سلام
اینکه اول زندگی آدم بخواد من و تویی داشته باشه و از این مسایل حرف بزنه و یا حد و مرزی مشخص کنه یه خرده عذاب آور هست و من بایت این موضوع شما رو درک می کنم
در رابطه با همسر شما که میگه زن خانه دار بهتره، اینا تعارفات الکی هست الان زیاد مردی پیدا نمیشه که این حرف رو واقعا از صمیم قلبش بزنه مگر اینکه خودش یه درآمد بسیار بالا داشته باشه که درآمد زن توش اصلا به چشم نیاد در اون صورت شاید آرامش منزل رو به کار کردن همسرش ترجیح بده
همسر من در اولین صحبت با من می گفت دوست ندارم همسرم کار بکنه و همسر من می تونه استعدادهاشو جور دیگه ای نشون بده و ...
ولی به عینه می دیدم وقتی در امتحان استخدامی شرکت می کردم خیلی پیگیر بود که حتما قبول بشم با همون مدرک کارشناسی یه جایگاه شغلی به دست آوردم و چون ارشد میخوندم نمیشد برم سر کار با مدیر شرکت صحبت کردم یک سال به من فرصت دادن درسم تمام بشه برگردم و همه اینها زیر نظر همسرم هم بود و هیچ موقع نگفت چرا امتحان میدی یا چرا این فرصت شغلی رو با چنگ و دندون حفظ می کنی
بعدش که دکترا قبول شدم به خودی خود دیگه نمی خواستم که به اون شغل فکر کنم و کلا اون کار رو کنسل کردم و برای بورسیه برای استخدام در دانشگاه اقدام کردم برای همه این موارد همسرم همراهیم کرد
بعد بچه دار شدن گاهی که چند روز پشت سر هم به پایان نامه ام نمی رسیدم می گفت خودت رو تبدیل به یه زن خانه دار کردی حیفه توی این جایگاه بعد این همه تلاش یکهو همه چیز رو رها کنی
اینها همه یه سری تعارف هستش که نمیخوام همسرم کار کنه و این حرفا
شما همه معیارهای همسرت رو داشتی که باهات ازدواج کرده مردها از هیچ معیاری صرفنظر نمیکنن چون قدرت انتخاب دارن و مجبور نیستن مثل خانمها به موارد معدودی فکر کنن
ولی به نظر من در موارد غیر ضروری که مصرفی و تمام شدنی هستن مثل همین هزینه عروسی به هیچ وجه مشارکت نکن
یک بار به همسرت بگو مایل هستی برای روشن شدن یک سری موارد باهاش گفتگو کنی این گفتگو بیرون از منزل شما یا منزل پدری ایشون باشه توی یه جایی مثل کافی شاپ
خیلی آروم و با احساس، بدون هیچ موضع گیری یا لحن خشونت آمیزی به همسرت بگو وقتی به مسئولیتهای یک زن خصوصا بعد از مادر شدن فکر می کنم به این نتیجه می رسم که ممکن هست فقط دو سه سال دیگه برم سر کار یا شاید 5 سال دیگه بنابراین میخوام درآمدم توی این چند سال صرف پس انداز بشه و افزایش سرمایه به هیچ وجه توی مواردی که پول توش تمام میشه روی من حساب نکن در رابطه با بقیه موارد و بقیه سرمایه گذاریها هم اگر ممکن هست با من مشورت کن در اون صورت میتونیم با هم مشارکت کنیم و با هم زندگیمون رو بسازیم
اگر چیز سند داری خریداری شد دوباره یه گفتگو با همسرت داشته باش و از همون اول مشخص کن که مایلی همه چیز نصف نصف سند زده بشه
البته گوشه ذهنت داشته باش که شما به هیچ وجه قرار نیست کارت رو رها کنی این فقط یه احتمال کوچک هست که شما بزرگ نشونش میدی چون اول زندگی نمیشه چکشی حد و مرز مشخص کرد با بیان چنین احتمالی نظرت رو بیان می کنی اگر هم همسرت گفت من و تو نداریم و این پولها توی زندگی مشترکمون هست بگو تمام حرفهات درسته و من قبول دارم فقط بحث یک احساس نامطلوب هست که میخوام از شرش خلاص بشم چون موافق هزینه زیاد برای عروسی گرفتن نیستم بنابراین احساس بدی دارم وقتی برای هزینه یه کار بیهوده بخوام مشارکت کنم. این فقط یک احساس هست و دلم میخواد منو درک کنی بابت این احساسی که دارم
و بعد شروع زندگی هم کل پولت رو پس انداز کن (به جز مواردی که به دلخواه خودت مثلا وقتی تنها بیرون منزل هستی میخری) و بذار همسرت حس تامین کنندگی شما رو داشته باشه همونطور که اقلیمای عزیز و سایر دوستان گفتن
در رابطه با هدیه پدرت هم میتونی به همسرت بگی ماشین رو خودم بهشون پس دادم چون میخوام زندگیمون رو با هم بسازیم و از طرفی خانوادم خرید جهیزیه رو در پیش دارن و نمیخوام فشاری روی دوششون باشه
یا هم اگر پدرت وضع مالیش انقدر خوب هست که اون ماشین هیچ تاثیری روی شرایطشون نمیذاره میتونی به پدرت بگی که اگر امکان داره اون ماشین رو به شما برگردونن چون خانواده داماد از اول اونو زیر پای شما دیدن یه خرده احساس سرشکستگی می کنید در برابرشون اگر یکهو بگین ازم گرفتنش
به هر حال یه استراتژی در نظر بگیر که توش حرف و حدیث نباشه اگر ماشین به شما برگشت که هیچ، اگر هم برنگشت جلوی همسرت وانمود کن که تصمیم خودت بوده یا حداقل با موافقت خودت انجام شده
و به نظر من هم به هیچ وجه نذار همسرت توقعی از پدرت داشته باشه که اگر این قضیه به صورت عادت دراومد هر روز باید جوابگوی یه درخواستی باشی و بین پدرت و همسرت دائم گیر بیفتی
در عین حال که آرامشت رو حفظ می کنی کاملا با اعتماد به نفس و قاطع برخورد کن
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : شنبه 13 آذر 95 در ساعت 13:12
علاقه مندی ها (Bookmarks)