دوست عزیز سلام مجدد
ببینین شما میگین این رو متوجه شدم که بین عقل و احساسم فاصله زیادی هست. این بدیهی هست که این مورد خوب نیست. یعنی همه ما تمایل داریم که این فاصله رو کم کنیم پس بیاین مشکل رو بنیادی حل کنید. الان به نظر میرسه که ما با دونستن این اشتباه داریم باز هم براش دنبال راهکارهایی مثل دختران بلوند خارجی مقیم ایران و .. میگردیم.من نظرم اینه که برای شما به عنوان یک فرد تحصیل کرده تصحیح این فاصله کار سختی نیست. البته نمیگم احساس مهم نیست. اتفاقا اون هم یک روی سکه هست اما احساس صحیح. مثلا اگر شما بگین من گرایش احساسیم به دختران سفید هست، یا گندمی و یا ... کاملا میتونه یک معیار باشه و غیرقابل ایراد اما بحث اینجاست که شما با دختران بور و سفید ایرانی خودمون هم کنار نمیاین. این یعنی یک الگویی یا بهتر بگم یک تصویر توی ذهنتون هست که همه رو با اون تصویر نمره میدین. این تصویر باید بشکنه. باید براتون مشخص بشه که بلوند ابی دوست دارم، یا به عبارتی دوست دارم بلوند هم باشه نه اینکه من یک بلوند میخوام. برای شکستن این قضیه بهترین کار اصلاح کردن منطقی و عقلانی هست. اگر در جوامع ازادی بودیم شاید رابطه برقرار کردن با هر دختر بلوند و حتی غیر بلوند شما رو از این ایده دور میکرد یا به قول خودمونی ابهت این فانتزی رو براتون میشکست اما الان با توجه به اخلاق متعهدتون من حتی بعید میدونم در خارج از ایران بتونین به راحتی کیسی رو پیدا کنین که از روی ایمان، به صیغه و .. اعتقاد داشته باشه و حاضر بشه وارد رابطه شرعی با شما بشه. نکته دیگه اینکه شرایط کاریتون رو متوجه شدم و درک میکنم. بله شاید در اون جایگاه سخت باشه البته منظور بنده هم انتخاب هرکسی از بین دانشجوها و هم کلاسی ها و همکاراتون نیست، گفتم توجه به اطرافتون داشته باشید شاید به کسی گرایش پیدا کردید که اگر کردید به معنای شکستن همون فانتزی هست و یک مرحله پیش رفتید. در این صورت هم خواهان رابطه جدی تری میشین که اگر درست باشه به ازدواج ختم میشه پس خیلی هم مشکلی نیست که بگیم در محیط کارتون فضای این رواط وجود نداره چون ما فقط قراره نسبت به ادمهای اطرافمون هوشیارتر باشیم نه رابطه خصوصی و بازی که جامعه پسند نیست رو با تعداد ریادی دختر داشته باشیم.
چند سوال از شما دارم، ایا خواهر دارید یا نه ؟
و اینکه فکر میکنید با فرد غیر بلوند از لحاظ عاطفی ( محبت معنوی نه بُعد جنسی) هم مشکلی دارید؟
ایا تا حالا خواستگاری رفتید؟ اگر بله چی شد که نپسندیدن یا نپسندیدن؟
در مورد قسمتی که گفتین
بگذارین روراست باشیم.شناخت برای ازدواج در قالب مذهب،ممکنه کمی با اون تصور کاملا مذهبی منافات داشته باشه یعنی ممکنه ما بگیم پسر و دخترمون در قالب تعهدات یکدیگر رو ملاقات میکنن ولی به راحتی عده ای منتقد برای این ملاقات ها وجود داره که حرفشون اشتباه نیست اما سخت گیرانه هست. به هرحال موضوع اینه که امروز همه به این نتیجه رسیدند که شناخت لازم هست پس به دلیل اهمیت این موضوع کمی سخت گیری رو کمتر کنیم. اینکه میگین شناخت در محدوده مذهب چی هست؟ شناختی هست که شما یک مورد رو به قصد ازدواج و در چارچوب اخلاقی خودتون و ایشون بررسی میکنین. این بررسی باید با در جریان گذاشتن خانواده ها باشه و عموما خیلی طولانی نشه چراکه طولانی شدنش میتونه خودش به غیر عقلی بودن یا خارج شدن از چارچوب اخلاق دامن بزنه. مثلا خودتون موردی رو پیدا کنین یا بهتون به هر نحو معرفی بشه، هر دو خانواده در جریان باشند و شما همدیگه رو ببینید. حتی میتونین اگر خانواده و خود دختر قبول کنه بار اول فردی ایشون رو بررسی کنین، اگر برای جلسه اول یا نهایتا دوم همدیگر رو پسندیدن، خانواده ها رو برای یک جلسه رسمی درگیر کنین و بعد با موافقت همه مدتی رو دو نفره به شناخت هم اختصاص میدین. قرار نیست در این مدت اتفاق غیر اخلاقی بیفته اما حالا میگین به هرحال ما هردو نامحرمیم و درست نیست با هم بیرون بریم و .... که بله درسته ممکن ریسک پذیر باشه ولی دین حرامی رو برای این شرایط ذکر نکرده. شرایط اون طور که شما میگین گنگ نیست الان به صورت زیادی این روند داره به انواع مختلف اتفاق میفته شما از این فضا دور بودین و براتون سنگینه که این رو بپذیرین اگرنه شدنی هست البته قبول دارم که در خانواده های مذهبیمون محدودیت های این شناخت بیشتر هست تا خانواده هایی که به جوانان ازادی بیشتری میدهند. ولی یک نکته اینجا میمونه: ببینید از صحبتتاتون پیداست که از لحاظ احساسی نیاز به داشتن همسر میکنین اما ایا مشکل نحوه ارتباط برقرار کردن هست یا همون خواهان بلوند بودن؟! من بازهم میپرسم ایا اگه کیسی با 70 درصد تطابق با خواسته هاتون به شما معرفی بشه ولی بلوند نباشه اون رو نمیتونین عاشقانه دوست داشته باشین؟ یا برعکس این سوال اگه بلوند باشه اما 20 درصد با شما هماهنگ باشه جذبش میشین؟ایا اگه جذبش میشین براتون ارزش یک عمر زندگی رو هم داره؟ چون الان مسیر بحث کمی منحرف شد ظاهرا :)
در این مورد که میگین از این طرز تفکر خجالت میکشم! هیچ خجالتی لازم نیست. خیلی خوبه که قبل از درگیر کردن خودتون و دختری در پی حل موضوع هستین و موردتون چیزی نیست که غیرقابل حل باشه. در بدترین حالت اگر خیلی ازاد میبینین میتونین به روانشناس و نه مشاور مراجعه کنین تا ببینه این مشکل ریشه در کجا داره و کمکتون کنه هرچند به نظر من خودتون بهتر از هرکسی ریشه و راه حل را میتونین پیدا کنین.
یک کم هم بگریدن و روی قیافه این دخترها سرچ بزنین، ببینین انواعشون براتون جالبن؟! چون من فکر میکنم این فقط یک تصویره و نه همه تصاویره بلوند و چشم ابی، از طرفی یک کم هم توی زندگی های افراد موفق که با غیر بلوندها ازدواج کردند سرک بکشین.
شما به نظر میرسه که فرد احساسی باشین و به نظرم حتی در ازدواج با غیر ایرانی ها به همین خاطر متحمل ریسک بشین.
یک کار دیگه هم میتونین بکنین، توی سایت دکتر هلاکویی، ویدئوهای مشابه به سوالتون رو گوش بدین. ایشون به دلیل لحن قاطعش فک کنم بتونه روی مشکل شما اثرگذار باشه.
در مورد احساسات زیاد در اوایل ازدواج: صفاتی که گفتید همه پسندیده و لازم برای ازدواج هست اما به طور کلی توصیه نمیشه که بیش از حد و نابالغانه در ابتدای یک رابطه احساسات به خرج بدین. این رو روانشناسی به خودم گفت و خواستم تجربم رو در اختیارتون بگذارم. با توجه به اینکه پسر هستید باید یاد بگیرید که حتی در یک رابطه عاشقانه، بالغانه محبت کنید و نه کودکانه یا والدانه وگرنه پس از مدت کوتاهی احساس کمبود و وقت تلف کردن میکنین و تازه طرف مقابل رو تشنه رها میکنین. این موضوع خودش بحث مفصلی هست که امیدوارم بتونین در همه مراحل زندگیتون از بسش به خوبی بربیاین.
سربلند باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)