نقل قول نوشته اصلی توسط takamol
امروز خدارو شکر خودش سر صحبت رو باز کرد درمورد کار منظورمه .گفت که اشتباه کردی منم گفتم حق با اونه البته گفت که اون کار دیگه از دست رفته .ولی به هر حال تصمیم گرفتم کمتر به اون فکر کنم چون تا حالا دوست خیلی خوبی برام بوده و به من بی احترامی نکرده نمی خوام از دستش بدم به نظرت بده یه دوست از بین همکارای قدیمی داشته باشم؟./میخوام رویایی فکرنکنم دلمو پاک کنم به رابطم در عفاف و احترام ادامه بدم فقط مواظب باشم خیلی شور نشه آمادگی اینو داشته باشم که هروقت خواست یا خواستم از زندگی هم بیرون بریم بدون کینه این کارو بکنیم ./اگرم اون قدر موجودی مثه منو که خیلی ها آرزو دارن قبولشون داشته باشم رو دونست و دوستم داشت کل دوستاشو کنار میزاره و میاد طرف من البته من نمی دونم الان چه مدلی با اونا رفتار میکنه ولی همه از همکارا و همکلاسیاش هستن که یه کم شاید زیادی با هاشون صمیمی شده .هروقت درخواست ازدواج کرد اون موقع در موردش بر حسب شرایط زمانی و مکانی عاقلانه ترین تصمیم رو میگیرم. راستی به هم گفت تا حالا به من دروغ نگفته چون معتقده مردا وقتی قصد سوء استفاده از خانم ها رو دارن دروغ میگن و اون هیچ وقت همچین قصدی نداشته.نظرت چیه همه رو با دقت خوندی دیگه آره؟به هر حال قبلا ازت ممنونم که با وجود فکر پریشونت به من کمک میکنی...
بنظرت وقتی کسی ( مرد یا زن ) میخواد از کس دیگری سوء استفاده کنه میره مستقیم راستشو بهش میگه ؟