به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 67

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اسفند 02 [ 21:46]
    تاریخ عضویت
    1395-4-24
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پسر جوان نمایش پست ها
    سلام خانم ها Amina و حیاط خلوت و جناب باران 13، سعی کردم پاسخ هر سه بزرگوار با هم در یک پست بیان کنم. خواهش میکنم تا آخر بخونید. از لطف شما بی نهایت سپاسگزارم. خیلی ممنون از اینکه وقت میزارید و به سوالات من پاسخ میدید.


    فکر کنم منظور من اشتباه برداشت کردید، بخاطر همین با اینکه به طور ضمنی دقیقا حرف های من تایید کردید، احساس کردید من سعی در بیان چیز دیگری دارم.


    حرف من هم دقیقا همین بود که در جامعه غربی این نیاز خیلی راحتر و در سنین پایین تر برآورده می شه و به قول شما پدر و مادر اصلا در این زمینه حتی از فرزندان خود سوال هم نمی کنند چه برسه به اینکه بخوان شب و روز به این مسئله فکر کنند و روح و روان خود و خانواده رو آزار بدند. من هم دقیقا منظورم همین مسئله بود.


    منظور من از واژه "جامعه بشدت جنسی در ایران" چیز دیگری بود. منظورم اینه که از یک طرف بشدت تحریک وجود دارد مانند اینترنت، ماهواره و یا پوشش خود مردم در اجتماع واز طرف دیگر هیچ راه معقول و مناسبی برای تامین این نیاز در جامعه وجود نداره. اصلا بجای کشورهای غربی، دیگر جوامع اسلامی را در نظر بگیرید. مثلا همین کشورهای عربی. در این کشورها معمولا جوانان در سنین پایین ازدواج می کنند و اینگونه در چارچوب دین و شرایط اجتماعیشون به این نیازشون پاسخ میدن. ازدواج در این جوامع خیلی ساده تر و کم هزیته تر از جامعه خودمونه و اصلا این پیچ خم ها رو نداره. بنابراین ببینید ما نه شبیه جوامع غربی هستیم و نه شبیه دیگر جوامع اسلامی. اگر بخوام صادقانه، حرف بزنم اوضاع جامعه ما بشدت جنسی و مسخره است. روی کلمه مسخره تاکید می کنم ودلایلم رو هم بیان می کنم. در چنین جامعه ایی که تعداد بسیار زیادی جوان وجود دارد، از یک طرف همه به شدت در معرض تحریک قرار دارند، و از طرفی دیگر هیچ راه کار مناسبی در اختیار آنان قرار نمی گیرد.


    خوب نتیجه چنین شرایطی چه می شود؟ پسران و دخترانی بشدت ظاهر گرا و ظاهر بین (دقیقا یکی مثل خودم)، وقتی در برخی از خیابان های تهران قدم میزنم احساس میکنم در سالن فشن و مد هستم. یا کمی دقیقتر بگم. من تجربه چند سال زندگی در خوابگاه را هم دارم. دوستانم هم در محدوده سنی 22 تا 30 و به بالا بودند. همگی هم مجرد. به نظرتون اکثر اوقات دانشجویان در خوابگاه ها چگونه سپری می شود؟ اجازه بدید من تجربه شخصی خودم بگم. اکثر صحبت ها، شوخی ها، تفکرها، رفتارها و هزار مسئله دیگر که همگی .واقفید، چه مستقیم چه غیر مستقیم راجع به جنس مخالف است.


    میخواهم باز دقیقتر بگم. اونایی هم که سعی میکنن خودشون حفظ کنند میشند یکی مثل من. یعنی یک جوان 27 ساله سال آخر دکتری، تمام فکر ذهنش نسبت به ازدواج میشه چهره طرف. بی پرده بگم، من به شخصه احساس میکنم کمبود دارم. منظورم اینه که بهترین سال های زندگیم در حال سپری شدن هستند ولی من حتی نمیتونم یک تجربه کوچک عاشقانه داشته باشم. چون جامعون نه مثل جامعه اروپپاییه، نه مثل دیگر جوامع اسلامی. واقعا وقتی به حال خودمون نگاه میکنم بازم میگم، واقعا حال مسخره ایی داریم.


    حالا از شما میپرسم، آیا واقعا اونجا هم اینطوریه؟ یعنی عدم تامین این نیاز باعث اینجور رفتارا شده؟ واقعیتش من فکر نمیکنم جوانانشون (مخصوصا پسرا) صبح با این فکر از خواب بلند شن و شب با این فکر دوباره بخوابن. این مسئله دقیقا مخصوص ایرانه. در واقع اگر بخواهیم اسمی روی این وضعیت بزاریم به نظرم میشه گفت "جامعه ایی که بشدت بصورت پنهان جنسی است".


    اما این وسط چه بلای سر ادمی مثل من میاد؟ من که با خودم تعارف ندارم پس بزارید خیلی صریح تر با شما حرف بزنم.


    من کمبود دارم. من عقده روحی دارم. من دلم یه عشق نوجوونی با ویژگی های خاص خودش میخواد. یعنی یه عشق پرحرارت و بی مسولیت با یه دختر بلوند چشم آبی میخوام (میدونم خیلیا با خوندن این جمله یا بهم میخندن یا به حالم تاسف میخورن). دوست دارم یکی سوپرایز کنم اونم منو سوپرایز کنه. دوست دارم با هم دعوا کنیم بعد من برم منت کشی اونم واسم ناز کنه. در این زمینه هم بشدت ذهن فانتزی من فعاله و اگه یه لحظه بهش اجازه بدم پرنده خیالم هر جایی ممکنه بره. اما این تمام مسئله نیست. به قول آقای باران 13، مردم جامعه ما بخاطر کلی تحریم و مشکلات اقتصادی دیگه در معرض انواع کمبودهای دیگه هم قرار دارند. دوباره خودم مثال میزنم. وقتی روند زندگیم از کودکی تا الان مرور میکنم، میبینم من تا حالا نتونستم یه تفریح درست حسابی بکنم، یه سفر درست حسابی برم، در وجودم کلی استعداد داشتم که هیچ کدومشون نتوستم شکوفا کنم، کلی علاقه به انواع فعالیت های هنری داشتم که به هیچ کدومشون نتونستم بپردازم. یه بخش عمده این کمبودها به دهه شصتی بودنم برمیگرده. یعنی همیشه باید با کلی آدم دیگه برای کوچکترین نیازهاتم رقابت میکردم. بخش دیگشم به شرایط اقتصادی خانوادم برمیگشت. ببینید، در محیطی با این همه امکانات محدود و مشکلات بسیار، من برای اینکه بتونم حداقل در زمینه علمی همچنان موفقیت الان خودم حفظ بکنم، باید همچنان از تفریح، از زندگیم، از کار و از همه چیم بزنم تا فقط بتونم یه قسمت زندگیم نگه دارم. خوب به نظر شما یه همچین آدمی با این همه کمبود چقدر میتونه در برابر مشکلات زندگی متاهلی از خودش صبر و بردباری نشون بده. بزارید این مسئله رو هم راجع به خودم توضیح بدم.


    فرض کنید من کلا این فاز احساسی که دوست دارم تجربه کنم بزارم کنار. معیارهامم تعدیل کنم تا بتونم به یکی از گزینه های اطراف خودم کشش پیدا کنم که قادر باشم وارد فرآیند خواستگاری، مهریه، عروسی و... بشم. حاصل چنین فرآیندی چی میشه؟ میشه آدمی مثل من به اینصورت که من خودم رو مسول صد در صد تامین نیازهای اقتصادی، معیشیتی و تحصیلی خانمم میبینم. یعنی اینکه حتی اگر خانمم هم بخواد کار کنه، نه تنها مانع ایشون نمیشم، بلکه تمام حقوق ایشون متعلق به خودش میدونم و انتظار ندارم که اون برای زندگی خرج کنه. در مقابل هم من از ایشون انتظار دارم نیازهای منو برآورده کنن و برای من فرزند(انی) به دنیا بیاورند و از آنها نگه داری کنند. اما چنین شخصی هرگز نخواهد توانست مالک قلب من بشه و من خودم رو هم مالک قلب ایشون نمیدونم. چونکه ما از همون اول هم ما برای همه چی شرایط و قیمت تعیین کردیم. اما مسئله به این سادگی ها هم نیست. در زندگی کلی مشکلات و گرفتاری ممکنه پیش بیاد که فقط صبر، عشق و علاقه دو طرف میتونه به اونا کمک کنه که از پس اون مشکلات بر بیان. تازه وقتی بچه ایی هم به این زندگی پا میزاره این مشکلات، گرفتاری ها و ناخوشی ها برای زن و شوهر چندین برایر میشه. حالا عکس العمل آدمی که در جامعه ایی با انواع کمبودها و محدودیت ها رشد کرده و با اونا وارد زندگی مشترک شده، چی میتونه باشه؟ این آدم شروع میکنه به فکر کردن، فکر کردن به اینکه دوران کودکیش یه جهنم بوده، دوران جوونیش هیچوقت امکاناتی نداشته که بتونه تفریح کنه، سفر بره، ورزش کنه، کار کنه، استعداداش شکوفا کنه و در نهایت عشق تجربه کنه. منظورم یه عشق بی شرط و بی دردسره. حالا هم که وارد زندگی شده، از یه طرف زیر بار کلی هزینه و مهریه رفته، و از طرف دیگه باید نق بشنوه، گریه بچه تحمل کنه، با بی پولی و مشکلات بسازه و همش حسرت نداشته های گذشتش بخوره. این حرفایی که دارم میزنم برای هم پسر و هم دختر میتونه اتفاق بیافته. هر کسی با توجه به جنسیتش حرفای منو میتونه برای خودش تفسیر کنه. نتیجه اینکه با خودش میگه اگه الان، همین لحظه، تمام همین زندگی مشترکمو از دست بدم، چی ازم کم میشه؟؟؟ حداقلش با جدا شدنش میتونه به همون زندگی بی دغدغه مجردیش برگرده.


    منم الان دقیقا مشکلم همینه. اگه بخوام با این کمبودها وارد زندگی مشترک بشم، اونم با پروسه طولانی و سختی که برای ازدواج در ایران وجود داره، میدونم که در زندگی کم میارم. میدونم که اگه پس فردا خانمم از چیزی ناراحت باشه و یا بخواد غر بزنه و یا ایراد بگیره، من گوش شنوایی برای او نخواهم داشت. چون فقط فقط خودم مسول معیشیت اون میدونم و نه احساساتش و عواطفش که همه میدونیم چقدر این مسئله برا خانما مهمه. بخاطر همین میگم ای کاش حداقل برای یک مدت کوتاه هم که شده به این نیازم پاسخ میدادم، تا پس فردا بتونم زیر بار مهریه، خرج عروسی و مشکلات بعدی زندگی برم. که مدام حسرت گدشته رو نخورم و اینطوری حداقل پیش خودم نمیگم که اگه همین الان تمام زندگی مشترکمو ازم بگیرن بازم چیزی از دست ندادم.


    جناب باران 13، خیلی ممنون از بیان شیوا و نظر جامع شما. من هم به این واقعیاتی که شما فرمودید واقفم. ولی با توجه نکات بالا، مشکل من چیز دیگریست (علاوه بر مسائلی که در پستهای قبل بهشون اشاره شد). واقعیتش اینه که با تمام صحبت های منطقی شما، برای جلوگیری از آسیب های بعدی که در زندگی مشترک ممکنه به من وارد بشه، هنوزم احساس میکنم باید چنین تجربه ایی داشته باشم. حتی با اذعان به اینکه در تناقض با برخی از اعتقاداتم است.

    میشه شما به من بگید فصل نه سریال فرندز دقیقا به چه موضوعی میپردازه که ببینم اگه خوشم میاد بعد تهیه کنم.

    بازم از اینکه به من لطف کردید و نظرتون بیان کردید یک دنیا سپاسگزاری میکنم دوست عزیز.
    سلام دوباره
    پسر جوان عزیز این پست شما رو خوندم و ای کاش میشد با صدای بلند و شیوا برای همه مردم ایران خونده بشه لااقل به عنوان یک دیدگاه از جوانان این مرز و بوم مثلا متمدن.
    من با کلیت حرفای شما موافق هستم. درسته که همه این کمبودها از در و دیوار این جامعه داره به سر و روی جوانان ما میباره اما مهم اینه که حالا چی؟ ما میتونیم برای خودمون به جای شکایت چی کار کنیم؟ چیزی که شما دنبالش هستید. ببینید خیلی واضح باید با خودتون کنار بیاین و اعتقاداتتون رو با چیزی که فکر میکنین درسته همسو کنین. خیلی خوبه که لااقل شما میدونین در صورت عدم پاسخ به این نیاز فعلیتون بعدا مسئولیت پذیری رابطه یعنی پاسخ به نیازهای عاطفی همسرتون رو ندارین!! اینو باید دید که شما از کجا بدست اوردید و اگر صحیح هست، صد در صد فکری به حال نیاز فعلیتون کنین چون قرار نیست به خاطر الان یک اینده طولانی تر خراب بشه. پس خواهشا اول ببینید ایا این حرفتون درسته و بهش اطمینان دارید؟! شما به نظر فرد مسئولیت پذیری میاین و از نظر شخص من بعیده بعدا در زمینه احساسی کم بذارین اگر و تنها اگر کشش لازم و علاقه وجود داشته باشه و اینکه حس میکنین بعدا توانش رو ندارین بیشتر شاید یک نوع ترس از وجود این فانتزی های عاشقانه الانتون باشه.
    یک مورد رو هم بگم که شاید به یک قشر از دختران فعلی ما اصلا توجهی نمیکنین! نه شما بلکه اکثر پسرها و خب دلیلش هم طبیعیه که تعداد بسیار کم از این دختر خانم هاست. چرا فکر میکنین اگر دختری کار میکنه حقوقش برای خودش هست؟! (شاید الان با حجمه ای از انتقادها روبه رو بشم!)مگه چه فرقی بین شما و همسرتون میتونه باشه؟! اون هم با این همه مشکل اقتصادی فعلی! به قول خودتون یک عمر از بچگی تا حالا کمبودهایی رو تحمل کردین تا از یک جنبه علمی پیشرفت کنین، چرا باید حالا که پیشرفت کردید و میتونین سطح زندگی بهتر از بقیه داشته باشید، دوباره با این افکار خودتونو از رفاه مالی و به دنبالش تفریح و پس از اون یک رابطه صمیمی محروم کنین!! من کاملا با این طرز فکر اقایون مخالفم که چرا فکر میکنن کل مسئولیت معیشت با اونهاست و حالا علاوه بر اون مسئولیت حفظ احساسات رابطه رو هم دارند! هر دو نفر در همه چیز مشترکند. نمیگم نصف نصف چون شاید خانم یا اقا حقوقش کمتر باشه. هرکس به اندازه سهم خودش در همه چیز چه احساس و چه معیشت. این طرز فکر هنوز در کشور ما جانیفتاده و متاسفانه بسیاری از پسران ما حتی حالت سوء استفاده دارند نسبت به این دیدگاه ولی به نظر من بسته به درک افراد قابل اعمال هست. ببینید شما فرهنگ جاافتاده در ایران را قبول ندارید. خب تلاش کنین فردی رو پیدا کنین که مثل شما باشه. اون هم قبول نداشته باشه و بعد تا حد ممکن از زیر این سنت ها شانه خالی کنین! کار نشدنی نیست اما شاید سخت باشه!
    به نظر من بگردید و بیشتر از دختر موبور به این دقت کنین که دختری را با گرایش های فرهنگیتون پیدا کنین. چون دختر هستم بهتره خودم اعتراف کنم که فقط مطمئن بشین که روی حرفاش هست و فقط حرفی رو به خاطر اینکه بگه روشن فکر هست بیان نکنه. اگر چنین دختری پیدا کردید میتونه مالک قلب شما بشه و اون طور میتونین جلوی خیلی از سخت ها برای هم واسین. در این صورت اون عاشقانه های فانتزیتون با همین فرد پیش میره. هرچند اگه موبور نباشه همیشه فکر میکنین که چی شد و این شخص اینقدر براتون عزیز شد!

    نمیدونم چه قدر تونستم منظورم رو برسونم همه حرفم اینه که دارین بی دلیل میگین چنین ادمی نیست و پس زیبایی شخصیت کم هست و نمیشه به کسی دل بست و
    ضمنا بور هم که ابدا پیدا نمیشه و خلاصه این لوپ ادامه پیدا کرده تا اینقدر ازارتون بده. خلاصه اینکه 1- باهاتون موافقم 2- بگردین و دختری که فرهنگی در واقعیت و عمل مثل شماست رو پیدا کنین. مطمئن باشین شیفتش میشین. میدونم الان میگین کم هست ولی من میگم کم هست ولی هست!3- روی زیبا بودن کیستون که تا حد ممکن به دل شما بشینه و براتون جذاب باشه پافشاری کنین. 4- لطفا الویت معیار 2 را بالا ببرین و الویت زیبایی رو کمتر کنین یعنی به قول یکی از دوستان که بهتون گفتند، زیبایی رو محدود به بور بودن نکنین.
    این چهار مورد من باب اشنایی برای ازدواج بود. اما اگر نمیخواین
    تنها راه پیش روی شما دوستی میشه. کسی نمیتونه تکلیف تعیین کنه که دوستی درسته یا خیر. اگر فکر میکنین درسته لطفا یک بار خودتون رو در معرض این عاشقانه هایی که میگین قرار بدین. با تجربه این مورد میفهمین که بله خیلی شیرین هست و پر هیجان ولی چیزهای دیگه ای برای یک عمر زندگی کردن نیاز هست. فقط اگه این راهکار رو انتخاب کردین مطمئن بشین که اسیبی نبینین و نزنین.
    ضمنا به نظرم برای گسترش دامنه ارتباطاتتون، میتونین از این اکیپ های گردشگری هم استفاده کنین. هم به دور از محل کارتون هست که مشکل ساز نشه و هم اصولا پر هست از جوون هایی که دغدغه های مشابه شما زیاد دارند. البته هر اکیپی یک شیوه اخلاقی داره بهتر هست قبل از جوین شدن به اونها باهاشون اشنا بشین و مطمئن بشین ادم های تحصیل کرده و مشابه با خودتون اونجا عضو باشند.
    کمتر در روابطتتون سخت بگیرین. دوران، دوران سی- چهل سال پیشی که ما شنیدیم یا حتی زمانه بچگی هامون نیست که فکر کنین با وارد شدن به یک رابطه باید مسئولیت خیلی چیزها رو بپذیرید. این زمان دخترها هم درک خوبی دارند و اگر با شما در رابطه ای هم قدم شده یعنی خودش هم خواسته. هرچند که برخی اوقات دخترها از شرایط حاکم بر فرهنگ استفاده میکنند و شرایط رو به نحوی که میخوان تفسیر میکنند اما واقعیت اینه که در بیش از 90 درصد رابطه ها به هر منظوری، دختر هم به اندازه شما مسئول، اگاه و وظیفه مند هست پس لازم نیست برای یک رابطه ساده خیلی هم خودتون رو اذیت کنین. اصلا نمیگم که ضربه به هم بزنید ولی میگم اگر تصمیم گرفتین به هردلیل رابطه ای را تجربه کنین اینقدر نگران نباشین که ایا اون فکر میکنه شما با شخصیتین یا خیر؟ نکنه فکر کنه رابطه جدی هست؟ نکنه پدرش اجازه نده؟ و ....شما وظیفه خودتون رو درست انجام بدین و این کافی هست. شما صادقانه از اول همه چیز رو بگین و این افراد هستند که خودشون نشون میدهند جدای از بور بودن (به شوخی ;)) یا نبودنشون اجازه، قابلیت یا میل به مالک شدن قلب شما رو دارند یا خیر!
    خیلی با عجله نوشتم و امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسنم
    ضمنا عذرواهی میکنم پیامو سایر دوستان رو ریپلای کردم. موضوع قبلی تقریبا جواب داده شده بود
    موفق باشید

  2. 3 کاربر از پست مفید Mahaneh تشکرکرده اند .

    Amina (پنجشنبه 31 تیر 95), پسر جوان (جمعه 01 مرداد 95), هلیاجون (پنجشنبه 31 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.