ورزش اره معجزه میکنه ولی من خیلی بدتر از این حرفام که بتونم تو یه جمعی ورزش کنم
تا وارد یه جمع میشم همش میگن چرا انقدر ساکتی چرا انقدر غمگینی چرا اینجوری چرا اونجوری ....بدم میاد از این حرف ها ..تو جمع های خانوادگی هم همینجوره ها من حالم خوب بود دو سه روز پیش ولی امروز دوباره حالم بد شد انگار لبامو به هم دوخته بودن ..اخه چرا تو این کره خاکی حتی یکی هم نیس به من کمک کنه؟؟؟؟؟؟ از وقتی خوب و بد و تشخیص دادم بد شانسی و بدبختی باهام اومد مظلوم تر و ساده تر از من پیدا نکرد اومد به من چسبید عینه کنه حالا دیگه ولم نمیکنه ..خیلی زورش زیاده بی دلیل غمگینم میکنه مخصوصا اینکه میدونه دیگه دلیلی واس شادی ندارم.......همین امروز به مادرم میگم دیگه هیچ چیز برام لذت بخش نیس میدونین چی گفت میگه خوبه وابسته به این دنیا نیستی !!!!!کدوم مادری اینجوریه اخه معلومه دوس داره زودتر بمیرم همش سرکوفت امروز فهمیدم واقعا برای دیگران عذاب اورم هیچ کس منو دوس نداره و خوشش نمیاد واقعا دوس دارم از دستشون فرار کنم !!از همه بدم میاد دیگ تصمیمم گرفتم دیگ حتی از خدام نخوام دیگه تا کی صداش کنم؟؟؟؟؟؟؟من چند روز سعی کردم خوب باشم ولی کو؟؟؟؟خدا کو؟نیست اصلا حسش نمیکنم مثله اینکه خدا هم فقط تو شادیام باهامه مثله بقیه مثله همه .....واسه دوستام ..دیگران خوشحالم که وقتی یک بار خدا رو صدا میزنن همه چیشون روبه راه میشه...خوشبه حالشون ....من امروز فهمیدم که بعضی چیزا رو همون لحظه تو همون دوران خودش دوس داری مثله خندیدن با صدای بلند تو دوران مدرسه بدونه اینکه به چیزی فکر کنی و غمگین باشی ..مثله دویدن و جیغ زدن تو خونه بدون اینکه کسی بهت بگه ساکت.....مثله اینکه دوچرخه سواری تو تابستون با دوستات بدون اینکه فکر کنی چرا هیچ دوستی نداری باهاش بری دوچرخه سواری....مثله اینکه ...انقدر زیاده که حد نداره ولی چه فایده دیگه همش تموم شد هم مدرسه هم امید من همش به پایان رسید و روح دیوونه منم اروم نشد فقط خفه شد خفه!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)