سلام. جناب امیر، همانگونه که برآورده نشدن یک سری انتظارات تدریجا سردی یک عشق آتشین رو در پی داره، بازسازی یک زندگی از دست رفته نیز میتونه تدریجا مشعل مهر و محبت رو برافروزه و روشن کنه. و به نظر میاد زندگی مشترک شما، به شرط همکاری متقابلتون با هم، کاهش انتظارات و افزایش صبرتون برای ترمیم رابطه، پتانسیل بازسازی رو داره. ترمیم رابطه مشکلات خودش رو داره و مهارت و آگاهی خاص خودش رو می طلبه، طلاق هم معضلات دیگری داره که برای اون هم آمادگی و شرایط خاص لازم هست و هرگز نمیشه به اون صرفا به چشم پلی به سوی رهایی از بند مشکلات نگاه کرد. بنابراین پیشنهاد میشه ابتدا تمام تلاش خودتون رو بر بازسازی زندگی مشترکتون بذارید و در پی قیاس همسرتون با خانوم های دیگه نباشید، و البته همانقدر که برای همسرتون سهم در ترمیم ضعف هاشون قائلید، برای خودتون هم قائل باشید، نه اینکه تنها منتظر تغییر رفتار ایشون بمونید و خودتون هیچ! باید پیگیر باشید چرا همسرتون سرد رفتار میکنن، چرا خونه افسرده هستند، چرا نمیتونید در مورد انتظاراتتون با هم به روش صحیح و از در خیرخواهی و محبت صحبت و توافق کنید.
اینکه شما تختتون رو جدا کنید و به قولا طلاق عاطفی بگیرید، هرگز مشکلی رو حل نمیکنه و روش پسندیده ای نیست. اینجوری که مستقیما دامن میزنید به وابستگی بیشتر ایشون به خانواده شون. شما باید برعکس عمل کنید، فضای خونه و خانواده رو جوری مفرح و لذت بخش کنید که ایشون بی تاب خانه متاهلیشون باشن نه خانه مجردیشون. البته حق میدم این متقابله، ایشون هم باید برای بازسازی زندگی تلاش کنن، اما چون اینجا به شما دسترسی هست و به همسرتون دسترسی نیست، زورمون به شما میرسه. 
ضمنا این که 13 سال اجازه ندادین بچه دار بشین زرنگی نیست! این که چرا شرایطش فراهم نشده جای تامل داره!
توصیه می کنم حتما به مشاور مجرب، دلسوز و آگاه مراجعه کنید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)