سلام
چرا نسل امروزی ما اینقدررر در اشتباه به سر میبرند؟
چرا معنای خوشبختی و سعادت در زندگی اینقدر باید محدود به عوامل فرعی و بی اساس باشه؟
دوستان خواهش میکنم کمی بیشتر به معنای واقعی خوشبختی فکر کنید...
جرا فکر میکنید خوشبخت کسیه که زندگی مستقلی داره و نباید در کنار خوانواده شوهر زندگی کنه؟
چخود من توی یه شهر با شوهرم تنهای تنها به دور ار هر آشنا و فامیلی زندگی میکنیم... خیلی ووقتا دلمون تنگ میشه برای خانواده های هر دومون.. برای فامیل و آشنا و غیره...
ولی من با وجودی که در کنار اونها زندگی کردن رو دوست دارم نمیذارم این مساله خدشه ای توی روابط من با شوهرم بذاره... چرا که از نظر من خوشبختی چیزی فراتر از این تفکرات هست.
چرا خوشبختی رو نوشیدن یه چای داغ با لبخند رضایت زن و شوهر از همدیگه نبینیم؟
اخه چرااااااا باید یه جوون به خاطر زندگی با خانواده شوهر باید به فکر جدایی بیفته و تا این حد ابراز نارضایتی کنه؟
ایا بهتر نیست به جای این افکار به نوع رابطه خودمون با شوهرمون بیشتر فکر کنیم؟
حتی اگه ااین رابطه در روز خیلی کم و حتی یک ساعت در روز باشه؟
بهتر نیست دیدمون به زندگی رو کمی عوض کنیم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)