سلام خانم بانوی آفتاب. من که گفتم در مورد مثال مناقشه ایی نکنید. میخواستم خودتون رو در یک شرایط خاص فرض کنید و بفرمایید که تصمیمتون چه خواهد بود.
بک سوال داشتم ازتون. شما تجربه اپلای دارید؟ منظورم اینه که واقعا اینطوره که یک نفر اینجا دکتری گرفته باشه دوباره بخواد برای دکتری اقدام کنه شانسش کمتره تا کسی که اولین باره میخواد بخونه؟
من با شما مخالفم. پاسخ های دوستان در اینجا باعث میشه من دید وسیعتری پیدا کنم و بهتر خودم بشناسم. کمااینکه پاسخهای ممکن به این سوال خیلی نمیتونه متنوع باشه و از یک حدی تجاوز نمی کنه. بهر حال ممنون از پاسختون.
سلام خانم شیدا، بله درست میفرمایید. منظورم تصمیم گیری در شرایط خاص است و مهاجرت فقط یک مثال است.
باید بگم هر دوی این جواب برایم جذاب هستند. کسی که به زندگی مشترک اهمیت میدهد و کسی هم که اهداف شخصیش برای وی اهمیت بالایی داشته باشد که نشان از خودساختگی و داشتن هدف و برنامه برای زندگی است. اما من قطعا گزینه یک را برای ازدواج انتخاب خواهم کرد.
خانم شیدا نمیدونم این حرفی که میخوام بزنم چه معنایی داره. اما ازتون خواهش میکنم قضاوتتون بفرمایید. در حالت فرضی، برای اینکه بهتر به سوالتون جواب داده باشم، باید بگم که من مورد دوم بعنوان دوست دختر میپسندم و مورد اول رو بعنوان همسر. یعنی هر دو مورد جذابیت خاص خودشون دارن. آیا این مسئله نوعی تناقض محسوب میشه و نشان از مشکل اخلاقی دارد؟
خانم شیدا، یک سوال دیگری هم داشتم. یک از فانتزی های ذهنی من اینه که دوست دارم رابطم با همسرم انرژی و حالت دوست پسر دوست دختری داشته باشه. عشق اون حالتی بیشتر دوست دارم (با توجه به تاپیک قبلیم). آیا این مسئله هم به نوعی نشان از تناقض است یا یک امری طبیعی محسوب میشه؟ یعنی این تفکر ممکنه برای من مشکل بوجود بیاره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)