همیشه فردی بودم راحت طلب. اصولا هرگز تقلب نکردم و اهلش نبودم و نیستم ولی حتی برای درس خوندن هم دنبال ساده ترین ها بودم. رفتم رشته ی تجربی که ریاضی نداشته باشه و از تجربی هم در دانشگاه رفتم رشته هاس علوم انسانی چون از شیمی و فیزیک هم فرار میکردم.
نمیدونم شاید دارم خیلی منفی و سخت گیرانه به خودم نگاه میکنم.
چون من در یکی از بهترین دانشگاه های دولتی کشور با معدل خوب لیسانسم رو گرفتم و شاید صحیح نیست اینطوری خودمو قضاوت کنم. اما میخوام که منتقد خودم باشم تا بتونم پیشرفت کنم.
برای ارشد خوندن به شدت تنبلی کردم و همش میگفتم خب میرم دانشگاه آزاد و تمام کتابامو جمع کردم و بخشیدم و ...
ولی این چند روز با خودم فکر کردم و دیدم راحت طلبی چه کمکی میخواد به من بکنه.
اینکه درس نخونم و هر روز بخورم و بخوابم و منتظر معجزه باشم هیچ کمکی بهم نخواهد کرد.
لذا تصمیم گرفتم با جدیت برای ارشد سال ۹۶ اقدام کنم و هدفم رو هم دانشگاه های تاپ بذارم.
نمیدونم چقدر بتونم رو تصمیمم پایدار بمونم. میدونم که تو خونه تمرکز کافی رو ندارم و میخوام کتاب خونه برم.
آخر هفته میخوام برم و منابع رو جمع کنم و از شنبه استارت بزنم برای خوندن.
یک آدمی که تصمیم میگیره یهویی از فاز تنبلی به فاز اهداف بزرگ بره چطور میتونه موفق باشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)