من خانمي هستم 30 ساله چند وقت پيش بر اثر استرس هايي كه به من و خانواده ام وارد شد من داراي بيماري شدم كه خودم نمي دانستم چيست و سخت نگران بودم تپش قلب پيدا مي كردم لرزش بدن از درون احساس ترس و سردرگمي و تنهايي ولحظات خيلي بدي را تجربه كردم بطوريكه مرتب به من سرم وصل مي كردند چون فشارم شديداَ افت مي كرد تا اينكه به پزشكي مراجعه كردم و ايشان فهميدند بيماري من اضطراب است و با دواهايي كه تجويز كردند و پيشنهادهايي كه دادند حالم خوب شد و از آن موقع تا حالا آن حمله ها به من دست نداده و خودم فهميدم كه چه جوري با اين حالت مبارزه كنم و به خودم اعتماد داشته باشم و در سختيهاي زندگي توكلم به خدا باشد و بدانم كه من از كودكي تا الان اگر خدا پشتيبان و همراهم نبود معلوم نبود كه الان .......








علاقه مندی ها (Bookmarks)