فکرنمیکنم مشکل ما برای سن و سال باشه یعنی اخلاق همسرم همین بود حتی اگر با بزرگتر خودش ازدواج میکرد.خصوصیات رفتاریشه من دوستش دارم کنار می اومدم با حساسیت هاش.سن کاری به تفاهم نداره الان اینهمه طلاق توی کشور رخ میده نود درصد مرد بزرگتر از زنه.
من مشکل اعنمادبنفس ندارم مسئله دوست داشتنه نمیخوام دعوا کنیم میخوام خوش باشیم برای این راه میام.یکی از دعواهای ما به کتک کاری کشید همدیگر رو زدیم خیلی زشت و زننده بود میدونم کارم خیلی بد بود بعد هدیه گرفتم از دلش دربیارم گفت شرط بخشیدنش اینه با خونوادم قطع رابطه کنم.
سرلج افتاده میگه اسمشون رو پیش روی من نیار.کلا از خونوادم بیزاره میرم اونجا میگه باز پرت کردند چیزخورت کردند مادرت جادوگره خواهرت تفرقه اندازه.
من خیلی دوستش دارم زندگیمه ولی چرا این شکلی عذابم میده و متوجه نیست.
از برادرم متنفره.برای اون موضوع تلگرام که نوشتم و برای اینکه توی دوره نامزدی یکدفعه که دنبال خانمم در باشگاه رفتم برادرم توی ماشینم بود نرفت عقب بشینه منم خنگی کردم نگفتم برو عقب.دعوای حسابی شد خانمم ناراحت شد از اینکه جای اون جلوی ماشین پیش من بوده و گفت برادرت مثل گاو نشسته بود جلو .تو جایگاه من رو به خونوادت حالی نکردی برادرت یک سال کوچکتر از من هست من زنتم چرا عقب نشستم شما املید برای زن ارزش قائل نیستید.خوب من حق دادم ناراحتیش به جا بود ولی دیگه با برادرم و خونوادش جایی نرفتیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)