سلام
پاپیون و آقای جوادیان ممنون ازتون
دیشب بهم پیام داد که فکر نکن قهر کردم
منتظرم تو بیای منت کشی کنی بلکه فقط تو بهتم و نمیدونم چطور اون بدوبیراهاتو هضم کنم که جلو نیومدم
کلی صحبت کردیم گفت من دلم نمیاد دست تورو محکم بگیرم چه برسه بخوام دست روت بلند کنم
اشتباه کردم گفتم
منم عذرخواهی کردم واسه حرفهام گفتم واقعا فکر میکنی ما به کجا برسیم با این دعواها؟
گفت مهم اینه همو دوست داریم
خیلی حالم بدبود آنفولانزا گرفتم سردرد عجیبی داشتمو دارم ادامه ندادم حرفهارو گفتم بعدا صحبت کنیم و خوابیدم
اصلا وقت مناسبی نبود برای شرطو شروط گذاشتن
بعدشم انقدر خودم حرف زشت زدم که جمله اون به چشم نمیاد اصلا
راستش بجای اینکه بخوام انتقاد کنم کلی شرمنده بودم و احساس گناه داشتم بابام میگه زن هرچقدرم حرف زشت بشنوه نباید یدونه
حرف زشت از دهنش دربیاد چون مردا با بی احترامی زود دل میکننن...
من معمولا بعد دعواها که خوب میشیم کلی انتقاد میکنم به قول خودش اشتیمونو از دماغش درمیارم
اینبار تصمیم گرفتم بزارم چندروز دیگه صحبت کنم
چی بگم آخه الان که خودم همچیرو با بدوبیراهام خراب کردم...
وای خدا چه برزخیه چقدر سخته زندگی کردن اصلا حس خوبی ندارم با اینکه اشتی کردیم..![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)