کلا میشه فهمید آدم بیش از حد نگران هستید و افسرده و از بس فکر و خیال میکنی و خودت مشکلاتتو تو سر خودت میکوبی داری از بین میری این فکر خیال شاید از تنهایه
مجرد یا متاهل؟اگه مورد دومه نگید که بچه هم دارید که خدا نکنه
چند سالتونه و بچه چندم هستید؟
این فکر خیال های بد با حرف زدن با خودتونم همراهه؟طوری که نشه متوقفش کنید؟(اعتیاد به فکر)
عادات غذاییتون چطوره؟نشده که خیلی به خودتون گشنگی بدید و اصلا حالشو نداشته باشید چیزی بخورید و کلافه بشید بعد بسیار زیاد غذا بخورید؟(افسردگی)
چقدر خودتونو دوست دارید و به خودتون و کارهای شخصی و وضعیت جسمانی اهمیت میدید؟اهمیت به زیبایی و بهداشت و دفع مریضی ها میل به سلامتی دارید؟(عزت نفس)در کل احساس عزیز بودن و خوب و دوست داشتنی بودن
در کل افسردگی و کمبود عزت نفس و نگرانی بیش از حد دارید
افسردگی:بستگی به سوالات آخرم میشه شدتشو فهمید
کمبود عزت نفس:میشه گفت بچه اولی هستید و از بس مادرتون که مثل شما اضطراب شدید داشتن چون این جور مادرا مادران بیش از محافظت گر هستند(با این وضعیت خودتونم مادر بشید دقیقا میشید مادر خودتون)و از بس کنترل داشتن تا تکون خوردید واسه اینکه تکون نخورید که مبادا چیزیتون بشه شما رو از همه چیز ترسوندن و اگه کار اشتباه کوچیکی هم کردید همه خوبی هاتونم نادیده گرفتن و حسابی کوبیدنت شدی کمال گرا و فکر میکنی اگه اشتباه کنی همه چی تمومه همه چی بی خود و بی ارزشه مگر کامل و فوق العاده باشه
در کل جز با کمک روان شناس و یا تغییر کامل نوع تفکر و جهان بینیتون که کاش بیشتر راجبش توضیح بدید
و تغییر سبک زندگی که تاثیر زیادی داره و اشاره ای بهش نکردید خیلی حالتون خوبتر میشه اگه که فقط بخواهید بهتر بشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)