سلام
چقدر خوبه که شروع کردی و داری روی اعتماد به نفس خودت کار می کنی. عالیه
من از تجربیات خودم میگم شاید به شما کمک کنه .
سن نوجوانی سنی هست که انسان بیشتر خودش رو تحت تاثیر دنیای اطراف میبینه و حس میکنه باید خودشو جوری تغییر بده تا از کودکی به شایستکی رها بشه و سری توی سرها در بیاره . یعنی سن اثبات خود هست.اثبات خود یعنی "من هستم" و ببینید که هستم . رها شدن از کودکی و پیوستن به جوانی.
اما انسان به میزانی که سنش بالاتر میره و البته تجربیات و اندوخته هایی که در زندگی پیدا میکنه یادمی گیره تا چطور خودش رو پیدا کنه، من هستم رو معنا کنه و از گفتار به عمل در بیاره.
خیلی از این حالات و افکار در دوران نوجوانی طبیعی هست .
اینکه چهره خودت رو دوست داشته باشید ... دورو برت آدمای زیادی رو میبینی که به نوعی سعی در تغییر چهره دارن،با عمل جراحی یا ارایش یا مدل های مو خاص یا... اگه فرض کنیم همه ی اینا از دسته افرادی هستند که از ظاهر خودشون ناراضی اند می بینیم که توی جامعه ما عدم رضایت از ظاهر خیلی رواج داره و طبیعیه و اصلا ربطی به خوشگل بودن یا نبودن نداره!
وگر نه زیبارو ها نباید آرایش می کردند یا عمل زیبایی انجام می دادن.
شما هم دورو برت رو ببین و ببین که تنها نیستی! این انتخاب اکثریت مردم هست که از ظاهرشون راضی نباشند.ولی آیا این انصافه؟آیا خدا اکثریت رو بد آفریده ؟ آیا راهی که اکثریت انتخاب کردند راه درستیه؟
کی گفته قدم اول اعتماد به نفس پذیرش ظاهره؟ یک نگاه جامع به این قضیه داشته باش و خودت رو مجبور نکن قدم های خاصی رو دنبال کنی.یعنی شما رفتارهای درست و با اعتماد به
نفس رو در هر زمینه با مطالعه یا مشاوره کم کم می شناسی و در موقعیت های واقعی سعی میکنی اون رفتار یا نگرش رو تمرین کنی.
همین طور که پیش میری رفته رفته رفتارهای درست تر رو بهتر تشخیص میدی و رفتار جرئتمندانه و اعتماد به نفس کسب می کنی.این مسیری هست که تا اخر زندگی ادامه داره و با
چالش های مختلف ورزیده تر میشی.
در مورد پذیرش ظاهر خودت همینکه در شروع بتوانی گاهی وقت ها (و نه لزوما همیشه ) خودت رو آرام کنی و نگرشت رو بازنگری کنی و درک کنی که زیبایی های خدادای و نعمت های فراوانی به تو از جانب پروردگار رسیده و به خاطر اونا شاکر باشی کفایت می کنه.
به مرور زمان وقتی نتیجه این نوع اصلاح نگرش رو ببینی خودت ترغیب میشی که در موقعیت های بیشتری این فکرهای مثبت رو با خودت مرور کنی و بعد مدتی پسری که همیشه از ظاهرش ناراحت بوده موفق میشه در 50 درصد موارد خودش با خودش قضیه رو حل کنه و شاد باشه. و همین یه موفقیت بزرگه.
اگر تمرین کردی و دیدی حالت بدتر میشه ناراحت نشو، بلکه یه گفتگوی ساده با ذهنت ترتیب بده!
-- ذهن من! مثل اینکه الان اصلا حال و حوصله این حرف هارو نداری و مقاومت می کنی،باشه من راحتت می ذارم (و لبخند و چشمک به خودت توی آینه) ... دفعات بعد اگه ذهنت پذیراتر بود تمرینارو اجرا کن.وقتی خوشحالی یا موفقیتی کسب کردی با موفقیتت کیف کن و خودت رو تشویق کن.
به خودت سخت نگیر،در مقابل خودت قرار نگیر بلکه همراه با روحت ذهنت و جسمت باش.
موفق باشی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)