به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 113

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    با سلام و تشكر از همه دوستان عزيزم كه وقت گذاشتند و جواب دادند. بخصوص شادى و نجمه كه هيچوقت تنهام نذاشتن.
    جناب باغبان واقعا از نظرات سازنده تون نهايت تشكر رو دارم، و نهال عزيز ممنون از پاسخت. همسرم ديشب زنگ زد و اومد دنبالم رفتيم بيرون شام خورديم و اومديم خونه. همسرم گفت نتونستم برم سراغ وكيل، گفت براى جدايى هميشه وقت هست يك فرصت دو سه ماهه به هم بديم اگه نتونستيم با خوبى از هم جدا ميشيم. گفت تو خيلى دختر خوبى هستى ولى عيبت اينه كه بچه موندى، گفت سنت زياده ولى بچه موندى. گفت اين چيز بدى نيست فقط من آدم كم حوصله اى هستم.
    منم در جواب همسرم فرصت دو سه ماهه رو قبول كردم و تصميم گرفتم براى اين دو سه ماه از توصيه هاى جناب باغبان و نهال جان استفاده كنم، ببينم آيا ميتونم يا نه؟!!!!
    شادى، دنيا و نجمه جان، به نظرم من نوشته هام كمى باعث سوء تفاهم شده چون دليل موندن من تو رابطه پولدارى شوهرم نيست، من فقط سئوال بود تو ذهنم كه زندگى با امكانات خوبه يا زندگى با عشق خوبه؟! من خودم جزء اون آدمهايى هستم كه در پى آرامشم ولى نظرات خيلى ها و حتى بعضى مشاورها منو گيج كرد كه آيا اگه زندگى عادى با شوهر عاشق داشته باشم آرامشم از بين ميره يا نه؟! الان من هنوز نميدونم زندگى با عشق خوبه يا با پول؟؟؟؟؟؟

    من ديروز از مادرم پرسيدم كه چرا عليرغم اين همه رفتار زشت محمد هنوز مادرم اصرار داره من به زندگى ادامه بدم، گفت از اونجايى كه تو دختر خيلى خيلى حساسى هستى طلاق برات شكست بزرگى ميشه و اثرش تا چند سال تو روحيه حساست ميمونه، گفت من نميگم به هر قيمتى كه شده ادامه بده ولى نهايت تلاشتو بكن كه بعدا حسرت تو دلت نمونه كه ميتونستم فلان كار رو برا حفظ زندگيم بكنم و نكردم، گفت بذار اگه قراره جدايى اتفاق بيفته تو خيالت تخت و راحت باشه بابت جدايى.
    اينكه فرمودين من به نظرات توجه نكردم رو قبول نميكنم، نظرات دوستان اگه نبود من هنوز همون آدم سرد بودم، من از ماه رمضون به اينور واقعا تغيير كردم، حتى من كه هميشه خونه همسرم بودم و باهاش زندگى ميكردم الان فقط هفته اى دو روز خونش هستم كه هميشه هم اون اصرار ميكنه، من از نظرات استفاده كردم كه الان اسم همسرم رو صدا ميزنم، واقعا اين سايت واسه من خيلى خيلى مفيد بوده و هست.

    آقاى فريد،
    واقعا درست حدس زدين شك من تبديل به يه بيمارى روحى روانى شده و اذيتم ميكنه.
    به نظر مياد شما تاپيك هاى قبل منو نخوندين. من و همسرم يك ساله كه عقديم و منظور دكتر اين بود كه من كه ٣٢ سالمه و همسرم ٣٩، و براى شروع زندگى و بچه دارى زياد طول نديم. در مورد تمايل همسرم تو تاپيك هاى قبلى توضيح دادم ولى الان نسبت به قبل خيلى بهتر شده.
    در مورد دير ازدواج كردنم بايد بگم كه انقدر درگير درس بودم كه دلم نميخواست اصلا ازدواج كنم، حتى ميخواستم از ايران برم كه مادرم كاملا ناراضى بود و زمانى كه با همسرم آشنا شدم با اينكه چند خواستگار ديگه هم داشتم به مادرم گفتم اگه با اين آدم ازدواج كردم كه هيچ ازدواج نكنم ديگه ميرم، شايد هم طى چند سال تنها كسى كه به دلم واقعا نشست و از ته دل خواستم همسرم باشه فقط محمد بود.

  2. 2 کاربر از پست مفید Hanli تشکرکرده اند .

    باغبان (چهارشنبه 10 شهریور 95), عشق آفرین (چهارشنبه 10 شهریور 95)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 مهر 95 [ 09:21]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    605
    سطح
    12
    Points: 605, Level: 12
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 59 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hanli نمایش پست ها
    ....
    همسرم ديشب زنگ زد و اومد دنبالم رفتيم بيرون شام خورديم و اومديم خونه. همسرم گفت نتونستم برم سراغ وكيل، گفت براى جدايى هميشه وقت هست يك فرصت دو سه ماهه به هم بديم اگه نتونستيم با خوبى از هم جدا ميشيم. گفت تو خيلى دختر خوبى هستى ولى عيبت اينه كه بچه موندى، گفت سنت زياده ولى بچه موندى. گفت اين چيز بدى نيست فقط من آدم كم حوصله اى هستم.
    منم در جواب همسرم فرصت دو سه ماهه رو قبول كردم و تصميم گرفتم براى اين دو سه ماه از توصيه هاى جناب باغبان و نهال جان استفاده كنم، ببينم آيا ميتونم يا نه؟!!!!
    ....
    الان من هنوز نميدونم زندگى با عشق خوبه يا با پول؟؟؟؟؟؟

    من ديروز از مادرم پرسيدم كه چرا عليرغم اين همه رفتار زشت محمد هنوز مادرم اصرار داره من به زندگى ادامه بدم، گفت از اونجايى كه تو دختر خيلى خيلى حساسى هستى طلاق برات شكست بزرگى ميشه و
    ...

    شايد هم طى چند سال تنها كسى كه به دلم واقعا نشست و از ته دل خواستم همسرم باشه فقط محمد بود.
    ببین حنا جان یه چیزی و اول برات توضیح بدم
    من خیلی مشاور رفتم

    آخرین مشاورم یه دکتر روانپزشک بود که کار مشاوره هم انجام میداد ساعتی دویست هزار تومن هم میگرفت حدود دو سال پیش
    روند مشاورش خیلی برام جالب بود
    من میرفتم پیشش حرف میزدم و حرف میزدم و گریه میکردم اون نگاهم میکرد لبخند میزد و چای هم میزد و بهم بیسکویت تعارف میکرد
    هر چند وقت یکبار ازم میپرسید فکر میکنی چرا؟ فکر میکنی باید چی کار کرد ؟
    در واقع جواب همه سوالام و مشکلاتم تو زندگی تو خود من بود و کسی که راه حل رو میدونست من بودم . بهترین راه حل برای من و خودم میدونستم فقط نمیتونستم ببینمش کاری که مشاور و حتی روانپزشک میکنه اینه .
    هیچ کس به اندازه خودت تو زندگیت نبوده و لحظات رو تجربه نکرده پس بهترین راه حل رو خودت میدونی فقط ما اینجاییم بهت کمک کنیم سو تفاهم ها رو برطرف کنی


    دکتر من هر چند وقت یکبار نکته هاشو تو غالب یکی دو جمله میگفت :
    مثلا میگفت: نگاه تو به زندگی اخلاقیه .( بدون این که بگه درسته با غلط فقط بهم آگاهی میداد)
    یا مهم ترین جملش که تو زندگی من تاثیر گذاشت اینه :
    احساس و تفکر یک چیزه اعمال و گفتار یک چیز دیگه

    اینها قرار نیست منطبق باشن. تو زندگی ممکنه تو یه فکر یا یه حس داشته باشی ( مثل اینکه همسرت خیانت کرده و این دردناکه ) یا یه تفکر داشته باشی ( که حتما کم ارزشی که همسرت رفته سراغ یکی دیگه و ازت ایراد میگیره )
    اما اعمال و گفتار تو باید چیز دیگه ای باشه . اعمال و گفتارت در مقابله با همسرت باید منطبق با واقعیت باشه یا مشاور دیگه داشتم میگفت برای اینکه تو زندگی درست عمل کنید باید خودتون رو از بیرون نگاه کنید
    خودت رو بکش بیرون و از بالا نگاه کن . فکر کن من حنا هستم و تو نهالی که قراره بهم راهنمایی بدی .
    این حنا باید چی کار کنه؟ بهترین رفتار که به نفع خودش باشه چیه؟
    حرفات و بولد کردم بخون جواب همه سوالاتت تو حرفات هست

    سوال حنا : آیا همسرم دوسم داره ؟ جواب : همسرت نتونسته وکیل بگیره اومده دنبالت رفتین شام احتمالا یه رستوران گرون بهت گفته تو دختر خوبی هستی و حتی گفته خودش کم حوصله است ! بعد همه مسایل و مشکلات گفته باز هم فرصت بدیم به زندگی . دوست داره حتی میشه گفت عاشقته


    سوال حنا: آیا حنا میتونه از فرصت به وجود اومده استفاده کنه ؟ جواب :حنا داره دست و پا میزنه که زندگیشو حفط کنه و حالا فرصتی که همسرش داده و قبول کرده ( رراستش من فکر میکردم شوهرت طلاقت بده با این رفتارت اما الان باز نازتو کشیده و بهت فرصت داده و تو میگی من قبول کردم ! ) حتما میتونی از این فرصت استفاده کنی

    سوال حنا: زندگی با عشق خوبه یا با پول ؟ جواب : فعلا که تو زندگی تو هم عشق هست هم پول! همسرت دوست داره تو هم دوسش داری میگی تنها کسی بوده به دلت نشسته و خدا رو شکر پولم دارین . دو دستی بچسب به زندگیت .

    در ضمن
    صحبت با مامانت و مشاوره گرفتن ازش رو ادامه بده
    رو خودتت مهارت گفتگو و خواستن نیازهات و احساساتت کار کن

    ویرایش توسط نهال :) : چهارشنبه 10 شهریور 95 در ساعت 14:43

  4. 3 کاربر از پست مفید نهال :) تشکرکرده اند .

    masomeh2016 (پنجشنبه 11 شهریور 95), باغبان (چهارشنبه 10 شهریور 95), ستاره زیبا (یکشنبه 14 شهریور 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.