به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    مرداد ماه تولد من و خانومی


    سورپرایز های امسال هم به نوبه خود خاص بود
    اول که تولد خانومی بود و منم قبلش بهش گفته بودم که یه لباس خوب به انتخاب خودت به عنوان هدیه تولد از طرف من برای خودت بخر و اون هنوز نخریده بود و با توجه به اینکه ماشین دست خانومی بود و اون روز تا غروب هر دو بیرون بودیم نتونستم کیک بخرم و غروب که داشتیم برمی گشتیم خونه با هم رفتیم جلوی شیرنی فروشی و به خانومم گفتم امسال خبری از سورپرایز نیست انگار، حداقل برم کیک رو بخرم، خلاصه کیک رو خریدم و وقتی رسیدیم خونه یه شاخه گل رو هم که قبلش گرفته بودم و توی صندق بود رو بدون هیچ سورپرایزی وقتی توی حیاط از ماشین پیاده شدیم تقدیم خانومی کردم حالا دیگه همه چیز تموم شده بود بدون سورپرایز.
    رفتیم خونه شام رو خوردیم و بعد شام که می خواستیم مراسم دو نفره برش کیک رو انجام بدیم من به خانومی گفتم چشماتو ببند و چون انتظار نداشت سورپرایزی در کار باشه، یه پلاک پروانه ای که یه روز قبلش رفته بودم خریده بودم (تا نیم ست پروانه ای تکمیل بشه) رو انداختم دور گردنش. خیلی خوشحال شد . شاید اگه از اول می دونست که هدیه ای در کار هست اینهمه خوشحال نمی شد.
    تولد من هم که سه روز بعد بود و ما هنوز همه کیک تولد قبلی رو نخورده بودیم خانومی یه تصمیم دیگه واسه جایگزین کیک گرفته بود از قضا کلی واسه اون روز زحمت کشیده بود و به جای کیک تولد یه ژله بستنی خیلی خیلی خوشگل چند رنگ پاپیونی درست کرده بود و خستگی اون روز من و نرفتنم به اضافه کار، برنامه ها رو بهم ریخت. و ژله واسه فردا آماده نشد، البته فرداش مهمون داشتیم و با اون ژله کلی هنر نمایی کردیم، خلاصه اون شب من هم که اصلاً انتظار هدیه نداشتم یه گوشی هدیه گرفتم (لازم به ذکره من تا الان با گوشی 1200 کار می کردم و با این حرکت یه جهشی به سمت تکنولوژی کردم).
    دل آرام گیرد به یاد خدا
    ویرایش توسط به دنبال خوشبختی : شنبه 23 مرداد 95 در ساعت 19:07

  2. 12 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    alireza198 (پنجشنبه 11 شهریور 95), paiize (پنجشنبه 11 شهریور 95), parsa1400 (چهارشنبه 17 شهریور 95), reihane_b (دوشنبه 01 شهریور 95), Shadi2 (چهارشنبه 27 مرداد 95), فدایی یار (شنبه 23 مرداد 95), کلانتر جو (پنجشنبه 26 بهمن 96), نازنین2010 (پنجشنبه 28 مرداد 95), آبی آسمونی (چهارشنبه 27 مرداد 95), بارن (شنبه 23 مرداد 95), شیدا. (چهارشنبه 27 مرداد 95), صبا_2009 (شنبه 23 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.