به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 مرداد 95 [ 17:36]
    تاریخ عضویت
    1395-4-13
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    355
    سطح
    7
    Points: 355, Level: 7
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    24

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    سلام.. اگه این نظرمو دال بر تضعیف عزت نفس نمیذارید این طور عمل کنید ..بهشون اس بفرستید و ازشون دلیل بی خبریشونو جویا بشید و بگید که چن روزه منتظرشون هستید و نگرانشونید..

    اگه زنگ بزنید هم که چه بهتر ولی اگه جواب ندادن اس بفرستید و اگه بازم پاسخی ازشون نشد به خونوادتون اطلاع بدید تا از طریق اونها پیگیری بشه.. بازم میگم چون حرفای شوهرتونو نشنیدیم نمیشه یکطرفه نظر داد
    آدم مغروری نیستم خیلی وقتها شده تقصیر منم نبوده اما تماس برقرار کردم تا اشتی کنیم
    اما یه مسله ای هست که اندفعه کاملا منتظرم خودش رو بهم ثابت کنه
    ایشون از همون زمان صیغه متاسفانه تا تقی به توقی میخورد حرف جدایی رو پیش میکشید منو به گریه مینداخت تا خورد و شکسته میشدم اروم میشد و میگفت ببخشید دیگه نمیگم
    هزاران بار قول داده سر هر بحثی نگه جداشیم و هزاران بار زده زیر قولش
    اینبار که گفت اگه بخوای اینجوری کنی دیگه نمی خوامت و طلاقت میدم
    من براش نوشتم که من همونجور که بخوای بودم و همچنان هم حرفتو گوش میدم فقط ازت می خوام با لحن بد نگی ولی اگه می خوای جدا بشیم جدابشیم چون خستم کردی از بس گفتی جدابشیم
    که تو جواب کلی باز حرفای بد زد و گفت به موقعش تکلیفتو معلوم میکنم
    آخرشم نوشت اسممو دیگه نیار...

    میدونم شاید حرفهاش از رو عصبانیت بوده
    اما من بهش گفته بودم اگه باز حزف جدایی پیش بکشی من دیگه مقاومت نمیکنم و جدا میشم ازت
    که بازم گفت
    دارم میمیرم از دلتنگیش و خیلی سخته که جلو خودم نگه داشتم نرم پیشش یا زنگ نزنم
    ولی نمی خوام این رویه ادامه پیدا کنه
    بخاطر هرچیز مسخره ای تهدید به جدایی کنه....
    هنوز خانواده من چیزی نمیدونن من مادر ندارم که با قضیه احساسی برخورد کنه پدرمم متاسفانه ادم خشک و بی منطقیه اون مدلی نیست که مشکلم رو حل کنه
    خانواده اونو نمیدونم ولی تابحال نشده قهرامون رو به خانوادش بگه معمولا فقط اوقات خوش رو تعریف میکنه

  2. 3 کاربر از پست مفید الیزابت تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (یکشنبه 20 تیر 95), بارن (شنبه 19 تیر 95), ستاره زیبا (شنبه 19 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.