با سلام و احترام. باید با همسرتون مدارا کنید و کم کم و با ذکاوت و سیاست وابستگی ذهنی ایشون رو از خانواده کم کنید. با تصمیمات کوچک شروع کنید و ازشون مشورت بگیرید. ایشون اینقدر وابستگیشون به خرد مادرشون زیاده که اعتماد به نفس تصمیم گیری مستقل ندارند. اگر خانواده شما باهاتون همکاری کنید بسیار بهتره. مثلا در مواردی نظر ایشون رو بپرسن یا به شکل صوری ازشون مشورت های کوچکی بخوان. شما هم در مواردی مثل خرید یا غیره همین کارو بکنید. شما باید ایشون رو مستقل کنید و این مساله از طریق قهر و کدورت و دعوا میسر نیست. با این کارها فقط ایشون رو بیشتر به خانوادش وابسته تر میکنید و از خودتون دورتر میکنید. برخی تصمیمات کوچک فردی خودتون رو به صورتی که البته به شکل عادت برای ایشون درنیاد بهشون بسپرید و کلا در کارهای شخصی خودتون ازش مشورت بخواهید. اعتماد به نفس همسرتون در مورد تصمیم گیری مستقل اگر بالا بره به مرور مسائله عدم استقلال ایشون حل میشه. گلوگاه حل تمام مشکلات بعدی شما در حل این مشکل است. پس با صبر و شکیبایی روی زندگیتون و همسرتون به طور هوشمندانه کار کنید. این مساله زمانبره ولی قابل حل و بهبودی است. نگران نباشید.
خدا به همراهتان
از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)