با سلام و احترام. اول اینکه مشکل شما از راه های زیادی قابل حله. برای مثال میتونید خودتون بیرون از خونه کاری پیدا کنید. به این صورت میتونید درآمد کلی رو افزایش بدید و خونه اجاره کنید. یا میتونید یک شغل خانگی داشته باشید. مورد دوم اینکه کاری که با همسرتون میکنید اصلا درست نیست. اینکه بهش میگید تو خونه پدرتون بهترین زندگی رو داشتید و ... به غرور ایشون صدمات جبران ناپذیری میزنه. حتی اگر شرایط شما غیر قابل تحمله و امیدی برای پیدا کردن راه حل ندارید بدونید که اگر قرار باشه یک روزنه امید برای رهایی از مشکلتون باز بشه اون فقط در همکاری و همراهی شما با همسرتونه. نزدیکی محل سکونت با خانواده ها چه خانواده پسر و چه خانواده دختر کار بسیار نادرست و اشتباهیه و تبعات خودشو داره. اما الان زمان مناسبی برای این نوع گفتمان های مشاوره ای نیست و نمیخوام بریم به اون سمت. مشکل شما مشکل حادی نیست. اگر یک سری به تاپی های همین تالار بزنید میبینید که چه مشکلات فاجعه باری توی زندگی دیگران وجود داره که مشکل شما پیشش دیده نمیشه. در مورد خانواده شوهرتون به نظرم اشتباه از شماست. شما باید از اول مرز ارتباطتون رو مشخص میکردید و الان هم دیر نشده. برای رابطه خودتون نه تنها با خانواده همسر که با همه باید مرز قرار بدید تا دیگران حدود رفتار خودشون با شما رو درک کنند. اگر زمانی معذوریتی دارید یا حوصله ندارید برید کافیه با لحن آرام و ملایم بگید که نمیتونید برید. در مورد انتظارات دیگران هم از خودتون باز هم دارید اشتباه میکنید. ما قرار نیست انتظارات دیگران رو برآورده کنیم. اگر اون ها انتظاری از شما دارن که خارج از توان شماست لازم نیست انجام بدید. در پایان نکته ای رو بهتون یاد آوری میکنم که دل میخواد در کنار همه مسائل بهش توجه کنید. فقط محض یادآوری میگم و نمیخوام به عنوان یک جواب روش تکینه کنید اما بدوند که نیکی و اجر محبت به پدر و مادر همسرتون کم از نیکی و محبت به پدر و مادر خودتون نیست. میدونم از تنبلی مادر شوهرتون لجتون میگیره. میدونم براتون سخته ولی ضمن رعایت نکاتی که براتون نوشتم به طور متعادل از خانواده شوهرتون هم حمایت روحی بکنید و کمکشون باشید. تاکید میکنم به طور متعادل. این روزها تمام میشه ولی بردباری و صبر ماست که تعیین کننده آیده ماست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)