سلام paliz
به تالار همدری خوش آمدید.
احساس جالبیه نه؟ درد عشق و سوزش هجران، که آدم دوستش داره؟ خیلی ها اسم اینو عشق میذارن.
کاری به اسمش ندارم ، هرچیه تجربه بی بدیلیه. فکر کنم کسی که این حس را در زندگی پیدا نکرده، همیشه تا آخر عمر کمبودش را حس می کنه.
اما این اول راهه.
چکار باید کرد؟
اول باید این عشق و این انرژی بی نهایت را هدایت و کنترل کرد. نه اینکه حذفش کرد.
اما کنترل آن به این صورت هست، یا این عشق را در درون خود پنهان می کنی و با این عشق می سوزی و حال می کنی.تا 25 سالگی چه پیش آید( که این راه حل مطلوبی نیست). یا اینکه شناخت خود را از این دختر خانم کامل می کنی. تا ببینی این احساست نسبت به این خانم ، شناخت نسبت به واقعیت این خانم هست، یا شناخت نسبت به تصورات ذهنیت در مورد این خانم هست.
مخفی کردن این عشق و تنهایی به این در و آن در زدن مشکل را حل نمی کند. بهتر است این مسئله را با خانواده در میان بگذاری. البته وقتی عشق می آید، خیلی نشدنی ها شدنی می شود مثلا سن 24 سالگی ازدواج ممکنه برای شما کاهش یابد به کمتر از این میزان.
اما همه اینها وقتی از ذهن شما خارج شد و با واقعیات سنجیده می شود. که پاپیش بگذارید.
شما نیاز به شناخت دارید. و این وقتی میسر هست که مسئله را عیان کنید.
بله عشق رسوایی هم داره..... ولی شما نباید نگران باشی. تا وقتی که درست عمل می کنی.
شما نمی توانید دختر خانمی را 4 یا 5 سال در انتظار بگذارید که خواهم آمد....، آن هم قبل از اینکه شناخت شما کامل شده باشد یا به صورت رسمی حرفی بین شما و خانواده هایتان رد و بدل شده باشد.
اگر می خواهی پشیمان نشوی، اول به صورت رسمی و از طریق خانواده ها ( با توجه به توضیحی که در مورد آن خانم دادید) شناخت خود را کامل کنید. بعد به اتفاق تصمیم گیری کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)