
نوشته اصلی توسط
ستاره زیبا
سلام عزیزم متاسفم اما اگه من بودم میگفتم باشه هرچی تو بگی برا من تو الویت اولی بعد خانواده تا همسرم از کیف میرفت رو ابرا مطمین باش 90%کاری رو میکرد که شما میخای
این که میگم تجربه خودمه من همیشه به همسرم میگم اول تو زندگی شوهر مهمه بعد بجه بعد پدر مادر ادم من به ندرت بگم میخام برم به مادرم سر بزنم چون خودم مستقل نشون دادم اما در عوض همسرم ازم میخاد برم بهشون سر بزنم هر هفته یکی دو روز میرم
اول ازدواج رفتم یهجا خونه گرفتم که نه نزدیک مادرم باشه نه مادرش بعد یه سال خودش میخاست که سمت مادرم باشه چون محلش بهتر بو د
یه وقتهایی تو بحثها پیش اومده گفته اصلا من دیگه نمیخام اینجا باشم میخام برم سمت خاهرام منم تو اون لحظه میگم باشه هر جا تو راحتی برا من فرقی نداره و الان دو سال نزدیک مادرمم پس زیاد به حرفایی که مردا میگن فکر نکن چون اونا فقط جواب چشم میخان نه چیز دیگه
تا میتونی خودت رو مستقل از خونوادت به همسرت نشون بده این سیاسته
برا اخر هفته هم به همسرت بگو مامانینا میخان برن مشهد نظر تو چیه هرچی تو بگی همون میکنم اگه اومد فبها اگه نه گفت خودت برو بگو با اینکه خیلییییییییی وقته دلم هوای مشهد کرده اما اصلا بی تو حال نمیده اصلا ولش کن بعد دیگه هیچی نگو تا ببین چند روز اینده خودش چی میگه
در نهایت نرفتین باز چه بهتر ممکنه تو سفر باز اعصاب خوردی بشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)