خوب کسی نگفته قراره خانم ایشون تاآخر عمر با خانوادش قهر باشه!!!!!!
منزل ما و پدرشوهرم تو یک شهره و بهم نزدیک هست هر دوماه یکبار مهمون سفرشون میشم-شاید تو یک ماه یبار پیش بیاد که برا نیم ساعت با همسرم اونجا باشیم بقیه موارد هر موقع که خودم کار داشته باشم باهاشون خودم میرم برمیگردم ولی در حدسرپایی و فقط حرفم رو بهشون میرسونم و برمیگردم منزل خودمون.ده ساله عروسشونم میدونم اگر بیشتر از این باشه همینیم که هست به کل از بین میره.
ولی همسرم خودش شاید هر روز به خانوادش سر میزنه در ضمن یه خواهر شوهر خیلی حسودم دارم که کاری بهش ندارم و به همسرم گفتم که روابط شما و خواهرت بمن ربطی نداره هر وقت دلت خواست برو ببینش و گاهی به اونم سر میزنه ولی اجازه ی هیچ دخالتی رو بهش نداده و نمیده.البته قبلنا خیلی بهم گیر میداد که همسرم جمعش کرد و الأن خود همسرم بهم میگه که از اون موقع حتی یه جمله هم نتونسته در مورد تو بهم چیزی بگه.در ضمن بچه هام با بچه های عمه شون در ارتباط هستن.
مدیریت روابط به این معنی نیست که ما باید حتمأ با همه روابط داشته باشیم با بعضی ها ممکنه خیلی صمیمی باشیم با بعضی ها دوری و دوستی رو انتخاب بکنیم و دسته آخر برخی افراد به هیچ عنوان انعطاف پذیر نیستن و فقط باید تحمل بکنی و بیماری اعصاب بگیری پس ترجیح می دهیم کلأ قطع ارتباط بکنیم و این قطع ارتباط بمعنی ناتوانی نیست چون ارتباط یک رابطه دوطرفه هست و تا یکی نخواد ارتباط سازنده داشته باشه شما خودتم بکشی بی فایدست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)