سلام ، بازهم ممنونمن دوباره مشغول نوشتن پستم بودم و قبل اینکه رفرش کنم ارسال زدم در نتیجه مطلب بالام قبل اینکه صحبتای شمارو بخونم فرستادم که خب جیره یه پستم رو ازدست دادم که خب چون فقط 2 ساعت تا پایان امروز مونده ضرری نکردم
من متنهای طولانی شما رو دوست دارم چه راجبش مشکل خودم باشه و چه بقیه دوستان ، و تو هر مشاوره ای ببینم پستی گذاشتید حتما میخونم و استفاده میبرم . طولانی بودنش نشونه وقت گذاشتن شماست و مشخصه خیلی خوب فکر کردید و پاسخ دادید
کاملا قبول دارم
خواسته قلبیم رو میگم من دنبال اون موفقیت بزرگ هستم اما نه صرفا بخاطر تشویق مردم احترام شهرت یا هرچیزی ، اینهارو مثل هر انسان دیگه ای دوست دارم اما اصلا صرفا دنبال اینها نیستم فقط من درخودم رسیدن به یک موفقیت بزرگ میبینم و این توانایی رو در خودم میبینم به این دلیل دنبالش هستم چون میخوام از توانایی که دارم استفاده کنم روزی که به همچین جایی برسم و به دنبالش مثلا کمک به مردم ، محبوبیت ، تشویق یا .. رو بدست بیارم مورد اول برام خیلی خیلی لذتش بیشتره یا اینکه تلاش زیادی کردم به هدفم(علمی و شغلی) رسیدم اما اون محبوبیت رو بدست نیاوردم خب این ناراحتم نمیکنه چون من خواستم پر تلاش باشم به هدف اصلیم رسیدم که اون هدف اصلی چیه؟ اینکه از توانایی هام به بهترین صورت بهره ببرم و خب چقدر هم عالی که بتونم در کنارش خدمتی هم کرده باشم هرچند که دیده نشه ، کمک کردن رو خیلی دوست دارم چون حس خوب و آرامشی بهم میده که اصلا قابل قیاس با چیزی نیست اما نه اینکه صرفا هدفم این باشه چون برای رسیدن به این لازم نیست نابغه بشی یا خیلی تلاش کنی همین الانش هم میتونم با علمی که در اختیار دارم یا امکاناتی که دارم رفتار خدمتبه مردم رو داشته باشم که خب صادقانه میگم این رفتار رو همین الان دارم و در آینده هم به هرموفقیتی که برسم بازهم این رفتار رو دارم ولی اونجا ممکنه پررنگ تر بشه و یا بزرگتر .
نمی دونم شاید اغراق به نظر بیاد اما من اون لذت تلاش کردن و حس خوب مفید بودن رو خیلی بیشتر از مدال طلاش دوست دارم هرچند مدال طلا هم شور و شعف خودش رو داره اما نبودش چیزی از اون لذت تلاش کم نمیکنه
کاملا درسته من این هدف رو می پسندم اما وقتی تو شرکتی کار کنم پیشرفت و یادگیری بیشتر خودمم به اندازه توسعه شرکت برام مهمه چه بسا یادگیری و تلاش بیشتر خودم ناخودآگاه باعث پیشرفت و توسعه شرکت هم بشه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منظورتون رو از مثال کاملا متوجه شدم میدونم کلی گفتید اما لازمه بگم من تنوع طلب نیستم تا الان هم هیچ موقع از این شاخه به اون شاخه نرفتم فقط دنبال بهترین راه برای خودم هستم راه بدی رو انتخاب نکردم اما همون اول راه متوجه شدم که راه بهتری برای من بود اما شجاعتش رو نداشتم برگردم و دوباره انتخاب کنم اما باعث شد این چند سال این فکر رو پرورش بدم و الان که شجاعتش رو دارم میخوام کامل بسنجم یا اطمینان ادامه بدم یا ریسک کنم و دوباره شروع کنم .
حتما این کار انجام میدم فقط یه موردی هست اینکه من انتخاب بین کامپیوتر و پزشکی نیست ! بین کامپیوتر یا رشته دیگه ای (که میتونه پزشکی باشه )، این رشته دیگه روهم باتوجه به تواناییم انتخاب کنم و اینکه انقدر رشته خوبی باشه که ارزشش رو داشته باشه (که من فکر میکنم پزشکی یکی از اون رشته هاست که ارزش سختی رو داره) ، درواقع همون دانش آموز دبیرستانی ام که میخواد انتخاب رشته کنه انتخاب رو براساس بازار کار، توانایی، علاقه و ... داشته باشه با این تفاوت که اگر با این ملاکها و بین تمام رشته های پیش رو تصمیم بگیره کامپیوتر بره از ارشد شروع میکنه اما هر رشته دیگه ای بخواد بره از نقطه صفر شروع می کنه ولی براش مهمه که این انتخاب رو بین کلی گزینه داشته باشه و و در انتخابش همه اون ملاکها رو درنظر بگیره به علاوه ی مزیتی که گزینه کامپیوتر براش داره ،
و اما در گوشی هم یه چیزی بگم اینکه شاید دنبال دلایل بیبشتر برای ادامه دادن رشته خودم هستم ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بله کاملا درسته و این اولین دلیل برای موندنم تو این رشته است ..
برای ادامه تحصیل که خیلی تصمیمم جدیه چون خیلی مطالعه رو دوست دارم اما در کنارش پیشرفت تو تخصصم
به برنامه نویسی که خیلی زیاد علاقه دارم و تحلیلم خیلی خوبه کلاس که میرفتم استادم میگفت با تحلیلی که داری برای ارشد نرم افزار برات بهتره تا هوش ، اینکه برای هوش مصنوعی باید دروسی مثل معماری و مدار رو هم علاقه داشته باشی خب من تو این دودرس خوب بودم و مشکلی باهاش نداشتم علاقه داشتم اما لذتی برنامه نویسی که برام داره هیچ درس دیگه ای نداره
مثلا می تونید یه برنامه بنویسی که اعتماد به نفس را بالا ببره و برای اندروید خروجی بگیرید و به دنیا خدمت کنید ! و یا .....
نباید میدان را خالی کرد و باید با این تکنولوژی ها وارد شد .
[/QUOTE]
از وقتی با برنامه نویسی آشنا شدم این جمله همیشه تو ذهنم بوده
ممنونم نظر لطف تونه
بعضی موقع ها ما باید فقط زندگی کنیم !
حمله تامل برانگیزه ایه ، زندگی کردن یعنی آرامش داشتن و از مسیر لذت بردن که خب آرامش من در تلاش کردن و مفید بودن خلاصه میشه
بیشتر از یه ساعته دارم فکر میکنم و مینویسم رکورد زدم تو پرحرفی
خوب و شاد باشید ، سپاس















علاقه مندی ها (Bookmarks)