سلام
خیلی جالب بود که من دقیقا شرایط شبیه به این موضوع داشتم خیلی شبیه فقط با این تفاوت که پسر دایی من 2 سال از من کوچکتر هستن . و البته پدر من اعتیاد ندارند ...
بقیه موارد کاملا شبیه بود.
الان شرایطی که برام پیش اومد رو براتون توضیح میدم شاید به دردتودن بخوره ! سال پیش این اتفاق که مثل شما حدود 7 هشت سال توی فامیل ما حرفش بود تموم شد . البته به یه شکل تقریبا بد برای من . پسر داییم چندین بار حرفش رو زد از طریق مختلف و مادربزرگ ما خیلی مصر بود که این ازدواج شکل بگیره ! من هم چون یک شکست مثل شما داشتم و شرایطی مشابه ، کم کم داشتم به چیزی که قبلا غیر ممکن بود ، تقریبا فکر میکردم ، ازذواج یا پسر دایی که از من کوچیکتره تحصیلات نداره ، روستا نشین بوده و شغل درست درمون نداره ، من دانشگاه رفتم کار مستقل دارم و ... دقیقا مثل شما فکر میکردم ... چندبار به پسر داییم نه گفتم و باز دست بردار نبود ! این و هم بگم که زن دایی من خیلی مخالف بود بخاطر اینکه میدونست پسرش خیلی کمبود ها در برابر من داره و میگفت این ازدواج اصلا به صلاح نیست . البه پدر من هم خیلی مخالف بود ..
این دوست داشتنی که پسر دایی شما ازش دم میزنن خب طبیعیه چون شما شرایط خوبی دارید . اما چیزی که من متوجهش شدم توی قضیه خودم این دوست داشتن واقعی نبود . چون در جریان تمام ابراز علاقه هایی که پسر داییم به من میکرد در همون حین جاهای مختلف میرفت خواستگاری تا بتونه کیس مناسبش و پیدا کنه و از طرفی من رو هم از دست نده ... خلاصه اینکه من هم بخاطر تنهایی و شکستی که داشتم کم کم داشتم ایشون و بررسی میکردم که شاید یه روزی مهرش به دلم بیفته و حتی کم کم داشتم وابستش میشدم . چون ما بهرحال رابطه فامیلی نزدیک داشتیم و رفت و آمد های مداوم ایشون هم مدام به همه ابراز عشق و عاشقی نسبت به من میکردن . خب من هم توی شرایطی خیلی شبیه به شما داشتم دیگه تصمیم میگرفتم که ناگهان دیدم پس دایی غیبش زد و دو روز بعد هم به من پیام داد حلال کن تو سطحت خیلی بالاتر از منه و لیاقتت خیلی فراتر از منه و ... و چند روز بعد هم مارو برای مراسم نامزدی و عقد دعوت کردن !
بله ایشون یه دختر همسطح خودش پیدا کرده بود . این رو هم بگم من اول خیلی ناراحت شدم و بهم برخورد اما بعد که خوب فکر کردم دیدم خیلی اتفاق خوبی بوده چون ازدواجی کهدوطرف تا این حد تفاوت داشته باشن طبق گفته مدیر محترم همدردی ، ازدواج صحیحی نیست !
قبل از وابسته شدن و اینکه خدای نکرده مثل من شخصیتت خورد بشه فاصله بگیر و از ترس تنها موندن و نبود شوهر تن به اینکار نده .
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)