همسرم قبل ازین ک با من نامزد کنه دختر دیگه ای رو خیلی دوست داشته وبا هم قرار ازدواج هم گذاشته بودن .اما خانواده همسرم مخالف بودن چون این دختر خانم غریبه هست و فقط باید عروسشون از آشنایان یا اقوام باشه .

من قبلا با رفتارم بهش نشون دادم ک دوسش ندارم و با نظر مشاور رو در رو بهش گفتم ک دوسش ندارم .ولی اون ساکته و حرفی نمیزنه چون میخواد آدم خوبی باشه و همه ی کاسه کوزه ها سر من خراب بشه.

توقعی ندارم ولی اگه همسرم منو دوست میداشت باید یک حرکتی انجام میداد یا از دل من درمیاورد ولی با کمال خودخواهی ب من میگه :باید بیای بخاطر کارات از من معذرت خواهی کنی و خوب بشی و گرنه جدا میشیم

من با خانوادم صحبت کردم تمام شرایط رو براشون توضیح دادم اما هنوز قبول ندارن ک من نمیتونم با این آدم زندگی کنم و فقط ب من میگن ک تو بچه ای نمیفهمی بذار جشن بگیریم درست میشه آخه قضیه من مال یک یا دو روز پیش نیست من از قبل عقدم دارم حرف از نخواستن میزنم و تا الان هم خیلی صبر کردم تا درست بشه ولی خب نمیشه من چکار کنم؟

پدر مادرم شدیدا مخالفا؟ من چجوری راضیشون کنم؟ چون هر چی من حرف میزنم فایده ای نداره.