سلام عزیزم اولا به نظر من در ادامه ازدواج باید صفر و یک باشی یا میتونی ادامه بدی یا مشکلت غیر قابل تحمله و نمی تونی ادامه بدی پس حد وسط نداریم همینکه میگی نمی خوام طلاق بگیرم پس مشکل قابل حل هست و خدار و شکر.اگه بگم به جز مورد دست بزن همسرتون تمام مواردتون تقریبا با شرایط من یکیه دروغ نگفتم :
1-اینهمه در مورد اینکه کی اومد و کی دعوت کرد و غیره زندگیتونو تلخ نکنین اصلا مگه مهمه خاله شوهر شما بیاد خونتون یا نیاد خونتون!
2-در مورد عروسی.زیر لفظی و....اینها همه گذشته منم نه کادوی سر عقد بهم دادن نه زیر لفظی از ذهنت پاکش کن عزیزم چون اولا زمان این موضوع گذشته دوما اصلا اهمیت نداره.
3-همسر شما دقیقا رفتاراش شبیه همسر منه پرتوقع از همه - خود بزرگ بین - حساس -و متاسفانه کنترل خشم اصلا نداره
اگر بگم بیش از شما 4 سال با این رفتارا جنگیدم و خورد شدم باور نمیکنین افسرده شدم عوض شدم و...
اما همونطور که گفتم ازدواج 0 و 1 هست اگر میخوای ادامه بدی اول باید خودتو عوض کنی در مورد اینکه ایشون شما رو میزنه با وجودیکه تحصیلکرده و با تجربه هستند جای تاسف داره اما اگر مشکلات روحی و روانی رو بزاریم کنار ایا فکر نمیکنی ممکنه همسرت خلا عاطفی داشته باشه؟
فکر نمی کنی ممکنه شما هم حرفی میزنی که ایشون از کوره در میره و چون بلد نیست خشمشو کنترل کنه با کتک زدن خودشو خالی میکنه که البته اینا اصلا توجیه خوبی نیست اما شمایی که میگی همه کاری واسه شوهرم کردم ایا تاحالا بیدریق بهش محبت کردی یا فقط دنبال وام و کارای مطبش بودی؟
اینارو گفتم چون منم همین مسائل رو دارم شاید بدتر از شما چه کردم؟
خودم و عوض کردم ...
جدی میگم من خودم و عوض کردم توقعم و کم کردم/دیگه وقتی داد میزنه جواب نمیدم بحث نمیکنم/تا جاییکه میتونم دارم به همسرم اعتماد به نفس میدم/خانواده شوهرم که قبلا اولویت زندگیم بودن رو با مسائلی که پیش اومد گذاشتم کنار و اول و اول فقط شوهرم و اولویت قرار دادم
خب چی شد؟الان یکم اوضاع فرق کرده نمیگم همه چیز عالی شد نه اما حداقل کمتر اسیب میبینم
و حس میکنم همسرم هم سعی میکنه نه که انجام بده ها بس که غده سعی میکنه که خودشو کنترل کنه تا حالا نکرده اما همینکه میبینم داره سعی میکنه پس خوبه.
ازت خواهش میکنم خود خوری نکن جز اینکه لحظه هات نابود بشن هیچی برات نداره اصلا به طلاق فکر نکن طلاق راه حل اخر اخر اخر اون موقع که خودتم 0 شده باشی نه اینکه بگی از نظر روحی طلاق نه پس شما الان 1 هستی و این خوبه
پاشو همین الان دست به کار شو امتحان کن اولا از کارایی که تا حالا واسه شوهرت انجام دادی هیچ یاد نکن که فکر کنه منت سرش میذاری
امشب یه غذایی که دوست داره براش درست کن یه گلی که دوست داره بگیر بزار رو میز فضا رو کمی عاشقانه کن و خودت نباش اونی باش که همسرت همون اول دید و خواست باهات ازدواج کنه بزار همه پیز متفاوت بشه واسش کمکش کن همسرت نیاز شدی به محبت و پشتیبانی شما داره فکر نکن ایشون چه موقعیتی داره فکر کن یه ادم معمولیه که بهت پناه اورده سعی کن
ما میتونیم زندگیمونو نجات بدیم قول میدم خبرشو بده که نتیجه چی شد
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)