مرسي از اقاي باغبان
مثال كتري واقعا مثال خوبي هست ..وباعث شد كه بيشتر من قانع بشم وخودم متقاعد كنم
بخدا من قبلا اينطورنبودم...اززماني كه عقد كردم اينطورشدم...البته به جز مسئله عدم انتقادپذيريم....من ازهمون دوران نوجواني انتقاد ناپذيربودم...ولي عصبي بودنم مغرور بودنم ضعف درمقابل شرايط اززماني كه عقد كردم شروع شد...من توي كاراينقدر پشتكاري به خرج دادم اينقدر سختي كشيدم اينقدر زحمت كشيدم تاتونستم به يه جايي برسم...همه ازكارم تعريف ميكنن...ومورد تحسين واقع شده ام...خيلي بهم پيشنهادهمكاري بااونا بهم شد...شب وروزم باارباب رجوععه...يطوري از آدمها بدم اومد ازمردم...ازرفتارشون..اينقدر باادماي پررو بي ادب وبي فرهنگ سروكله زدم كه يطورايي ازمردم بدم اومد....ولي بازم سعي ميكنم فروتن باشم...خونسردي خودم حفظ كنم...محل كسي ندم...به رفتاراشون محل ندم
محل كارم دارم موسيقي گوش ميدم...خيلي تاثير داشته...خيلي![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)