با سلام
این جمله ، جمله قشنگیه که میشه با هر دیدی تفسیر کرد .
1 ) خب ما میگیم حالا به جای رسیدن به همه چیز ، بذار یه چیز را بررسی کنیم - ببینیم چی میشه ( به قول آقا کامران همش : چیز شد )
مثلا اگر هدف رسیدن به قله کوه باشه - باید از تمام موانع گذشت : از پستی ها - از بلندی ها - از سرما و گرما - از ترس - شکست ها و ....... تا به هدف رسید
اگر این الگو باشه می تونیم بگیم برای رسیدن به تمام هدف های زندگیمان ، باید با زندگی دوست باشیم ، با اتفاقاتش و در این مهم پیوسته و پایسته حرکت کنیم و نا امید نشیم
و هر ناکامی و شکست را پله ای بدانیم برای نزدیک تر شدن به هدف - یعنی مثلا کسی که یه قله را فتح میکنه » از سختی ها عبور کرده - از شکست ها عبور کرد ! تا رسیده به هدفش .
حالا ما می تونیم بگیم برای رسیدن به همه چیز ( هدف های زندگی فرد ) باید از همه چیز بگذرد ( تمام اتفاقات آن را بپذیرد و تلاش کند مانند : شکست ها - و ..... )
مثلا اگر هدف یه فرد عشق باشه ، باید برای رسیدن به این هدف از منیت بگذرد و عبور کند .
2 ) یه دید هم هست :
همه چیز یعنی چی ؟
اگر همه چیز اشیاء باشه - خب انسان نمیتونه همه اشیاء را بدست بیاره - پس جمله نقض میشه !
ولی اگر همه چیز را خدا در نظر بگیریم - برای رسیدن به خدا باید گذشت ار غرورها - منیت ها - وسوسه ها - شکست ها - مقایسه ها و ....
در واقع وقتی از بُعد حیوانی بگذریم می تونیم به همه چیز ( خدا ) برسیم !
و رسیدن به خدا یعنی آرامش - وقتی آرامش داشته باشیم دیگه نگران نیستیم و اضطراب بیهوده این دنیا را نمی خوریم
بلکه تلاش خودمان را می کنیم - بدون وابستگی !
یعنی اگر به هدف های دنیوی خودمان هم نرسیم ، در واقع رسیده ایم ! - چون تلاش کردیم - توکل کردیم










علاقه مندی ها (Bookmarks)