من مشاوره حضوری رفتم....میرم.....

خودم فکر میکنم مساله اصلی من دکترا نیست.....من خودم بین خودم و اون چیزی که ازم توقع می ره موندم.....
اگه به خودم بود کارم رو رها میکردم و درسم رو میخوندم.....اما جرأت گفتنش رو هم ندارم

حتی مشاور هم اصلا اجازه نداددبهش فکر کنم و یا بیان کنم.....پدرم هم که همیشه پشتمه تو این مورد خیلی جدی برخورد کرد....منم دیگه ادامه ندادم

به نظرم درس خوندن خیلی انرژی بهم میده....حس خوبی بهم میده....اما استادم هم مخالفه کارم رو ول کنم....شرایط مرخصی بدون حقوق رو هم مطرح کردم چون هنوز پیمانی هستم و رسمی نشدم .مخالفت شد.....
ممنون دوستان
دارم سعی میکنم فعلا حال گرا باشم
این موضوع با این عنوان فعلا دیگه مسکوت باقی می مونه....