به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 64
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام

    نسیم جان نمی دونم چی بنویسم. شاید فقط همین رو دارم: به خودت فرصت بده. به خودت کمک کن تا خودت رو پیدا کنی. آدم که خودش رو داشته باشه، هیچ شرایطی نمی تونه بشکندش.

    مراقب خودت باش.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    nasimmng (دوشنبه 05 مهر 95)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    ممنون ميشل عزيز
    چقدر شما خوبين
    مادرشوهرم زنگ زد ( به قول خواهرم يه پيروزي بود كه اون اولين بار زنگ زد) ولي مثل هميشه منو مقصر دونست. ميگفت تو اولين بار به شوهرت حمله كردي ولي من خدا شاهده كاره ايي نبودم اون يه دفه ديوونه شد. عادت دارن هميشه طلبكارن. بيشتر حرف هايي كه از طرف همسرم زد دروغ بود. گفتم دروغه ميگفت نه تو دروغ ميگي. گفتم چرا گذاشته رفته گفت خوب كرده واكنش رفتار تو بوده. گفتم كسي يقه شو بگيرن بخان خفه كنن نبايد از خودش واكنشي نشون بده؟ بايد بعدش بگه و بخنده انگار نه انگار چيزي شده؟ خيلي عجيب غريبن. بدجوري گرفتار شدم. من فقط يه خواهر دارم تو خانواده آرومي بزرگ شدم ولي دعوا براي اونا مثل اينكه عاديه و انتظار دارن هميشه منت كشي شونو كني
    ميگفت تو ضرر كردي اون چند روز كلي به ما خوش گذشت
    اصلا دلم نمي خاد برگردم پيشش احساس مي كنم اصلا نميشناسمش
    چقدر وقيحن مي گفت خودت هروقت خواستي برگرد

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 تیر 96 [ 00:25]
    تاریخ عضویت
    1395-4-28
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    909
    سطح
    16
    Points: 909, Level: 16
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 29 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حتما برو پیش مشاور...حتی اگه شده تنها.
    من متاهل نیستم. اما تک خانواده ای بزرگ شدم که همیشه خشونت خانگی توش بود. پدرم همیشه مادرمو میزد...
    مادرمم سیاست نداشت و بلد نبود.
    شما دو راه داری یا یاد بگیری برخورد با همچین آدمیو و زندگیتو تعدیل کنی.
    یا خودتو خلاص کنی و طلاق
    به تحمل کردن فکر نکن. چون در آخر یک روز مثل من بچت از پدر مادرش متنفر میشه که طلاق نگرفتن.
    از بچگی آرزوی طلاقشون رو داشتم. گاهیی تنهایی حرمت داره به تحقیر شدن.
    موفق باشی دوستم.

  5. 2 کاربر از پست مفید تولددوباره تشکرکرده اند .

    nasimmng (دوشنبه 05 مهر 95), نادیا-7777 (چهارشنبه 07 مهر 95)

  6. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 اردیبهشت 96 [ 11:33]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    2,403
    سطح
    29
    Points: 2,403, Level: 29
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هر تغييري بهايي دارد.اگه حاضري بهايش را بپردازي حتما نتيجه خواهي گرفت و به آرامش دل ميرسي.
    اما نگه داشتن وضع موجود آسان است ولي کتک و تحقير و دل پرآشوب همراه خواهد داشت.
    راهکارها:
    رابطه ي جنسي رو کاملا تعطيل کن .
    بگو تا اطلاع ثانوي که مسايل مان نشده ،تعطيل است.شايد اينطور پاي ميز مذاکره بيايد.
    از نداشتن امنيت جاني جلوي ديگران گلايه کن.
    اگر جراحتي دوباره وارد کرد حتما گزارش پليس تهيه کن،مي تواند برايش زندان همراه داشته باشد.
    پول پس اندازکن.
    برو يه کار پيداکن و دنبال پول باش.

  7. کاربر روبرو از پست مفید maziyarhosaini تشکرکرده است .

    nasimmng (سه شنبه 06 مهر 95)

  8. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    سلام
    خواهشا بگين چه كار كنم
    تو خونه خيلي بهم فشاره. خونواده ام ميگن تو خودت بهش رو دادي كه به ما توهين كنه
    نمي دونم برگردم يا نه؟
    هرچي ميگذره بيشتر از همه بدم مياد
    از اينجا مانده و از اونجا رانده شدم
    احساس مي كنم زيادي هستم
    هيج جا خونه من نيست

  9. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maziyarhosaini نمایش پست ها
    هر تغييري بهايي دارد.اگه حاضري بهايش را بپردازي حتما نتيجه خواهي گرفت و به آرامش دل ميرسي.
    اما نگه داشتن وضع موجود آسان است ولي کتک و تحقير و دل پرآشوب همراه خواهد داشت.
    راهکارها:
    رابطه ي جنسي رو کاملا تعطيل کن .
    بگو تا اطلاع ثانوي که مسايل مان نشده ،تعطيل است.شايد اينطور پاي ميز مذاکره بيايد.
    از نداشتن امنيت جاني جلوي ديگران گلايه کن.
    اگر جراحتي دوباره وارد کرد حتما گزارش پليس تهيه کن،مي تواند برايش زندان همراه داشته باشد.
    پول پس اندازکن.
    برو يه کار پيداکن و دنبال پول باش.
    چرا يه آدم انقدر نسبت به زنش بي تفاوت ميتونه باشه؟
    ميدونه كه من در عذابم ولي براش مهم نيست
    براي تولدم حتي يه پيام نداد
    بعد از يه هفته مادرش زنگ زد فقط منو مقصر دونست
    ٦٠٠كيلومتر رانندگي كرد و رفت تهران انگار نه انگار مادرش گفت خوب كرده رفته
    خونواده ام ميگن چرا انقدر بي شخصيت شدي
    هربلايي دلش خواست سرم آورد

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    436
    امتیاز
    18,255
    سطح
    85
    Points: 18,255, Level: 85
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    1,913

    تشکرشده 953 در 325 پست

    Rep Power
    101
    Array
    خانمی توقع چی داری ازش؟وقتی باهم قهرین پیام بده بگه《تولدت مبارک》درسته هیچ جا خونه خودت نمیشه ولی اگه الان بری یعنی تو اشتباه کردی.قراربود مشاوره بری چکار کردی نرفتی؟
    پیش یه مشاور مجرب برو یا اشتراک ازهمین سابت بگیر.اصولی کارتو پیش ببر شاید راهنمایی من وبقیه درست نباشه و وضعتو از اینی که هست بدتر کنه.

  11. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    بابام به مادرش گفت چرا خودش رو قايم كرده و شما همش ميگين تقصيره نسيم هستش
    ميخاين چي رو ثابت كنين
    همه چيز رو برعكس به خونواده اش گفته و رفته دنبال كاره خودش
    بابام گفت بهش بگين بياد ببينيم دردش چيه ولي نيومد
    روزهايي خيلي سختي دارم خدا نصيب هيچكس نكنه
    (٤٠هزار حق عضويت انجمن آزاد پرداخت كردم ولي شارژي نشد/ شهرمون مشاور خوب نداره حتي روم نميشه برم بيرون نبادا آشنا ببينم، از تهرانم بدم مياد/ خيلي احساسات متناقضي دارم)
    ویرایش توسط nasimmng : چهارشنبه 07 مهر 95 در ساعت 11:30

  12. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    سلام..
    خانم نسیم
    از راهکارهایی که دوستان و بنده نوشتم کدام هارو انجام دادین؟؟
    ایا صبر کردن و منتظر ماندنو و فکر نکردن به اینده رو میخواین عملیش کنید؟؟

  13. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    سلام..
    خانم نسیم
    از راهکارهایی که دوستان و بنده نوشتم کدام هارو انجام دادین؟؟
    ایا صبر کردن و منتظر ماندنو و فکر نکردن به اینده رو میخواین عملیش کنید؟؟
    اصلا نمي تونم به آينده فكر نكنم. تو ذهنم خيلي درگيرم
    من هيچ تماسي نگرفتم فقط دارم انتظار ميكشم. فقط دو بار مادرش تماس گرفت. اونم فقط منو سرزنش كرد و ميگفت آبرومون ميره و تو مقصري و همش تويي....


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دو دلی برای انتخاب خواستگاری که وابستش شدم
    توسط thekavir در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 مهر 93, 12:38
  2. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 31 خرداد 93, 11:04
  3. کمک کنید لطفآ، من در خارج از کشور در آستانه طلاق هستم از نامزدم
    توسط Freedom79 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 آبان 91, 09:47
  4. داستان زندگي و مشكلات من -خسته ام ديگه از خودم
    توسط mahsa-f در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 بهمن 90, 12:18
  5. داستان طنز « خواستگاري
    توسط keyvan در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 بهمن 87, 02:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.