نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه متولد 75 نمایش پست ها
سلام مرسی از حرفاتاما من احساس میکنم که حیف شدم و از دست رفته ام دلم برا مجردی تنگه من هنوز کوچیک بودم برا روابط با مادرشوهرو خواهرشوهرو این چیزامادرم قولم زدمن هنوز برا ازدواج اماده نبودم این حس بد هر روز بیشتر میشه اصلا خوشحال نیستم از این وضعیتهر کی منو میبینه میگه خاک تو سرت تو نباید ازدواج میکردی با این رشته ای که میخونی بهم میگن حیف شدم از زندگی چیزی نمیفهمم و همش نصیحت که چرا زود ازدواج کردماحساس میکنم مردم و فامیل با حس ترحم بهم نگاه میکنن و این ازارم میده خیییلییی زیاد
نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه متولد 75 نمایش پست ها
سلام
من خصوصیات خوب و بد شوهرمو تو کاغذ نوشتم و الان میدونم که چند خصوصیت همسرم منو ناراحت میکنه : اول از همه کم بودن اطلاعاتش در مورد علم و دانش و پزشکی هست و با اینکه میدونه که از این چیزا سر در نمیاره اما تو بخث ها شرکت میکنه و حرفای بی پایه و اساس و مسخره میزنه در مورد پزشکی و علم و دانش و این کارش ابروی منو تو جمع خانوادگی که همه دانشگاهی هستن رو میبره دوم بی احترامی و بد دهنی همسرم به من و خانوادمه و سوم عصبی بودنش و زور گفتنش هست
اینا مشکلای منو همسرم هست با این مشکل ها چه کنم؟ایا میتونم اصلاح کنم؟
نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه متولد 75 نمایش پست ها
سلام دوباره
خب امروز نشستم زندگیمو مثل ریاضی نگاه کردم درسته از نظر تحصیل و سن منو همسرم تفاوت قابل توجهی داریم اما خب عوضش چیزای خوبی هم داره مثل درامد خوب و خانواده خوب
اما همسرم چون شغل ازاده و اصناف کمی فرهنگش با من متفاوته حتی نوع صحبت و غذا خوردنش مثل مردای قدیمی هست و گاهی ادب لازم رو رعایت نمیکنه و کمی بدون خجالت و رک و بی پروا حرف و انتقادشو از من میکنه حتی با خانوادم و رو در روی خانوادم اون احترام نمیذاره و از اینکه مردم در مورد اخلاقش و رفتارش چه برداشتی میکنن ترسی نداره اون برون گراست و من درون گرا به شدت من انتظار داشتم که همسرم بهم شبیه باشه اما نیس و هر حرکت همسرم بهم حرص میده و باعث بد اخلاقیم میشه
سلام . تبریک میگم اولین قدم مثبت رو برداشتی. ادمی که ازدواج میکنه باید دیدش به همسرش مقبت باشه و با ذره بین خوبی هاشو ببینه. عزیزم خیلی مهمه که شما و ایشون تا چه اندازه برون و درون گرایین و در چه مواردی بیشتر خودشو نشون میده. حتما به یک روانشناش مراجعه کن و اینو مطرح کن. 70 تومن میگیره اما چیزهای جالبی در این مورد یادت میده. شما باید سعی کنی بفهمی که برون گرایی بد نیست! اصولا برای ادم های برون گرا نمایش احساسات، حرف زدن بلند و خندیدن یک دفعه و ... گاهی حس تمسخر و دلقک بازی داره. فکر میکنم شمام تا حدی این طوری. روانشناسی به من میگفت باید یاد بگیریم که ادم های برون گرا واقعا واقعا خودشون این هستند و تظاهر نمیکنن! نقش بازی نمیکنن. در همین حد خودشو واقعا به نمایش میگذاره. این تفاوت را باید بپذیری اما نه به این معنی که هرروز ناراحت بشی و گذشت کنی نه واقعا ببین میتونی بپذیری؟! برای اینکه متوجه این موضوع بشی یک متخصص خیلی میتونه روشنت کنه وبگه همسرت کجاها بیشتر برون گراست، تو کجاها دورن گرا. ضمنا همسرت باید باید یه کم به مطالعه خودش مشغول بشه تا کمیدرون گرا بشه. با اخلاقی که ازش میگی فکر نکنم تو بتونی اینو از بخوای و تاکیدم برا مشاور رو اگه بتونی روانشاس برای همینه. ضمنا بهش بگو که این تفاوت تو رو نگران کرده و نظرشو جویا شو. در مورد احساساتتون با هم حرف بزنین. سعی کن از خودش برای درمان روحیت کمک کنی تا صمیمیت بینتون بیتشر بشه. مطمئن باش از نظر اون هم شاید تو ساکت باشی یا کتر احساساتتو بروز میدی و ... به نظر چیزهای زیادی هست که باید در موردش با هم حرف بزنین فقط قبل هر حرفیت فکر کن;)
موفقباشی