سلام. مرسی از دوستان بابت نظرات بعضی ها واقعا قابل تامل بود مثل خانم میشل و بعضی ها بسیار ناخوشایند .خانم های محترم خانمی که درباره ایشون مینویسید همسر من هست و این طرز بیان و به کاربردن الفاظ اصلا زیبنده یک خانم متشخص نیست!
دوستان چندروز پیش نوشتم با همسرم صحبت کردم قبول کرد تنهایی برم دیدن خانواده من وقتی همسرم هم راضی نبود خانوادم رو که دور نینداخته بودم. پدرومادر رو هفته ای یک مرتبه رو حداقل دیدنشون میرفتم.کنار آنها که نمیتونستم زندگی کنم وقتی متاهلم و زندگی جدا دارم.
کتک کاری برای چندماه قبل بود از اون وقت سعیم این بود جبهه گیری رو کنار بگذارم متوجه شدم حالت تدافعی همسرم کمتر شده.خیلی کمتر. فهمیدم شاید ترس از دست دادن من باعث شده بود حالت تدافعی بگیره الان خیالش همه جوره راحت شده من کنارش هستم نرمتر برخورد میکنه.
من کجا و کی خانوادم رو فروختم؟ از رفتار برادرم ناراحتم میزان ناراحتی و رفت و آمد با برادر من رو شما که نمیتونید مشخص کنید.هرکس مختاره نوع روابطش رو با توجه به شرایط انتخاب کنه.این موضوع اصلا ربطی به همسرم نداره.
من نه بچه ام نه خام و ساده و توسری خور و جوگیرو متوهم و بی اراده و بی عرضه و.... ممنونم از الفاظ و القابی که خانم های محترم به من نسبت دادند.اگر چیز دیگری رو از قلم انداختید اصلا تعارف کنید!
اگر مردی زنش رو دوست داشته باشه و بخواهد برای زندگیش بجنگد و تلاش کند و با گذشت زمان بین خانواده و همسرش دوستی و آرامش را برقرار کند این الفاظ مناسب شرح حالشه؟
شما چرا هر موضوعی رو به سن خانم من ربط میدید؟ اون مردهایی که زن هایشان سن پایینتری دارند چه گلی به سر آقا زدند که زن من نزده؟ یا برعکس! والا من هرچه میبینم اطرافم و میشنوم و میخوانم همه مثل سگ و گربه هستن.پس این موضوع از نظر من رد شده است.
کار اشتباهم این بود با خانمم برخورد فیزیکی داشتم بعد از آن برخورد بود گفت نباید رفت و آمدکنم.
ایشون وقتی آشنا شدیم 28 ساله بود 32 ساله نبود بالاخره موردهای ازدواجی خوبی داشت من به چشمم میدیدم .... روی دست مادرش نمونده بود بخاطر دوست داشتنش دوسال صبرکرد من موقعیتم رو مهیا کنم کدام دختری این کار رو انجام میده؟ اونم با موقعیتی که همسرم داشت.
اتفاقا خیلی دختر با احساس و مهربانی هست من اصلا جوگیر نشدم وقتی با هم هستیم خوشحالم، شاد و زیباست ، دوست داره پیشرفت کنم خیلی تشویقم میکنه برای آزمون وکالت بخوانم ،چرا دوستش نداشته باشم؟؟؟
درباره گرفتن جهیزیه من به عنوان یک مرد وظیفه تامین نیازهای همسرم رو دارم مگر غیر از این هست؟
در آن شرایط صلاح دیدم با مقدار پولی که تهیه دیدم این کار رو انجام بدم.دلایل زیادی داشت یکی از دلایلم این بود به خانمم نشان بدم از طرف من حمایت میشه.درک این موضوع آنقدر سخته؟؟؟؟
بله من زنم رو در مغازه ها و پاساژها بردم گفتم هر چی دوست داری برای زندگیمون انتخاب کن.اون برق شادی و رضایت رو توی چشمانش و لبخندش دیدم و اینکه دست و بازوی من رو از خوشحالی فشار میداد وقتی وسایل رو میگرفتیم غرور من رو ارضا کرد. اگر شما قادر به درک این موضوع نیستید مشکل من نیست!
برای یک مرد چه افتخاری بالاتر از این بتونه نیازهای زنش یا بچه هایش رو تامین کنه و شرمنده نباشه!مگر چیزی جز این هست؟
زندگی ما اتفاقا با تفکر و علاقه ایجاد شد نه مثل بوکسورها و زورو و....
وقتی خانمم میگه بعد از پدرم فکرنمیکردم هیچ مردی رو بتونم آنقدر دوست داشته باشم و تکیه کنم خدا من رو خیلی دوست داشته تو رو سر راه من قرارداده خدارو شکرمیکنم.
این ها چیز کمی نیست یک مرد باید خیلی تلاش کند همچین حرفهایی رو از زنش بشنوه و مطمئنم خیلی از زوج ها همچین حرفهایی بین آنها رد و بدل نشده چون به همچین توازن وحسی توی زندگی نرسیدن.
من انتظار ندارم مردی که واقعا تا الان زنی رو قلبا دوست نداشته و حمایت نکرده یا خانمی که تا بحال تحت حمایت و دوست داشته شدن واقعی مردی نبوده حرفهای من رو درک کنه.
زندگی ما کم و کاستی هایی داره میدونم مادرم حق داره میدونم همسرم مزاجش تنده میدونم همه اینها رو میدونم اگر من نمیگفتم شما متوجه نمی شدید... جز این هست؟ پس آنقدر این مسائل رو چماق نکنید توی سرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)