به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 108

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1395-6-27
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    924
    سطح
    16
    Points: 924, Level: 16
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقا شهروز من در مورد پاکی و ناپاکی خانم شما صحبتی نکردم

    همسر برادر شما هم هر وقت طلاق گرفت و شما درخواست ازدواج باهاشون بدید، عرفا کار قشنگی نیست ...
    اما شرعی و قانونی کار زشتی نکردید.

    در ازدواج، شما وقتی می تونید به زنی پیشنهاد بدید که طلاق بگیره، نه قهر کنه !!

    در رابطه دوست دختر پسری، وقتی می شه پیشنهاد داد که ؟؟
    جایی ثبت نشده که بخواد کنسل بشه. وقتی قهر کردید و جدا شدید ... خب تموم شده دیگه.
    مطمئنا وضع برادر شما اینقدر خراب نیست ( از نظر اخلاقی ) که به همسر برادرش نظر داشته باشه. ایشون نزدیک اون شرایط بودن و می دونن دوستی و قهر شما در چه حد بوده که بعدش به این خانم پیشنهاد دادند. دو ساعت قهر نکردین و برادرتون تو این فاصله زنگ بزنه به دوست دختر شما که ...

    به هر حال من گفتم کارشون زشت بوده، ولی این چه ربطی به مادر شما داره؟
    می شه بفرمایید مادر شما چیکار کردن که حق نداره پسرش را ببینه؟

    برادر شما هم هر کاری کرده، می شه با رفتار متشخصانه و بدون دوستی نزدیک، در حد سلام و علیک باهاشون رفت و آمد داشت
    خانم شما خیلی کینه ای هستن و با قطع رابطه شما با خانواده تون به جایی نمی رسید

    بچه های شما قراره عمو و عمه و مادر بزرگ و ... هیچی نداشته باشن؟
    فقط یه دایی زورگو و بزن بهادر داشته باشن؟

    برادر من ... خیلی داری راه را اشتباه می ری.
    خانواده ی اول شما همسرتون هست، اگر خانواده ی اول ایشون هم شما باشید ... با برادرش و مادرش قطع رابطه کنید ببینید چه به روزتون می آره


    شما اول فرمودید برادر شما حتما چیزی دیده و چرا شماره خانم شما دست برادرتون بوده.به وضوح منظور از این جملات مشخصه.بعد نوشتید مظورتون این نیوده.حرفتون رو نقض میکنید.نه من و نه خانمم وقتی با هم اون مدت رو قهر بودیم به برادرم چیزی نگفتیم اون از اینکه رفت و آمد من کمترشده بود بوهایی برده بود.پیش خودش گفته سنگ مفت گنجشک مفت.درهرحال ازنظر اخلاقی کارش بسیار زشت بوده حداقل حرمت من رو باید نگه میداشت .الان اگه خانمم هم بخواد با برادرم تنها یکجا باشه یا زیاد رفت وآمد داشته باشه من زیربار نمیرم.این از برادرم
    دومین مسئله خواهرم.شما خانم شیدا نوشتید اگر برادرتون شوهرتون رو کتک بزنه با برادرتون کنارنمیاید.درسته؟حالا میخوام بپرسم چطور شما خانمها وقتی ازدواج میکنید پدرومادرو خواهرو برادرو دوست و همه اینها یادتون میره و شوهره رو میچسبید بعد وقتی برادر گردن شکسته زن میگیره شمشیر برای زن و زندگیش میکشید.پسر مردم مال شماست پسر خودتون هم مال شماست؟آنوقت یه ما مردها میگید سلطه گرو زورگو
    شما اگه شوهرتون روزی که خانه آنها تشریف میبرید بخواهد به شما احترام بگذاره پیش خانوادش و خانواده شما و به شما هدیه بده میگی نه نمیخواد بدی؟پس چرا آن همه درباره هدیه گرفتن خانم من این فرمی نظر میدید.البته نظرتون محترمه و جای تفکر داره.
    میخوام بدونم اگر من و شوهرخواهرم دعوامون شه آیا خواهرم شوهرش رو ول میکنه میاد طرف من؟معلومه که نه!پس چه انتظاری داره من زنم رو ول کنم طرف اون رو بگیرم ولو اینکه مقصر باشه.همانطور که شما شوهرتون و زندگیتون رو میخواید ما هم زن و زندگیمون رو میخوایم.ببخشید من با زنم میتونم بخوابم نه با کسی دیگه پس خیلی خیلی انتظار بیجاییه یه خواهر فکرکنه میتونه بیش از گلیمش پاش رو دراز کنه.این هم مهمترین مورد.
    مادرخانمم رو چرا قطع رابطه کنم؟به جز احترام و عزت توی این سه چهارسال هیچی ندیدم از این بنده خدا.
    برادرخانمم خیلی کار مزخرفی کرد به من حمله کرد.بعد از خواستگاری هم کلی با کارهای دیگه که کرد خواست از دلم درآره.کاری به کار هم نداریم لزومی نداره با اون قطع رابطه کنم وقتی الان سرش تو زندگیم نیست.کی گفته الان میتونه دخالت کنه.
    مادرم رو من به مادر قول دادم ببرمش کربلا و امسال میبرمش.مادرم ولی پیش چشم من تیکه به خانمم مینداخت.پسر من آنقدر خوب بود مردم دنبالش میفتادن پسر من اینطوری پسر من فلان. بابا خوب نگو مادرمن.این هم نتیجه اش.و یک سری رفتارهای دیگه نمیخوام بگم قشنگ نیست.
    من یا قطع رابطه با خانوادم صددرصد مخالفم خصوصا اینکه من فرزند آخر هستم بین چهار تا فرزند پدرومادرم.برادر بزرگم هم قبل از دنیا آمدن من توی دهه 60 هفده سالش بود شهید شده و پدرمادرم خیلی داغدارند.ولی با لج و لجبازی هم نمیتونم این زندگی رو پیش ببرم.یدفعه میزنم به سیم آخر خونه زندگی رو بفروشم دست زنم رو بگیرم برم اون سر دنیا دیگه چشمشون به من نیفته همه از دست هم راحت شیم دلم برای پدرمادرم میسوزه.
    زنم رو دوست دارم لپ کلام هیچ فرمی هم حاضر نیستم از دستش بدم یه هیچ قیمتی.

  2. کاربر روبرو از پست مفید shahrouz تشکرکرده است .

    میشل (شنبه 03 مهر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.