مجددا سلام
ببخشید به دلیل گرفتاری های کاری دیر سر زدم ولی خداروشکر دوستان زیاد راهنمایی کردند و جالب اینه که جند نفر دیگه هم پیشنهاد دادند شما رابطه ای رو تجربه کنید تا به واقعیت نزدیک تر بشید نسبت به ایده ال ها.
پاسخ سوالاتی که از من پرسیدین رو برخی دوستان گفته بودند اما بنده هم یه توضیحی میدم.
در مورد اشنایی بدون مراسم دست و پاگیر اولیه خواستگاری رسمی: اولا اینکه مگه کسی هست که بهش این علاقه را داشته باشید؟ (که امیدوارم باشه چون جایی هم یک هم دانشگاهی رو مثال زدین البته گفتین که شخص خاصی نبوده و فک کنم کلی پرسیدین): ببین دو حالت داره یا شما اون دختر رو میشناسین و یا خیلی اشناییتون کم هست. اگر در حدی میشناسینش که بشه باهاش در مورد احساسی که بهش دارین صحبت کنین البته کاملا مودبانه و سنجیده، که خیلی راحت تر هست چون بهش اطلاع میدین و میتونین ازش بخواین که خودش به خانوادش بگه ( یعنی اصولا اون دسته از دختر خانم هایی که مد نظر بحث ما هست خودشون خودکار لااقل مادر خانوادشون رو در جریان میگذارند) و بعد میتونین چند جلسه باهاشون صحبت کنین. بدیهیه که اگه مسئله بدون مشکل پیش بره بعد از مدتی ( بستگی به اخلاق خود فرد، خانوادش و جامعش) ازتون میخواد که خانوادتون اقدام رسمی تری مثل خواستگاری انجام بدن و اگر ایشون رو نمیشناسین ( مثلا معرفی بین شما بوده و یا ...) مادر شما میتونن یک تماس با خانواده ایشون بگیرند و ازشون بخواهند که جلسه اول رو خودتون دو نفری صحبت کنید. این مورد اصلا حمل بر بی شخصیتی اقا پسر نیست. البته ببینید حرفای من با توجه به فرهنگ و اخلاق خودم هست. شخصا دیدم دخترهایی رو که این کار رو نمیپسندند و عاشق برگزاری خواستگاری در خونشون برای افرادی هستند که اصلا نمیشناسشون ولی من خودم برعکس این شیوه رو بیشتر از یک جلسه خواستگاری رسمی با حضور خانواده ها که اینقدر خفقانش زیاده و نمیشه حرف زد میپسندیدم. من تهران زندگی نمیکنم ولی یکی از شهرهای بزرگ هستم و میتونم بگم که هر دو موردی که توضیح دادم رو تجربه کردم. هم همکاری داشتم که خیلی مودبانه احساسش رو مطرح کرد و قضیه رو با اطلاع مادرهامون ولی خودمون دو نفر جمع کردیم که جالبه بدونین ایشون یکی از نجیب ترین و مودب ترین پسرهای اون محیط بود و شکی در شخصیتشون نیست و هم خواستگارهایی که مادرشون تماس اولیه رو گرفته و با مادر من کلیات رو بررسی کردند و قرار میذاشتتند ولی جلسه اول رو قرار میگذاشتند که دو نفری بین من و اون خواستگار باشه. اینکه چند جلسه امکان این جلسات انفرادی هست به دختر خانم برمیگرده مسلمه که شما دوست دارید تعدادش زیاد باشه اما اصولا خانم ها بعد از یکی دو جلسه زمانی که در مورد کلیات شما به نتیجه برسه درخواست دیدار خانواده رو میکنه (گاهی برخی پسرها یه کم با ترفندهایی تعداد جلسات رو بیشتر میکنند که البته من شخصا خودم موافق نیستم و دوست داشتم زمانی که ازش دیدار با خانواده رو میخوام قبول کنه چون نشونه مسئولیت پذیریش در رابطه بود.) برای همین هم میگم قصدتون ازدواج باشه چراکه اون قدری جدی باشین که در این مسیر بتونین تا حدی چیزهای ضروری که شاید باب میلتون نیست مثل خواستگاری رو بپذیرین. این کار در شهر ما چیز غیرقابل عرفی نیست و این طور که من دیدم در شهرهای بزرگ شدنی هست. فرمودین که فکر میکنین دختری که از لحاظ ویژگی های مثبت قوی باشه، این رو قبول نمیکنه: در این مورد بیشتر به نظرم به فرهنگ خانواده و دختر برمیگرده و نه ویژگی. من از قشرهای مختلفی که در دوستان اطرافم بوده در هر دسته و گروهی دیدم. این طور قدم گذاشتن برای شناخت بستگی به فرهنگی که در ان بزرگ شدند داره. منِ نوعی که از نظرم این رابطه ایرادی نداره، چون به نوعی دوست دارم اگر کسی رو با خانوادم روبه رو میکنم بیهوده نباشه چون عموما هم در جلسه خواستگاری اول با حضور خانواده ها در منزل، هیچ چیزی گفته نمیشه . البته دیدم که بعضی ها مسائل اقتصادی، مسکن و ... اقا پسر رو میپرسند که این اصلا در خانواده ما مرسوم نیست یعنی به شخصه در خانواده من، موافق نیستیم که اگر هم جلسه سنتی بود در مورد جزئیات صحبت بشه چون هیچ چیز مشخص نیست و صرفا برای بررسی کلیات و وجود اون کشش اولیه است که ایا ادامه پیدا میکنه یا خیر پس شناخت خاصی صورت نمیگیره! از طرفی خانوادم بهم این اجاز رو میدادند چون علاوه بر اعتماد، من دختر تقریبا مستقلی در تصمیمات زندگیم بودم. از طرفی به دلیل شرایط ازدواج من، کیس های من هم همه این نوع ارتباط رو بیشتر میپسندیدند و خلاصه شرایط به نحوی بوده که تونستم این مسیر رو امتحان کنم. سعی کردم از خودم رو مثال بزنم که فک نکنین چیزی رو فقط نسخه میپیچم و لی بازهم تاکید میکنم که این مورد ها از اخلاق تا اخلاق متفاوته و تجویزی نیست.
در مورد اینکه پرسیده بودید اعتمادش رو چه طور میتونم جلب کنم: عموما اگر دختر خانمی قصد ازدواج داشته باشه و شما بهش بگین که میخواین بیشتر بشناسینش، به شما اعتماد میکنه فقط بازهم میگم خواهشا خودتون و کسی رو بیهوده وارد این بازی نکنین و اگر قصدتون فقط محک زدن خودتون هست برین سراغ دوستی و نه این رابطه به قصد ازدواج. یک مورد هم هست، چون بعضی از دخترها خیلی سریع و غیر منطقی وابسته میشند، از اول خیلی براش تاکید کنین که این چند جلسه اشنایی هست و هیچ تعهد ادامه رابطه در اون نیست ( این رو به این خاطر میگم که گاهی دخترها بعد از این رابطه انتظار دارند شما مثلا اگه 3 بار دیدینش عیبی که در جلسه چهارم رو میشه رو به خاطر علاقه و ... نادیده بگیرین!!! البته این مورد تنها به قشری از دخترخانم های عزیز برمیگرده)
در مورد دانشگاه باهاتون موافقم. من در یکی از دانشگاه های بزرگ سراسری همه مقاطع دانشگاهیمو گذروندم بنابراین تجربه این اکیپ ها و برنامه ها رو داشتم و دسته ای از بچه ها خودشون خودجوش گروه هایی برای مراسم های مختلف راه اندازی کرده بودند گرچه من جز یکی - دوبار عضو برنامه هاشون نبودم ولی این نوع برنامه ها تاثیر زیادی بر جنبه اجتماعی زندگی اونها داشت حتی ما چند مورد ازدواج موفق در بین این گروه ها داشتیم و متقابلا متاسفانه در دانشگاهی که تدریس میکنم که کوچک هم هست و این نوع برنامه ها به هیچ وجه وجود نداره و گاهی دانشجوها برای مشورت بهم رجوع میکنن و میبینم که دانشجوها واقعا در درک همدیگه ( مخصوصا ارتباط با جنس مخالف) مشکل دارند. بنابراین گرچه موافقم ولی حس میکنم مجبوریم خودمون برای خودمون کاری کنیم چراکه این امور بیشتر به واسطه انجمن ها برگزار میشه ک در برخی دانشگاه ها فعال نیست. این جا هم من یک راهنمایی از شما میخوام که اگر فکر میکنید میشه برای دانشجوها کاری کرد بهم پیشنهاد بدین.
خلاصه این اکیپ های دانشگاهی رو به شما هم پیشنهاد میکنم که استفاده کنین البته یکی به دلیل عدم حضورتون در سال اخر در دانشگاه و نکته مهمتر به دلیل اینکه یادمه میخواستین همون جا استخدام بشین و احتمالا خیلی نمیتونین با این جمع ها باشین پس پیشنهاد میکنم اکیپ های ازاد بیرون رو امتحان کنین. خیلی از اژانس ها و گاهی لیدرهایی به صورت خودجوش ماهانه برنامه هایی رو میذارند که اتفاقا معمولا جوانان عضو ثابت اون هستند. من یادمه یک بار پارسال در گروهی شرکت کردم و اقا پسری تقریبا و تا حدی مشکل شما رو داشت در اخر برنامه به دلایلی باهام صحبت کرد و گفت به همین خاطر در این برنامه ها شرکت میکنه.
در مورد روانشناس نمیدونم کدوم شهر هستید ولی در اینترنت گاهی در یک سری گروه ها برای شهرهای مختلف، مردم نظراتی دادند شاید بد نباشه از تجربشون استفاده کنید. تنها موردی که هست به نظرم اگر واقع درمانگر باشه میتونه مفید باشه براتون. فقط اگر مراجعه کردید هم دقت کنین که خودتون باید تصمیم بگیرین چه بخشی از حرفاش درسته و چه بخشی خیر چون گاها بعضی از چیزهایی هم که حتی روانشناسان با تجربه میگند به زندگی یک فرد و واقعیت نزدیک نیست. خواندن کتاب های در زمینه شخصیت سازی هم میتونه کمک کننده باشه. ترجیحا از تئوری پردازها کتاب بخونین تا کاربردی تر باشه براتون.
سربلند باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)