دوست عزیزم
نمی خوام حرفی بزنم که یه زندگی رو خراب کنه و یا مورد هجوم سرزنش اعضای گروه قرار بگیرم فقط با توجه به نوشته هات و شناختی که از همسرت بازم با توجه به نوشته های خودت رسیدم همسرت دهن بین و بچست که بلد نیست با یه خانوم چطور باید رفتار کنه (البته با زن داداشش بلده به تو که رسیده بلد نیست) و اینکه با نقشه اومدن جلو و دنبال منافع مالی بودن و اینکه اصلا حامی تو نیست به نظرم رفیق باز هم هست (چون گفتی پول قرض می کنه می ده به دوستاش) خانوادش خسیس و با سیاست هستند . ظاهر بین هستند و با حساب کتاب اومدن جلو .
تو دوران آشناییت یه روز خوش نداشتی در صورتی که بهترین خاطرات واست همین دورانه
آخه ادامه این زندگی چه نفعی به حال تو داره همش غصه و فکر انقدر براش مهم نبودی که وقتی ناراحتی حداقل بیاد باهات حرف بزنه ؟ اون وقت با مامانش می شینه دردودل می کنه .
دوست عزیزم به عنوان یه خواهر تاپیکهاتو می خونم تو الان دل چرگینی زندگی که بخواد اینجوری شروع شه ارزش داره ؟ چرا می خوای خودتو گول بزنی . من الان همه هم و غمم اینه که خونواده همسرم با نقشه اومدن جلو و به محض اینکه من پسرشون رو ببرم خارج میان و به همه خواسته هاشون می رسن به درست و غلطش هم کار ندارم تو هم این رو می خوای؟ اینکه بدونی که واست نقشه دارن و باج بدی ؟ نتونی نه بگی چون شوهرته ؟ بری سرکار پولتو بدی شوهرت بده به زن داداش و داداش و فردا هم بچه ی داداشش ؟ منطقی فکراتو بکن اینجوری که تو نوشتی خصوصیت مثبت شوهرت چیه که پاش موندی با ترحم و دلسوزی و نذاشتن نذاشتن کسی خوشبخت نشده و معلومه که نمی ذارن، افتادن یه جایی که از خداشون بوده . تو فکراتو بکن ببین این همون شوهری بود که می خواستی ؟ حق خوشحالی نداری ؟ تو بهترین دوران زندگیت که نامزدی با عقدته ؟ به خاطر حرف مردم خودت رو بدبخت نکن یه تصمیمی بگیر که فردا نگی پشیمونم . شوهرت دو تا خصوصیت بد داره هم دهن بینه هم بلد نیست با زنش چجوری رفتار کنه تا آخر عمرت هم درجه چندمی مگر اینکه خیلی تلاش کنی واقعا حسش رو داری تمرکزتو بذاری رو درست کردن شوهرت ؟ تو یه بار خواستی بهم بزنی نذاشتن با همین دل غمگین می خوای زندگیتو شروع کنی ؟ اونایی که فکر می کردن خوشبخت عالم هستند و مثل اونا دیگه تو دنیا نیست و آسمون باز شده شوهرشون افتاده پایین دارن بعد چند سال مشکلات رو می بینن بعد می خوان جدا شن تو که از الان داری می بینی . چرا دودلی ؟ چه چیز خوبی هست که تورو پابند کرده ؟ فقط حرف مردم ؟ نجابت به این حرفا نیست تو پاکی و اگر کسی نخواد اینو بفهمه هیچ وقت نمی فهمه .
منم مثل شما بودم با هیچ پسری دوست نبودم و همسرم اولین مردی بود که رسما باهاش ارتباط معمولی داشتم یکبار با همسرم بعد از نامزدی مسافرت رفته بودیم من رفتم بعد از ناهار تو یه اتاق دراز کشیدم همسرم اومد پتو بیاره برام بیدار بودم و لبخند زدم گوشه در باز بود پدر همسرم با عجله اومد جلو در اتاق توی اتاق رو نگاه کرد ببینه ما چیکار میکنیم به قدری بهم برخورد می خواستم همون روز اونجارو ترک کنم . کسی که نفهمه تو پاکی هیچ وقت نمی فهمه چه قبلا ازدواج کرده باشی چه آفتاب مهتاب ندیده باشی . من آفتاب مهتاب ندیده بودم اینجوری باهام برخورد شد و الان می گم اگر همسرم اینی نبود که الان هست همون اول جدا می شدم . افتاب مهتاب ندیده باشی و تورو نخوان یه چیز دیگه پیدا می کنن دلیلی نداره به خاطر این مسائل خودت رو بدبخت کنی اگه عاشق شی و کسی عاشقت شه این حرفا مطرح نیست اینا زمانی مطرح می شه که تورو نخوان یا بخوان سنگ بندازن یا بهانه بگیرن که اگر اینجوری بود بهتر طرفت رو می شناسی . پس به خاطر شانس ازدواج بعدی تامل نکن که بمونی یا غصه نخور همه فهمیدن الان چی می شه . جدا شی الان یه مدت نقل محافل می شی بعد یادشون می ره . اگر بمونی و ازدواج هم کنی مشکل داشته باشین (از اونجایی که همسرت آب می خورین به مامانش می گه) باز هم نقل محافل می شین
حالا ببین علت موندنت چیه و دلیل منطقی و قانع کنندت برای جدایی چیه . هر کدوم به اون یکی ارجحیت داشت همون رو انتخاب کن .








علاقه مندی ها (Bookmarks)