخواین ادامه بدین برین دنبال راهش.
اکر رفتین و نتیجه نداده باید جداشین.چون هم لحظات پرارزش رندگی خودتون داره میره هم همسرتون.
طلاق هم دوصکرته یا میتونبن با واسطه راضی کنین به توافقی.
که اینجوری بهتره.
خودم این راه و انتخاب کردم.تمام حق و حقوقم دو بخشیدم.خدا رک شکر بعد دوسال عقد نه مراسمی برام گرفنه بود نه حتی حلقه ای خریده بود.
چندباری هم ک پول داده بود برای هدیه دست نزدم و پس خواهم داد.
درسته ضرر اصلی و من کردم اما تدجیح دادم با ارامش جدابشم.
اما اگر راضی نشدن حق طلاق باشماست.به راحتی میتونین طلاق بدین.
مهریه هم بااینکه هیچ اعتقادی بهش ندارم و هزارتومنش هم نگرفتم اما حق زن هست و به گردن شماست.و کارهای همسرتون مانعی برای پرداختش نیست.
پس لطفا بیش از این عمر خودتون و همسرتون رو تباه نکنین و یه امتخاب بکنین.
انقد هم دنبال این نباشین که پدرزنم چیکار کرد یا نکرد.فقط دنبال این باشین که باارامش تموم کنین.
همسر سابق من بیش از حد به پدرو مادر من توهین کرد اما اونها فقط سکوت کددن تا من به راحتی جداشم و واگزار خدا کردم.
لطفا اگر نمیتونین تصمیم بگیرین برین مشاوره یا با یک وکیل مجرب صحبت کنین.
ببخشید اگر رک صحبت کردم.
چون خودم این روزها رو کشیدم و الان خوب میفهمم هدر رفتن عمر یعنی چی.مخصوصا برای من که دختر هستم و بابد توجامعه باشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)